8 علت سنگدلی
برای جلوگیری از قساوت قلب، از اموری که موجب سنگدلی میشود باید پرهیز کنیم. برخی از آن اسباب عبارتند از:
یک. گناه
قلب چون حرم الهی است باید شکسته و محزون باشد تا حضور خداوند در آن احساس شود، ولی آنچه مانع از حضور خدا در قلب میشود قساوت و عدم نفوذپذیری قلب است. طبق روایت آنچه قلب را قسیّ و نفوذناپذیر میکند کثرت گناهان است: امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: «مَا جَفَّتِ الدُّمُوعُ إِلَّا لِقَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ مَا قَسَتِ الْقُلُوبُ إِلَّا لِكَثْرَةِ الذُّنُوبِ»؛[1] خشک شدن اشک چشمها به دلیل سنگدلی بوده و قساوت قلب به جهت گناهان زياد مىباشد.
دو. غفلت
در آیات و روایات فراوانی به کثرت یاد خداوند سفارش شده است.[2] همانطور که یاد خداوند سبب رقّت و نرمی قلب میشود،[3] غفلت از خداوند هم موجب قساوت قلب میشود. امام باقر(علیه السلام) میفرماید: «إِيَّاكَ وَ الْغَفْلَةَ فَفِيهَا تَكُونُ قَسَاوَةُ الْقَلْبِ»؛[4] از غفلت بپرهیز که در غفلت، قلب انسان قسی میشود.
سه. زیاد خوابیدن
خواب، نیاز ضروری بشر، از نشانههای الهی[5] و مایۀ آرامش و راحتی است،[6] ولی در صورت زیادهروی، آثار مخرّبی بر جسم و روح آدمی میگذارد؛ ازجمله آثار مخرّب آن، قساوت قلب است که مانع تفکّر صحیح و خشوع در برابر حق میشود. امام صادق(علیه السلام) فرمود:
«إِنَّ النَّوْمَ مِنْ إِحْدَى تِلْكَ الْآلَاتِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: {إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا}[7] وَ إِنَّ فِي كَثْرَتِهِ آفَاتٍ وَ إِنْ كَانَ عَلَى سَبِيلِ مَا ذَكَرْنَاهُ وَ كَثْرَةُ النَّوْمِ يَتَوَلَّدُ مِنْ كَثْرَةِ الشُّرْبِ وَ كَثْرَةُ الشُّرْبِ يَتَوَلَّدُ مِنْ كَثْرَةِ الشِّبَعِ وَ هُمَا يُثَقِّلَانِ النَّفْسَ عَنِ الطَّاعَةِ وَ يُقْسِيَانِ الْقَلْبَ عَنِ التَّفَكُّرِ وَ الْخُشُوع»؛[8] خواب يکى از بهترين وسايل محدود کردن گوش و ساير قواى طبيعى انسانى است که در راه خطا و عصيان پيش مىروند.
خداوند متعال مىفرمايد: «بهدرستی که گوش و چشم و قلب، هر یک از آنها مسئوليّتى به عهده داشته و بازپرسى از آنها به عمل خواهد آمد» و زياد خوابيدن را آفات بسيارى است، هرچند پس از انجام فرایض و سنن و آداب صورت بگيرد و زياد خوابيدن از آب خوردن زياد ناشى شود و آبِ زياد خوردن نيز از پرخورى سر مىگيرد و هر دو موجب مىشوند بر سنگين شدن انسان در مقابل قيام بر طاعات و عبادات و بر قساوت و سخت شدن قلب براى تفکّر و خشوع پيدا کردن.[9]
چهار. فراوانی اموال
اموال زیاد داشتن مذموم نیست، بلکه تعلّق خاطر و حبّ مفرط به اموال مذموم است؛ به همین دلیل مالاندوزی صِرف از نشانههای تعلّقخاطر داشتن به دنیا برشمرده شده[10] و دین را تباه کرده و قساوت قلب را به دنبال دارد. امام علی(علیه السلام) فرمود: «اعْلَمُوا أَنَّ كَثْرَةَ الْمَالِ مَفْسَدَةٌ لِلدِّينِ مَقْسَاةٌ لِلْقُلُوبِ»؛[11] بدانيد كه ثروت زياد مایۀ تباهى دين و قساوت دل است.
پنج. آرزوهای طولانی
از دیگر اسباب قساوت قلب، آرزوهای دراز است. در روايت آمده است: خداوند(عزّ و جلّ)به حضرت موسى(علیه السلام) فرمود: «يَا مُوسَى لَا تُطَوِّلْ فِي الدُّنْيَا أَمَلَكَ فَيَقْسُوَ قَلْبُكَ وَ الْقَاسِي الْقَلْبِ مِنِّي بَعِيدٌ»؛[12] اى موسى! در دنيا آرزوهاى طولانى نداشته باش؛ زیرا باعث قساوت قلب میشود و انسان قسیّ القلب از من دور است. در حديث دیگری امام علی(علیه السلام) فرمود: «مَنْ يَأْمُلُ انْ يَعِيشَ ابَداً يَقْسُوا قَلْبُهُ وَ يَرْغَبُ فِى الدُّنْيَا»؛[13] كسى كه آرزو دارد در اين دنيا جاودانه بماند، قسىّ القلب میشود و به دنيا راغب میگردد.
شش. شنیدن لهو، شکار و رفتن نزد سلطان
پیامبر خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) سه چیز را از عوامل قسلوت دل شمرده است: «ثَلَاثَةٌ يُقْسِينَ الْقَلْبَ: اسْتِمَاعُ اللَّهْوِ وَ طَلَبُ الصَّيْدِ وَ إِتْيَانُ بَابِ السُّلْطَان»؛[14] شنیدن موسیقی، شکارهای تفریحی و رفتن نزد سلطان ستمگر.
هفت. زیادهگویی به غیر یاد خدا
زياد حرف زدن درصورتى كه غير از ذكر و ياد خدا باشد، قساوت قلب مىآورد. پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) میفرماید:
«لَا تُكْثِرُوا الْكَلَامَ بِغَيْرِ ذِكْرِ اللَّهِ، فَإِنَّ كَثْرَةَ الْكَلَامِ بِغَيْرِ ذِكْرِ اللَّهِ قَسْوَةُ الْقَلْبِ، إِنَّ أَبْعَدَ النَّاسِ مِنَ اللَّهِ الْقَلْبُ الْقَاسِي»؛[15] به جز ذکر خدا سخن بسیار نگویید؛ چون زیاد حرف زدن به غیر از یاد خدا قساوت دل میآورد و سنگدل، دورترین مردم از خداست.
هشت. پرخوری
غذا خوردن نیاز ضروری بدن است، ولی در صوت زیادهروی، علاوه بر ضرر وارد کردن به جسم، قساوت قلب هم در پی خواهد داشت. امام علی(علیه السلام) فرمود: «مَنْ كَثُرَ طُعْمُهُ سَقُمَ بَدَنُهُ وَ قَسَا قَلْبُه»؛[16] هرکس غذایش زیاد شود بدنش بیمار و قسیّ القلب میشود. دربارۀ مصرف گوشت علاوه بر کمخورن، باید از مصرف مستمر آن هم پرهیز کرد؛ چون باعث قساوت قلب میشود. رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «مَنْ أَكَلَ اللَّحْمَ أَرْبَعِينَ يَوْماً صَبَاحاً قَسَا قَلْبُهُ»؛[17] هر كس چهل روز صبح گوشت بخورد، قلبش سخت میگردد.
برگرفته از کتاب نجوای سالکان شرح مناجات خمس عشر امام سجاد (علیه السلام)
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی(دامظله)
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. شیخ صدوق، علل الشرائع، ج 1، ص 81.
[2]. احزاب (33)، آیۀ 41، انفال (8)، آیۀ 45، جمعه (62)، آیۀ 10؛ كلينى، الكافي، ج 2، ص 498 – 500؛ ابن شعبه حرّانی، تحف العقول، ص 207.
[3]. «تَعَرَّضْ لِرِقَّةِ الْقَلْبِ بِكَثْرَةِ الذِّكْرِ فِی الْخَلَوَاتِ»؛ با ذکر فراوان در تنهاییها، دلت را نرم ساز. ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص 285.
[4]. همان.
[5]. {وَ مِنْ آیاتِهِ مَنامُکُمْ بِاللَیْلِ وَ النهارِ}؛ و از نشانههاى او خواب شما در شب و روز است. روم (30)، آیۀ 23.
[6]. {وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً}؛ و خواب شما را مایۀ آرامشتان قرار داديم. نبأ (78)، آیۀ 9.
[7]. اسراء (17)، آیۀ 36.
.[8] منسوب به امام ششم(علیهم السلام)، مصباح الشريعة، ص 45.
[9]. مصباح الشریعه، ترجمۀ مصطفوی، ص 183 ـ 184.
[10]. {يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّ كَثيراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ وَ الَّذينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها في سَبيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَليمٍ * يَوْمَ يُحْمى عَلَيْها في نارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هذا ما كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ}؛ در آن روز كه آن را در آتش جهنم، گرم و سوزان كرده و با آن صورتها و پهلوها و پشتهايشان را داغ مىكنند؛ (و به آنها مىگويند): اين همان چيزى است كه براى خود اندوختيد (و گنجينه ساختيد)! پس بچشيد چيزى را كه براى خود مىاندوختید. توبه (9)، آیۀ 34 ـ 35.
[11]. ابن شعبه حرّانی، تحف العقول، ص 199.
.[12] كلينى، الكافي، ج 2، ص 329.
[13]. ابن اشعث، الجعفريات (الأشعثيات)، ص 240.
[14]. شیخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 366.
.[16] ورام بن أبي فراس، مجموعة ورّام، ج 2، ص 229.
.[17] مستغفرى، طبّ النبيّ(صلّی الله علیه و آله و سلّم)، ص 24؛ مجلسى، بحار الأنوار، ج 59، ص 294.





