تکامل سالک در دنیا و برزخ
اگر سالک در دنیا به کمال معرفتی برسد، به مطلوب خود نائل شده است، چنانکه برخی از سالکان در همین دنیا به وصال الهی میرسند. و اگر قبل از رسیدن به كمال بمیرد، شهید از دنیا رفته و مهاجری است که بهسوی خدا رفته و بعد از مرگ به كمال خواهد رسید.
«قال عزَّ من قائل: {وَمَنْ یخْرُجْ مِنْ بَیتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ یدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ}[1]»؛ خداوند عزیز میفرماید: اگر كسی در حالی كه قصد دارد به سوی خدا و رسولش هجرت كند از خانه بیرون بیاید و در آن حال بمیرد، اجرش با خداست. این آیه دربردارندۀ عرفان عملی است و موضوع آن تكامل انسانی میباشد. سؤالی که مطرح است اینکه آیا رسیدن به كمال انسانی در عالم برزخ ممکن است؟
باید توجه کنید، اینکه سالکی در همین دنیا به تمام مراتب کمال برسد شرط تکامل نیست. اگر سالک با نیت رسیدن به مقصد اعلای مراتب كمال انسانی وارد سیر و سلوک و اعمال سلوکی شده و با هواهای نفسانی مخالفت داشته باشد، اما در بین راه بمیرد، در عالم برزخ به تكامل خواهد رسید، همانطوری که اگر مجاهد و رزمندهای آماده شد و به طرف جبهۀ جنگ با دشمن رفت، ولی در راه از دنیا رفت، شهید محسوب میشود.
همین آیهای كه دربارۀ مجاهدان الی الله در جهاد اصغر گفته شده، در مورد سالک الی الله در جهاد اکبر نیز صادق است؛ بنابراین اگر سالکی در راه سیر و سلوک پیش از رسیدن به توحید حقیقی از دنیا برود، پروردگار متعال او را از کمال نهایی محروم نکرده و بعد از مرگ به تكامل خواهد رساند.
عمده ادلهای که برای اثبات تکامل در برزخ میتوان به آنها تمسک کرد، روایات میباشند و اگر فلاسفه و کسانی دیگر نیز این بحث را مطرح کردهاند، به مدد روایات است.
یکی از دلایل وجود تکامل برزخی، صلوات بر پیامبر و خاندان پیامبر(علیهم السلام) است؛ زیرا طبق روایات معصومان(علیهم السلام) صلوات سبب تکامل معنوی پیامبر و اهل بیت(علیهم السلام) میشود.[2] در این زمینه دعاهایی داریم كه مضمونش تکامل اخروی پیامبر(صلی الله علیه و آله) است؛ مثلاً میفرماید:
«اللَّهُمَّ فَارْفَعْهُ بِمَا کدَحَ فِیک إِلَی الدَّرَجَةِ الْعُلْیا مِنْ جَنَّتِک، حَتَّی لَا یُسَاوَی فِی مَنْزِلَةٍ وَلَا یُکافَأَ فِی مَرْتَبَةٍ وَلَا یوَازِیهُ لَدَیک مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَلَا نَبِیٌ مُرْسَلٌ»؛[3] پروردگارا! بارالها! پیغمبرت را با این جدّ و جهد و زحمتی که در این دنیا دربارۀ امت کشید و از این دنیا رفت، به بالاترین درجات برسان که هیچ کس در هیچ مقام و منزلتی با او برابر نباشد و در آستانت هیچ فرشتۀ مقربی و پیامبر مرسلی با او برابری نکند.
خدای این دنیا و خدای برزخ و آخرت یکی است. او ناظر همۀ بندگان و در همۀ مراتب است؛ به همین جهت وقتی دست ما به جانب او بلند باشد، او هم دعای بندهاش را مستجاب کرده و به مراتب عالی خواهد رساند.
سالک باید در رسیدن به كمالات معنوی امیدوار باشد و نباید بگوید: ما نمیتوانیم در این دنیا مثل سید علی آقای قاضی(قدس سره) یا سلمان(رضوان الله علیه) و ابوذر(رضوان الله علیه) شویم. در جواب باید گفت: اگر خدا از کسی صدق نیت و اخلاص ببیند و او در این راه مقاومت و پایداری بكند، خدا قطعاً به او عنایت خواهد کرد.
اى نه دلۀ ده دله هر ده یله كن
صراف وجود باش و دل یک دله كن
یک صبح به اخلاص بیا بر در ما
گر كام تو بر نیامد آن گه گله كن[4]
حال اگر سالکی پیش از رسیدن به کمال بر اثر حادثهای مثل تصادف یا بیماری از دنیا برود، خداوند(عز و جل) او را در برزخ محروم نخواهد کرد و به کمال حقیقی خواهد رساند؛ چون خدا به نیت و سرّ درون این سالک آگاه است که اگر در این دنیا زنده میماند همین راه را ادامه میداد و به مقصد میرسید.
در اینجا ممکن است این سؤال پیش بیاید: چرا شخصی كه برای چند سالِ محدود خدا را عبادت كرده، بهشتی شود و در آنجا جاویدان بماند و اگر اهل سلوک بود، پس از مرگ به کمال برسد، اما شخص دیگری كه چند سال محدود در این دنیا در حال فسق و فجور بوده و از دنیا رفته است، آیا با عدالت الهی سازش دارد كه برای همیشه در جهنم بماند؟!
در پاسخ باید گفت: بله، با عدالت سازش دارد؛ چون خدا به نیت نگاه میكند و میبیند این فاسق و فاجر اگر عمر نوح را هم میداشت و حتی اگر تا پایان دنیا هم عمر میكرد، همینطور در فسق و فجور بود. همچنین خدا از نیت همیشگی شخص مؤمن نیز آگاه است؛ چون او را امتحان و آزمایش کرده و وی هم به خوبی از آن سربلند بیرون آمده است؛
پس پروردگار متعال میداند که این مؤمن اگر تا پایان دنیا زنده بماند، دست از خدا برنمیدارد و نیتش جز راه خدا نخواهد بود؛ لذا او را با نیت پاکش وارد بهشت و آن کافر را با نیت شرّش وارد جهنم میكند. پس عمده، «نیت حقیقی» است که در این راه بسیار اهمیت دارد و در روایات هم تأکید شده است. پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) میفرماید:
«إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّیاتِ وَلِكُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى فَمَنْ غَزَا ابْتِغَاءَ مَا عِنْدَ اللَّهِ(عز و جل) فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ(عز و جل) وَمَنْ غَزَا یرِیدُ عَرَضَ الدُّنْیا أَوْ نَوَى عِقَالًا لَمْ یكُنْ لَهُ إِلَّا مَا نَوَى»؛[5] پاداش و ارزش اعمال، فقط به نیتهاست و براى هر كس، همان چیزى است كه نیتش را دارد. پس هر كه براى تحصیل آنچه نزد خداست بجنگد، بىگمان اجرش با خداست و هر كس براى رسیدن به متاع دنیا یا به نیت زانوبند شتر بجنگد، نصیب و پاداشىجز آنچه برایش جنگیده، نخواهد بود.
بنابراین باید تلاش كنیم تا نیتمان را تصحیح و تقویت كنیم و از خدا بخواهیم قبل از مرگ به كمالات دست یابیم و اگر زمانی محقق نشد، نباید از رحمت و فضل الهی مأیوس شویم.
برگرفته از کتاب مشکات دل شرح «المطالب السلوکیه»
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. نساء (4)، آیۀ 100.
[2]. روایات متعددی وجود دارد که نشان میدهد که معصومان(علیهم السلام) و حتی پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) از بُعد علمی بهطور مستمر در حال تکامل هستند. طبق این روایات، در هر شب جمعه، علم زیادی به دریای علم ایشان اضافه میشود. این علم ابتدا به پیامبر(صلی الله علیه و آله) و سپس به امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) و به ترتیب، به سائر ائمه(علیهم السلام) اعطا میشود.[کلینی، الکافی، ج 1، ص 253 _ 255] این ازدیاد در علم، خود نوعی تکامل و بالا رفتن مقام و درجه برای این ذوات مقدس محسوب میشود؛
از اینرو اشکالی وجود نخواهد داشت، اگر بگوییم این صلواتها و رحمتها موجب تکامل و بالا رفتن مقام این بزرگواران خواهد شد؛ لذا امیرالمؤمنین(علیه السلام) در خطبۀ نماز جمعه به اثر صلوات اشاره کرده و میفرماید: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ وَنَبِيِّكَ صَلَاةً نَامِيَةً زَاكِيَةً تَرْفَعُ بِهَا دَرَجَتَه»؛ خدایا! بر محمد، بنده و فرستاده و پیامبرت صلواتی روینده و بالنده بفرست که توسط آن، مقام او را بالا بری. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 432.
[3]. الصحیفة السجادیة، دعای دوم، ص 36.
[4]. سخنان منظوم ابوسعید ابوالخیر، ص 77.
[5]. على بن جعفر عریضی، مسائل علی بن جعفر و مستدركاتها، ص 346؛ شیخ طوسی، الأمالی، ص 618.





