ملکه تقوا

تمرین و عادت دادن نفس به انجام واجبات و ترک محرمات در به‌دست‌آوردن ملكه تقوا و عدالت، برای هر مسلمان امری اخلاقی و ضروری است. هر چند شرط صحت عمل به حساب نمی‌آید، همانند عدالت که در امام جماعت، قاضی و مراجع دینی شرط است.

لزوم فراگیری احکام شرعی

واجبات به انواع گوناگونی تقسیم می‌شوند: كفایی، عینی، تخییری، تعیینی، نفسی، غیری و … . محرمات نیز انواعی دارد که در فقه مطرح است. بعضی از محرمات، فردی و برخی دیگر اجتماعی است. دانستن همۀ این‌ احکام برای شخص مقلد لازم است. تكالیف و احكام شرعی را ابتدا باید یاد بگیریم، سپس عمل كنیم.

سالک باید بعد از علم به واجبات و ترک محرمات، تمرین كند تا اعمال شرعی حفظ شده و در ذهنش بماند. در مرحلۀ عمل به واجبات و ترک محرمات باید تكرار صورت گیرد تا عادت و ملكه تقوایی برای او پیدا ‌شود که ثمره‌اش عدالت در دین خداست.

آیا این عدالت را فقط مجتهد و مرجع تقلید باید داشته باشد؟ فقط باید پیش‌نماز مسجد داشته باشد؟ فقط قاضی دادگاه باید داشته باشد؟ من و شما که چنین مناصبی نداریم، نباید ملکه عدالت و تقوا داشته باشیم؟ پاسخ این است که افراد مذکور به دلیل مسئولیت‌های بزرگی که بر عهده دارند، خیلی باید عدالت را رعایت كنند، ولی شما هم باید عدالت و تقوایی نسبت به امور دینی و واجبات و محرمات داشته باشید.

هر كسی به سن تكلیف برسد، بلكه قبل از تكلیف باید اطلاعات شرعی داشته باشد تا وقتی به سن تكلیف رسید، به وظیفۀ خود آگاه باشد. اطلاع از احکام شرعی، هم وظیفۀ فرزند و هم وظیفۀ پدر و مادر است. بر پدر و مادر لازم است که رسالۀ توضیح المسائل را برای فرزندشان بخوانند و تعلیم دهند؛ مثلاً برای فرزندان دختر احکام غسل و حیض را یاد بدهند.

علاوه بر پدر و مادر، شوهر نیز باید در آموختن احکام شرعی به همسر خود کمک کرده و در این زمینه سستی نکند. در صورتی که پدر و مادر معلومات کافی در این زمینه ندارند باید اجازه بدهند تا فرزندان به كلاس احكام بروند یا وسایل آموزشی در این زمینه تهیه نمایند. پدر و مادر بعد از این مراحل نباید فرزندان را به حال خود رها کنند، بلکه باید یادگیری و عمل به احکام شرعی را پی‌گیری كنند.

اگر لازم باشد، شوهر در امور منزل به همسر خود کمک کند تا او هم فراغ بال یافته و احکام شرعی را یاد بگیرد. اگر پیش‌نماز یا عالمی مورد اعتماد بوده و احکام بانوان را بلد بود، بر شوهر لازم است همسر خود را برای یاد‌گیری به نزد او بفرستد. هم‌چنین اگر لازم شد، پدر و مادر باید در منزل برای یادگیری فرزندانشان استاد خصوصی ‌بگیرند. بر سالک الی الله هم به صورت ویژه واجب است تا مسائل شرعی‌ خود را فرابگیرد و به افراد تحت كفالت و سرپرستی خود یاد بدهد.

توجه به اسرار عرفانی عبادات

از دیدگاه عرفانی واجب است توجه شود زمانی كه عبادات و واجبات مانند روزه و نماز و دیگر عبادت‌ها از فعل‌ها و ترک‌ها، از باطن نورانی نشأت نگیرد، تغییر اساسی صورت نخواهد گرفت. نوع نگاه سالکان طریقت به احکام و اعمال شرعی با نگاه افراد عادی بسیار متفاوت است. افراد عادی فقط خواهان عمل به احکام بوده و در حد توان خود به مستحبات می‌پردازند، اما عارفان و سالکان طریقت حق، احکام و اعمال شرعی را در حد ظواهر نمی‌بینند،

بلکه همواره اصرار دارند که اسرار احکام و حتی مراحل گوناگون آن ‌را بدانند تا در حال انجام عبادات، یار و کمک‌کار آن‌ها باشد؛ مثلاً اعمال حج، مشعر، عرفات، رمی جَمَرات و هفت‌ عدد سنگ زدن و هفت دور طواف كعبه غیر از مناسک ظاهری دارای اسرار عرفانی است که حاجی باید آن‌ها را مورد بررسی و تطبیق عملی قرار دهد.

اهل معرفت می‌گویند: عبادات‌ و تكالیف‌ دارای نوری هستند که باید آن را در خود بیابیم. سالک الی الله نماز را به هر شکلی نمی‌خواند، صدقه‌ و خمس را به هر صورتی نمی‌دهد، بلکه دقت می‌كند تا كیفیت عبادتش، بهترین كیفیت را داشته باشد. سالک به دنبال زیاد کردن اعمال نیست، بلکه كیفیت را در نظر می‌گیرد.

نماز او با حضور قلب است و با نماز دیروزش تفاوت دارد؛ به همین جهت در كثرت افعال و اعمال و اذكار غرق نمی‌شود. باید توجه شود تا کیفیت بالای عبادات به ظهور ملكه تقوا در انسان منجر می‌شود. این‌که گفتیم اگر عبادات از باطن نورانی نشأت نگیرد تغییری صورت نخواهد گرفت، به این دلیل است که این افعال بر اساس عادت بوده و برای رفع تكلیف شرعی است؛ پس سالک الی الله نباید اعمالش را از روی عادت و برای رفع تکلیف شرعی انجام دهد.

آری، تقوا مراتبی دارد و سالک در مرتبۀ بالایِ تقوا از نور افعال و افكار خود متأثّر شده و كامل می‌گردد و خدا بهترین یار و یاور است. وقتی تقوا بالا می‌رود، ملكات معنوی و فضیلتی در نفس سالک رشد و نمو می‌كند.

شریعت، طریقت و حقیقت به هم وابسته‌اند و نمی‌توان فقط به شریعت معتقد بود، آن هم فقط ظاهر آن، بلکه باید به باطن شرع هم توجه کرد. اگر به باطن شرع توجه شود، راه به سوی خدا باز می‌شود و اگر راه باز شد، به حقایقِ افعال و اعمال می‌رسیم. در این حال، خداوند ما را یاری کرده و لحظه به لحظه و روز به روز در اعمال، رفتار، گفتار و زندگی انفرادی و اجتماعی به خداوند نزدیک می‌شویم و آن‌جاست كه لذت‌های الهی و توحیدی بیشتری در قلب ما ظهور می‌کند.

شریعت را بیاموز و بكن آن را كه فرماید

ز استادى كه در افعال او تصدیق آن بینى

پس آنگه در طریقت آى و دل را صاف كن از غش‏

در اخلاص عمل مى‏كوش تا انوار جان بینى

درون را تا نسازى پاک پاكان را نشاید دید

درون را پاک چون سازى حقایق را عیان بینى‏[1]

در مناجات مریدین به پروردگار متعال عرضه می‌کنیم: «وَفِی مُنَاجَاتِكَ رَوْحِی وَرَاحَتِی»؛[2] خدایا! آرامش من در نجوای با توست. در خلوت با تو در نهان‌خانۀ دلِ من فضای معنوی ایجاد می‌شود. نماز سالک با نماز عامۀ مردم فرق می‌كند؛ او در گفت‌وگو و مناجات با خدا، نور و الهام دیده و قرب و قوّه الهی را درک می‌كند.

وقتی سالک از خواندن قرآن و نماز لذت می‌برد، دیگر سراغ كرامات‌ نمی‌رود. اگر شخص قرآن را بخواند و بداند كه در محضر خداست، نورانیت را حس کرده و با كلام ‌الله انس پیدا می‌كند. كسانی که دنبال مكاشفه می‌روند، اهل انس و خلوت و لذّت‌های معنوی نبوده و از نماز و دعا و قرآن خواندن لذت نمی‌برند. عارف مغربی(قدس سره) چه زیبا سروده است:

تا مهر تو دیدیم ز ذرات گذشتیم‏

از جمله صفات از پى آن ذات گذشتیم

چون جمله جهان مظهر آیات وجودند

اندر طلب از مظهر آیات گذشتیم

با ما سخن از كشف و كرامات مگویید

چون ما ز سر كشف و كرامات گذشتیم‏

بسیار ز احوال و مقامات ملافید

با ما كه ز احوال و مقامات گذشتیم

از خانقه و صومعه‏ و مدرسه رستیم

ز اوراد رهیدیم و ز اوقات گذشتیم

وز مدرسه و درس و مقالات برستیم

وز شبهه و تشکیک و سؤالات گذشتیم

وز كعبه و بت‌خانه و زنار و چلیبا

وز میكده و كوى خرابات گذشتیم‏

در خلوت تاریک ریاضات كشیدیم‏

در واقعه از سبع سماوات گذشتیم

دیدیم كه این‌ها همگى خواب و خیال است

مردانه ازین خواب و خیالات گذشتیم‏

اى شیخ اگر جمله كمالات تو این است

خوش باش كزین جمله كمالات گذشتیم

این‌ها به حقیقت همه آفات طریقند

المنة لله كه ز آفات گذشتیم‏

ما از پى نورى كه بود مشرق انوار

از مغربى و كوكب مشكات گذشتیم‏[3]

باید این لذت‌های معنوی را در خودمان ایجاد كنیم. باید نماز امروز از نماز دیروزمان بهتر باشد. همۀ عارفان اجماع دارند که قبض و بسط و تغییرات و تحولات، امری طبیعی برای سالک است و حتماً باید این بلاها، ابتلائات، گرفتاری‌ها و سختی‌ها را بگذارند. با رسیدن به سرمنزل توحید همۀ این مشکلات برطرف شده و نفس او مطمئنۀ کلیۀ الهیه شده و در جوار حق متعال خواهد بود: {فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیكٍ مُقْتَدِرٍ}.[4]

فلسفۀ تغییرات و تحولات این است که انسان قوت پیدا بکند. اگر سالک خسته شد باید زمینۀ فرح و شادی حلال را در خود ایجاد کند؛ مثل کوه‌نوردی، رفتن به کنار دریا و جنگل‌ها، شعر خواندن و مطالعۀ آزاد. سالک باید فکر کند، مطالعه کند، با دوستان سلوکی خود گفت‌وگو کند. همۀ این مطالعات و فکر کردن‌ها و مباحث دوستانه اثر دارد و آرام آرام آثار خود را نشان می‌دهد.

 

 

برگرفته از کتاب مشکات دل شرح «المطالب السلوکیه»

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی

 

علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب مشکات دل

 

 

 

[1]. دیوان فیض کاشانی، ج 1، ص 402 _ 403.

[2]. شیخ حرّ عاملی، الصحیفة السجادیة الثانیة، ص 42.

[3]. دیوان کامل شمس مغربی، ص 170 _ 171.

[4]. در جايگاه صدق نزد خداوند مالک مقتدر. قمر (54)، آیۀ 55.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات