4 ویژگی خطرناک دنیا و راهکار عملی مواجهه با آنها
دنیا ویژگیهایی دارد که در آیات و روایات متعددی بیان شده است. امام زینالعابدین(علیه السلام) در فرازی از مناجات خمس عشر چند مورد از خصوصیات دنیا را بیان فرموده است که به توضیح آنها میپردازیم:
1. دامهای هلاک کننده
امام زینالعابدین(علیه السلام) عرضه میدارد: «إِلَهِي أَسْكَنْتَنَا دَاراً حَفَرَتْ لَنَا حُفَرَ مَكْرِهَا»؛ پروردگارا! ما را در خانهای (دنیا) جای دادی که برای ما چاههایی از دنیای مکّار کَنده است؛ چاهی است که وقتی انسان در آن میافتد، هلاک میشود. دنیا را به پیرزن عجوزۀ مکّار تشبیه کردهاند که کارش فریب دادن دخترها و جوانهاست.[1]
حافظ در غزلی میفرماید:
از ره مرو به عشوۀ دنیا که این عجوز
مکاره مینشــیند و محـتاله میرود[2]
این دنیا و زینتها و ظواهرش فریبنده است و با ظواهر و زیباییهایش انسان را به خود مغرور میکند. این دنیا هر کسی را به شیوهای گرفتار، اسیر و فریفته کرده و برای هر فردی دامی متناسب با خودش پهن کرده است. شخصی را از راه تعلّق به زن و فرزند، دیگری را به وسیلۀ حبّ به پست، مقام، ریاست و شهرت و عدهای را با وابستگی به ثروت گرفتار و مشغول به خود میکند.
جمع بین رحمت و امور فریبندۀ دنیا
خداوند ما را به دنیایی آورده که مظاهر فریبنده و خدعههای آن از همه طرف بر ما حمله میکند. سؤال این است که این مسئله با رحمت الهی چطور قابل جمع است؟ چرا خداوند بندگانش را در این دنیا در معرض خطرها، لغزشها و چاههای هلاک کننده قرار داده است؟ در پاسخ عرض میکنیم که همۀ اینها به دلیل آزمایش الهی است.
خداوند در قرآن میفرماید: {الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَكُمْ أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ}؛[3] او کسی است که مرگ و زندگى را پديد آورد تا شما را بيازمايد كه كدامتان نيكوكارتريد و اوست ارجمند آمرزنده. عزیزان! ما باید در این دنیا راه صحیح را خودمان انتخاب کنیم. بین خیر و شر و بین حفرههای مکر و جاذبههای الهی که در این دنیا فراوان است، راه صواب و جذبههای الهی را انتخاب کنیم.
آنهایی که به میدان سیر و سلوک قدم میگذارند و با نفس خود مبارزه میکنند، سرانجام به نگاه توحیدی میرسند که آنها را کمک میکند و از این فریبها نجات میدهد، ولی تا وقتی که با هواهای نفسانی خود جنگ نکنند، آن قوّت روحی و ایمانی برایشان حاصل نمیشود.
2. فتنههای مرگبار
امام زینالعابدین(علیه السلام) در بیان خصوصیتهای دنیا میفرماید: «وَ عَلَّقَتْنَا بِأَيْدِي الْمَنَايَا فِي حَبَائِلِ غَدْرِهَا»؛ این دنیا بهوسیلۀ فتنهها و علایق خود ما را در چنگ مرگ انداخته است. کلمۀ «مَنایا» جمع «مَنِیِّة» به معنای مرگ است و میتواند به معنای «مُنیِة» به معنای آرزو باشد.
هر دو معنا اینجا قابل تطبیق است؛ یعنی میتوانیم بگوییم این دنیا ما را به دست آرزوهای گوناگون خود انداخته است و هم میتوانیم بگوییم این دنیا ما را به دست اَجلها و مرگهایی که در اثر مفتون شدن به فتنههای مرگبارِ فریب دهنده دنیا احاطه شده، گرفتار کرده است.
مرگهای گوناگون؛ مثل اینکه شخصی به معشوق و مطلوب خود نرسیده و دست به خودکشی میزند یا در طمع بهدست آوردن پست و مقام جانش را از دست میدهد. این حوادث مهلک غیر از ریشه داشتن در محبت دنیا در چه امر دیگری میتواند ریشه داشته باشد؟ به همین دلیل است که امام چهارم(علیه السلام) در این دعا میفرماید: محبّتهای دنیا انسان را در انواع حوادث مرگ میاندازد.
نقل شده در جزیرهای از کشورهای دنیا سنگ بزرگی در بخشی از دریا به نام حجرالانتحار وجود دارد. برخی افراد وقتی میخواهند خودکشی کنند روی آن سنگ میایستند و خود را به دریا میاندازند؛ چون به خواستۀ خود نرسیده، در نتیجه از زندگی ناامید شده و خودکشی میکند. حالتهای مختلفی از مرگ هست. ما باید حواسمان را جمع کنیم که شبکههای خیانت و مکر دنیا ما را از هدف حقیقی جدا نکند.
اگر کسی در راه خدا قدم بگذارد و محبوب او، خدا باشد، در این راه به فنای تام میرسد و در واقع به مرگ اختیاری نایل میشود. این کجا و آن کسی که به خاطر مسائل دنیوی دست به خودکشی میزند کجا!
امام سجّاد(علیه السلام) بعد از بیان مهلکات دنیوی، تنها پناه انسان را سایۀ لطف و رحمت خداوند میدانند و در ادامه دعا میفرماید: «فَإِلَيْكَ نَلْتَجِئُ مِنْ مَكَائِدِ خُدَعِهَا»؛ از دامهاى فریبندهاش به تو پناه میآوریم. عزیزان! در برابر وساوس نفس و شیطان جز پناه بردن به خدا چارهای نداریم؛ چون میبینیم اینهمه خدعه و فریب در دنیا وجود دارد و آنهایی که در این دنیا فرو رفتند، خودشان اهل خدعه شدند و عدهای از مؤمنان نیز دنیاپرست و مظاهر فریب گرفتار شدهاند.
با این وجود چارهای جز پناه بردن به حریم الهی و طلب نجات از او نداریم؛ لذا امام میفرماید: «فَإِلَيْكَ نَلْتَجِئُ» فقط به تو پناه میبریم؛ یعنی بدانید تنها راه نجات، پناه بردن به خداست.
ز خويش نيز حذر كن، چه جاى بيگانه
كه نيست دشمنى از نفس خويش دشمنتر
جهاد اكبر از آن شد جهاد نفس كه نيست
درين جهان و در آن دشمنى از آن اكبر
ره مكايد او را شناختن كاريست
نخست نيست ازين كار هيچ اولىتر[4]
عواقب شوم غرور
«وَ بِكَ نَعْتَصِمُ مِنَ الِاغْتِرَارِ بِزَخَارِفِ زِينَتِهَا»؛ از مغرور شدن به زیورهاى آراستهاش به تو اعتصام و توکل میکنیم. تو پناهگاه و تکیهگاه ما هستی. خدایا! ما خود را به تو پیوند میزنیم و تو را وسیله قرار میدهیم که مبادا مغرور و فریفتۀ زیورهای دنیا شویم. عزیزان! بدانید این یک امر مسلّم است که اگر ما با حال انقطاعِ کامل از دنیا و اسباب ظاهری، خدا را ملجأ و پناه خود قرار دهیم، حتماً او دست ما را خواهد گرفت.
غرور از جمله بيماریهای اخلاقی است كه در دنيا و آخرت پيامدهای منفی و زيانباری برای انسان به همراه دارد. در آیات قرآن و روايات ائمه اطهار(علیهم السلام) به آثار و پيامدهای اين صفت مهلک تصریح شده است. انسانها در طول تاريخ به سبب اين صفت پست و نامطلوب به چه مشكلاتی در زندگی فردی و اجتماعی خود دچار شدهاند.
وقتی خداوند از ملائكه خواست تا در برابر آدم سجده كنند، همه سجده كردند جز ابليس كه مبتلا به تكبر و غرور شده بود و خیال میكرد در آفرینش از آدم بهتر است. خودبزرگبینی و غرور، نخستین گناهی بود كه در جهان به وقوع پيوست.
گناهی كه سبب شد فردی همچون ابليس كه سالیان دراز و به تعبير امیرمؤمنان علی(علیه السلام) شش هزار سال خدا را عبادت كرده بود،[5] به دليل تكبر و غرور، تمام عبادات و اعمال او بر باد برود و از آن مقام والا كه همنشین با فرشتگان و مقام قرب خدا بود، یکباره سقوط كرد و به همين دليل، خدا او را خوار و ذليل و پست گردانيد. امام علی(علیه السلام) دراینباره میفرمايد:
«اَلا تَرَوْنَ كَيْفَ صَغّرهُ اللّهُ بِتَكبُّرهِ وَ وَضَعَهُ بترَفُّعِهِ فَجَعَلَه في الدُّنيا مَدْحُوراً و أعَدّلَهُ في الآخِرَةِ سَعِيراً»؛[6] آيا نمیبينيد چگونه خداوند او را به علّت تكبرش تحقير كرد و براثر غرور و بلندپروازی بیدلیلش او را پست و خوار گردانيد. پس او را در دنيا مطرود ساخت و آتش برافروختۀ دوزخ را در آخرت برای او مهيا نمود.
نکتۀ دیگر اینکه «نَعْتَصِمُ» و «نَلْتَجِئُ» فعل مضارعاند و بیان کنندۀ استمرار یک عمل میباشد؛ در نتیجه اگر بخواهیم از مهالک دنیا و مظاهر دلفریب آن در امان باشیم، باید بهطور پیوسته به خداوند توکل کرده و به درگاه او پناه ببریم تا از آلودگیهای دنیا ایمن بمانیم.
3. هلاک کنندۀ دنیاطلبان
امام زینالعابدین(علیه السلام) علّت پناه بردن به خدا را با اشاره به سومین ویژگی دنیا بیان میکنند: «فَإِنَّهَا الْمُهْلِكَةُ طُلَّابَهَا الْمُتْلِفَةُ حُلَّالَهَا»؛ زیرا دنیا طالبش را هلاک میکند و واردینش را نابود مى کند. چرا ما باید به خدا پناه ببریم؟ «فاء» در این جمله به معنای تعلیل است. به این معنا که چون اگر او ما را حفظ نکند هلاک میشویم. وضع دنیا اینطور است؛ هر کسی بهسوی دنیا رو کرد او را هلاک کرده و از پا درمیآورد.
قارون با آن همه مالش، آخر کجا رفت؟ این چاهها، مهلکات و مظاهر فریبندۀ دنیا انسان را هلاک میکند. واقعاً هم هلاک میکند! مأمون خلیفۀ عباسی را ببینید که به خاطر دنیا و خلافت، برادر خودش را کشت. مستنصر عباسی پدر خود، متوکل را کشت. قابیل، هابیل را کشت و همینطور جنگهایی هم که الآن اتفاق میافتد، همه بر سر قدرت است و ریشه در علایق دنیوی انسانها دارد. مسائل دنیوی اینها را وادار به جنگ میکند.
گفته است احمد مر اين معنى عيان
طالب دنيا بود همچون سگان
جيفه دنيا ندارى دوست تو
تا نسوزى در درون پوست تو
اوليا كردند ترک اين جهان
نه نهادند كاسه بر روى خوان
نى چو سگ در كاسه سر انداختند
هستى خود در جهان درباختند
جمله از مال جهان بگريختند
خاک بر فرق سر او ريختند
ترک دنيا كردهاند مردان راه
پاک كرده خويش را از اين گناه[7]
گاهی سر یک مسئلۀ دنیایی بین یک فامیل و افراد خانواده اختلاف و جدایی پیش میآید. نقل شده مادری زنجیر طلا داشته و در زمان حیاتش گفته بود این طلا برای دختر بزرگ من باشد. اینکه تا آخر عمرش نظرش همین بوده یا نه؟ آیا از ثلث مالش گفته یا نگفته است؟ مشخص نیست.
این دختر هم بعد از مردنِ مادرش این زنجیر طلا را مطالبه میکرد. وارثها گفتند: این خانمی که مرحوم شده در این مورد وصیتی نداشته؛ بنابراین زنجیر طلا هم جزء بقیۀ اموال تَرَکه خواهد بود و باید تقسیم شود. آن دختر راضی نشد و قهر کرد و حتی در فاتحهخوانی و ختم مادر خودش هم شرکت نکرد. عزیزان! به خاطر دنیاطلبی کار بهجایی میرسد که فرزند حتی سر جنازۀ پدر و مادر خودش حاضر نمیشود و با برادر و خواهرش قهر میکند.
«الْمُتْلِفَةُ حُلَّالَهَا»؛ دنیا واردانش را نابود میکند. حُلّال جمع حالّ است؛ کسی که در یکجا وارد میشود و آن مکان را احاطه میکند، به او حالّ گفته میشود. «حَلَّ فی مَکانٍ»؛ یعنی در یک مکان حلول کرد و آن مکان، محل او قرار گرفت. وضعیت دنیا به این صورت است: کسانی که به آن وارد و در آن ساکن میشوند و از آخرت و مسائل معنوی و الهی غافل میشوند، دنیا آنها را به تلف و نابودی میاندازد و آنها همهچیز خود را اعم از وقت و عمر و جان، از دست میدهند.
آنها فکر میکنند که میتوانند از راه دلبستگی به دنیا و مالاندوزی به نجات برسند، درحالیکه اینطور نیست. نجات زمانی برای ما حاصل میشود که بهاندازۀ کفاف از دنیا برداشت کنیم، نه اینکه اوقات خود را تماماً صرف طلب دنیا کنیم. آنهایی که اهل دنیا هستند و فقط خانۀ خود را در دنیا میبینند و به خانۀ ابدی توجّهی ندارند، دنیا آنها را از پا درمیآورد. این مطلب، تجربه شده و برای آن هزاران داستان آموزنده وجود دارد.
عزیزان! اگر شما بهطرف دنیا بروید، دنیا شما را مرتب از خودش دور میکند، ولی اگر به دنیا بیاعتنا شوید دنیا به سراغ شما خواهد آمد. پيامبر اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) میفرمایند:
«إِنَّ اللّهَ(جل جلاله) اَوْحي اِلَی الدُّنْيا اَنْ اَتْعبَي مَنْ خَدَمَكَ وَ اَخْدَمي مَنْ رَفَضكَ»؛[8] همانا خداوند بزرگ به دنيا وحی فرمود: هرکسی كه تو را خدمت میكند به زحمت انداز و به كسی كه به تو بیاعتنایی میكند خدمت كن.
اگر شما به سمت خدا، آخرت و اموری که مرضیّ خداست بروید، میبینید رزق و روزی و برکتهایی از جاهایی که اصلاً گمان نداشتید، به یکباره طرف شما خواهند آمد.[9] پس ما وظیفه داریم خود را خیلی بهطرف دنیا نبریم و هر چه بتوانیم محبّت دنیا را از دل خودمان بیرون کنیم برای سلوک بهتر است؛ چون در این صورت خود دنیا به سراغ ما خواهد آمد و اینطوری خیلی هم خوب است و دیگر آسیب و ضرری به ما نمیرساند.
4. محل رنج و ابتلائات
حضرت امام سجّاد(علیه السلام) در بیان ویژگیهای دنیا میفرماید: «الْمَحْشُوَّةُ بِالْآفَاتِ الْمَشْحُونَةُ بِالنَّكَبَاتِ»؛ دنیا پر از آفات و رنج و انباشته از نکبتهاست؛ یعنی دنیا اینطور است که همه نوع آفت و آسیب در آن پیدا میشود. در ظاهر، خودش را خیلی خوب نشان میدهد، اما آفتهایی هم دارد که نباید از آن غافل شویم. امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) میفرماید:
«مَثَلُ الدُّنْيَا كَمَثَلِ الْحَيَّةِ لَيِّنٌ مَسُّهَا وَ السُّمُّ النَّاقِعُ فِي جَوْفِهَا يَهْوِي إِلَيْهَا الْغِرُّ الْجَاهِلُ وَ يَحْذَرُهَا ذُو اللُّبِّ الْعَاقِلُ»؛[10] مَثَل دنیا چون مار سمی است، پوست آن نرم، ولی سم کشنده در درون دارد. نادانِ فریبخورده به آن میگراید و هوشمند عاقل از آن دوری گزیند.
در حدیث قدسی خداوند(عزّ و جلّ)به حضرت داود(علیه السلام) فرمود:
«يَا دَاوُدُ … إِنِّي وَضَعْتُ اَلرَّاحَةَ فِي اَلْجَنَّةِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهَا فِي اَلدُّنْيَا فَلاَ يَجِدُونَهَا»؛[11] ای داود! من آسایش و راحتی را در بهشتم قرار دادم، اما مردم در دنیا دنبال آن هستند و آن را نمییابند.
پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) هم میفرماید: «الرّاحَةُ فِی الدُّنیا مُستَحیلَة»؛[12] آسایش و راحتی (مطلق) در دنیا محال است. در این دعا هم حضرت میفرماید: «الْمَحْشُوَّةُ بِالْآفَاتِ»؛ این دنیا مملو از آفات و آسیب است.
عزیز من! ما باید با این دنیای پر از آفت و آسیب چگونه رفتار کنیم؟ آیا خوب است به خاطرش دیگران را اذیت کنیم و حقوق مردم را زیر پا بگذاریم؟ آیا خوب است برای رسیدن به چنین دنیایی، دست به هر حلال و حرامی بزنیم و از محرمات و شبهاتش پرهیز نکنیم؟ البته ما از دنیای مذموم که در آن فسق و فجور و وابستگی و تعلقات گوناگون وجود دارد، صحبت میکنیم نه دنیای ممدوح.
در مورد دنیای ممدوح روایات متعددی وجود دارد که به روایتی از امیرالمؤمنین(علیه السلام) بسنده میکنیم:
«إِنَّ الدُّنْيَا دَارُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَقَهَا وَ دَارُ عَافِيَةٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنْهَا وَ دَارُ غِنًى لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْهَا وَ دَارُ مَوْعِظَةٍ لِمَنِ اتَّعَظَ بِهَا مَسْجِدُ أَحِبَّاءِ اللَّهِ وَ مُصَلَّى مَلَائِكَةِ اللَّهِ وَ مَهْبِطُ وَحْيِ اللَّهِ وَ مَتْجَرُ أَوْلِيَاءِ اللَّهِ اكْتَسَبُوا فِيهَا الرَّحْمَةَ وَ رَبِحُوا فِيهَا الْجَنَّةَ فَمَنْ ذَا يَذُمُّهَا وَ قَدْ آذَنَتْ بِبَيْنِهَا وَ نَادَتْ بِفِرَاقِهَا وَ نَعَتْ نَفْسَهَا وَ أَهْلَهَا فَمَثَّلَتْ لَهُمْ بِبَلَائِهَا الْبَلَاءَ وَ شَوَّقَتْهُمْ بِسُرُورِهَا إِلَى السُّرُور»؛[13]
دنيا براى كسى كه گفتارش را راست انگارد، سراى راستى است و براى كسى كه حقيقت آن را دريابد، سراى عافيت است و براى كسى كه از آن براى آخرتش توشه برگيرد، سراى توانگرى است و براى كسى كه از آن پند پذيرد، سراى اندرز و موعظه است. دنيا مسجد عاشقان خداست، مصلاى ملائكه و محل نزول وحى خداست؛ فروشگاه دوستان خداست كه در آن كسب رحمت كنند و سودشان بهشت است.
پس چه كسى دنيا را نكوهش میکند، درحالیکه دنيا خود نداى فراق سرداده و خود و اهل خود را به نيستى هشدار داده، محنت و بلايى را كه خود بدان گرفتار است، نمونۀ محنتها و بلاهاى آخرت گردانيد و به شادمانى خود آنان را به شادمانى آخرت راه نمود.
اما منظور امامسجاد(علیه السلام) در این مناجات شریف، آگاهی نسبت به دنیای مذموم است. امام خمینی(ره) در بیان شرح دنیای مذموم و ممدوح میفرماید:
باید دانست که دنیای مذموم در لسان اولیا همان علاقه و حبّ و توجه به آن است و الا اصل عالم مُلک و مشهدِ شهادت که یکی از مشاهد جمالِ جمیل حقّ است و مهد تربیت اولیا و عرفا و علمای باللّه است و دارالتکمیل نفوس قدسیۀ بشریه و مزرع آخرت است، از اعز مشاهد و منازل است نزد اولیا و اهل معرفت.
چه بسا باشد که کسی حظی از دنیای خارجی نداشته باشد و بهواسطۀ حُبّ و تعلق قلبش به آن، از اهل دنیا باشد و ناسی حقّ و آخرت باشد و دیگری که دارای ملک و سلطنت و جاه و مال است، چون سلیمان بن داود(علیهما السلام) اهل دنیا نباشد و رجل الهی و انسان لاهوتی باشد و معلوم است که در اقبال دنیا و حصول آن، علاقه به آن مدخلیت ندارد.
چهبسا علاقهمندانِ دست تهی که از دنیا جز فساد و نکبت آن را ندارند و بیعلاقههای دارای ملک و حشمت که جمع بین دنیا و آخرت نمودند و به سعادت داریْن رسیدند و اشاره به این نکته در احادیث شریفه شده، مثل قول السجاد(علیه السلام): «الدُّنْیا دُنْیاءان: دُنْیا بَلاغٍ وَ دُنْیا مَلْعُونَةٍ»[14].[15]
راهکار عملی در برابر ابتلائات دنیا
امام زینالعابدین(علیه السلام) بعد از تبیین دامها، فتنهها، مهالک و ابتلائات دنیا، راه نجات را زهد حقیقی میدانند، همانگونه که در گذشته پناه بردن به رحمت الهی را باب ایمنی از آفات دنیا معرفی نمودند. حضرت به درگاه ربوبی عرضه میدارد: «إِلَهِي فَزَهِّدْنَا فِيهَا»؛ خدایا ما را به دنیا بیمیل و رغبت کن تا هیچگونه وابستگی و تعلق به آن نداشته باشیم. دنیایی که ما را فریب دهد و از دین خدا و آخرت جدا کند نمیخواهیم. در گذشته هم بیان شد که زهد حقیقی همان عدم تعلّق و دلبستگی به دنیاست.
با وجود نیرنگهای دنیا چگونه میتوانیم سالم باشیم و دچار نافرمانی الهی نشویم؟ حضرت(علیه السلام) میفرماید: «وَ سَلِّمْنَا مِنْهَا بِتَوْفِيقِكَ وَ عِصْمَتِكَ وَ انْزَعْ عَنَّا جَلَابِيبَ مُخَالَفَتِكَ»؛ به توفیق و عصمتت ما را از آفات دنیا سلامت بدار و جامههای مخالفت را از هستیمان برکَن. باید از جانب خداوند(عزّ و جلّ)توفیق و عنایت و عصمتی باشد تا انسان حفظ شود و الا خودمان به تنهایی نمیتوانیم در برابر آفات و مشکلات دنیا ایستادگی کنیم. راه سلامتی از مهالک سخت این دنیا، توفیقات الهی، عصمت و حفظ پروردگار است.
امامان معصوم(علیهم السلام) همین توفیق را از خداوند درخواست میکردند: «فَلَا حَوْلَ لَنَا إِلَّا بِقُوَّتِكَ وَ لَا قُوَّةَ لَنَا إِلَّا بِعَوْنِكَ فَأَيِّدْنَا بِتَوْفِيقِكَ وَ سَدِّدْنَا بِتَسْدِيدِك»؛[16] پس هیچ حرکتی برای ما نیست جز به نیروی تو و هیچ قوتی برای ما نیست جز یاری تو؛ پس به توفیقت نیرویمان بخش و با هدایتت به راه صواب، ما را استوار بدار.
اگر لطف خداوند بر بندهای تعلّق یابد و او را در کنف عزّت خودش قرار دهد و او را موفّق و از گناهان محفوظ بدارد، هرگز دنیا او را فریب نمیزند و در حفظ الهی خواهد بود. {فَاللَّهُ خَيْرٌ حافظاً وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ}؛[17] خداوند بهترین حافظ و او مهربانترین مهربانان است.
«وَ انْزَعْ عَنَّا جَلَابِيبَ مُخَالَفَتِكَ»؛ جلابیب، جمع جلباب به معنای لباس است. یعنی جامههای مخالفت با اوامر خودت را از تن ما بیرون کن. راههایی را که موجب مخالفت با تو میشود برای ما مسدود نما. وقتی انسان به طرف دنیا رفت، قهراً به تدریج با خدا و اوامرش مخالفت و ستیزهگری میکند.
یک نفر دائماً پیرو دستورهای خدا و مطیع اوست و دیگری دائم در مخالفت با دستورات خداست. آن به گونهای لباس میپوشد، این هم به گونۀ دیگر. لباس فقط این پوشش ظاهری نیست، بلکه لباس معنوی هم در قرآن آمده است:
{يا بَني آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْکُمْ لِباساً يُواری سَوْآتِکُمْ وَ ريشاً وَ لِباسُ التَّقْوی ذلِکَ خَيْرٌ ذلِکَ مِنْ آياتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّکَّرُونَ}؛[18] ای فرزندان آدم! لباسی برای شما فرستادیم که اندام شما را میپوشاند و مایۀ زینت شماست، امّا لباس پرهیزگاری بهتر است. اینها همه از آیات خداست تا متذکّر نعمتهای او شوند.
خداوند(عزّ و جلّ)در همین آیه، لباس و پوشش دیگری به نام تقوا به عنوان لباس معنوی و الهی به ما معرفی مینماید. اینجا هم حضرت سجاد(علیه السلام) برای مخالفت با دستورهای خدا تعبیر به جلباب و لباس کرده است که خدا نکند کسی این لباس تمرّد و تخلّف از اوامر و دستورات خدا را بپوشد.
ضعف اراده
امام حسین(علیه السلام) در حدیث شریفی میفرماید:
«مَنْ حَاوَلَ أَمْراً بِمَعْصِیَةِ اللَّهِ کَانَ أَفْوَتَ لِمَا یَرْجُو وَ أَسْرَعَ لِمَجِیءِ مَا یَحْذَر»؛[19] هر کس بخواهد با نافرمانی و معصیت خدا به هدف و آرزویی برسد، آرزویش بر باد خواهد رفت و زودتر گرفتار آنچه میترسد خواهد شد.
نافرمانی خداوند ممکن است دلایل متعددی ازجمله ضعف اراده، طمع و غیره داشته باشد. خداوند میفرماید: {وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَىٰ آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا}؛[20] همانا ما پیشازاین با آدم عهدی بستیم (که فریب شیطان نخورد) و او فراموش کرد و در آن عهد او را استوار و ثابتقدم نیافتیم. از آیۀ مذکور این معنا به دست میآید که «ضعف اراده» یکی از مهمترین علل و عوامل در نافرمانی آدمی و دچار شدن وی به گمراهی است.
برگرفته از کتاب نجوای سالکان شرح مناجات خمس عشر امام سجاد (علیه السلام)
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی(دامظله)
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. «عیسى(علیهم السلام): إنی أرى الدنیا فی صورة عجوز هماء علیها کل زینة، قیل لها: کم تزوجت؟ قالت: لا أحصیهم کثرة، قیل: أ ماتوا عنک أم طلقوک؟ قالت: بل قتلتهم کلهم، قیل: فتعسا لأزواجک الباقین، کیف لا یعتبرون بأزواجک الماضین و کیف لا یکونون منک على حذر؟»؛
حضرت عیسی(علیهم السلام) فرمود: من دنیا را به صورت پیرزنی دیدم که دندانهایش ریخته و زینتهایی به خود آویخته بود. از او سؤال شد؟ چند شوهر اختیار کردی؟ گفت: قابل شمارش نیست. گفتند: شوهرانت مردند یا طلاقت دادند؟ گفت: تمام آنها را کشتم. گفتند: وای بر بقیۀ شوهرانت که از شوهران گذشته عبرت نمی گیرند و از تو پروا ندارند. ورّام بن أبی فراس، مجموعه ورام، ج 1، ص 69.
[2]. دیوان حافظ، غزل 225، ص 346.
[3]. ملک (67)، آیۀ 2.
[4]. ديوان فيض كاشانى، ج 1، ص 314.
[5]. شريف رضی، نهج البلاغة، ص 287.
[6]. همان، ص 286.
[7]. ديوان فيض كاشانى، ج 1، ص 314.
[8]. مجلسی، بحارالانوار، ج 38، ص 99.
[9]. {ﻭﻣَﻦْ ﯾَﺘَّﻖِ ﺍﻟﻠَّﻪَ ﯾَﺠْﻌَﻞْ ﻟَﻪُ ﻣَﺨْﺮَﺟًﺎ ﻭ یَرزُقهُ ﻣِﻦْ ﺣَﯿْﺚُ ﻟَﺎ ﯾَﺤْﺘَﺴِﺐُ وَ مَنْ یَتَوَکِّلْ عَلَی الله فَهُوَ حَسْبُهُ}؛ كسى كه از خدا بترسد براى او راه خروجى (از مشكلات) قرار مىدهد و از جايى كه حسابش را نمیكند، به او روزى مىرساند و هر كس بر خدا توکل كند او براى وى کافی است. طلاق (65)، آیۀ 2و3.
[10]. شريف رضی، نهج البلاغة، ص 489.
[11]. مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۴۵۳.
[12]. همان، ج ۷۸، ص ۹۵.
.[13] شريف رضی، نهج البلاغة، ص 493.
[14]– دنيا دوگونه است: دنياى رساننده و دنياى ملعون؛ يعنى دنيایى كه انسان را به طاعت و قرب خدا ميرساند، به قدر كفاف است كه آن ممدوح و پسنديده است و دنيایى كه بيش از مقدار كفاف و زيادتر از احتياج است، مایۀ لعنت و دورى از رحمت خداست. كلينى، الكافي، ج 2، ص 131.
[15]. امام خمینی(ره)، سرّ الصلاة، ص 31.
[16]. الصحيفة السجادية، ص 58.
[17]. یوسف (12)، آیۀ 64.
[18]. اعراف (7)، آیۀ ۲۶.
[19]. کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۳۷۳.
[20]. طه (20)، آیۀ 115.





