5 اثر شگفت انگیز صبر بر مقدرات الهی

«وَصَبِّرْنى فیهِ عَلى کٰائنٰاتِ الْأَقْدٰارِ»؛ خدایا! صبری بده تا بر آنچه بر من مقدر نمودی، بتوانم با صبر و آرامش، آنها را در خودم هضم و قبولش کنم و چون و چرا و گلایه نکنم. چنین حالت درونی نیاز به ریاضت نفس دارد تا بتوانیم در مقابل خواسته‌های نفسانی ایستادگی و مقاومت کنیم.

درباره صبر روایتی از امیرالمؤمنین(علیه السلام) داریم: «عَلَيْكُمْ بِالصَّبْرِ، فَإِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الْإِيمَانِ كَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ و لَا خَيْرَ فِي جَسَدٍ لَا رَأْسَ مَعَهُ و لَا [خَيْرَ] فِي إِيمَانٍ لَا صَبْرَ مَعَهُ»؛[1] بر شما باد به شكيبايى و صبوری؛ چون شكيبايى، ايمان را همانند سر است بر بدن و بدن بدون سر ارزشی ندارد؛ همانند ایمانی که فاقد صبر باشد.

امام(علیه السلام) صبر را به سرِ در بدن تشبیه کرده است. اگر در بدن شما سر نباشد، حیاتی نخواهی داشت. بدن بی‌سر نمی‌تواند فعالیت کند. هم‌چنین اگر انسان استقامت و صبر را از دست دهد، دیگر برای او ایمانی باقی نخواهد ماند؛ مثل شخصی که در ظاهر زنده است؛ اما هیچ اثر خیری از او صادر نمی‌شود.

خداوند در قرآن به ما سفارش کرده که هم‌دیگر را به صبر توصیه کنیم؛ چون با توصیه به صبر و بردباری، ایمان هم‎دیگر را حفظ می‌کنیم. {وَ تَوٰاصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَوٰاصَوْا بِالصَّبْرِ}؛[2] و يكديگر را به‌‌حق سفارش كرده و يكديگر را به شكيبايى و استقامت توصيه نموده‌اند.

گفت لقمان صبر هم نیکو دمیست

که پناه و دافع هر جا غمیست

صبر را با حق قرین کرد ای فلان

آخر والعصر را آگه بخوان

صد هزاران کیمیا حق آفرید

کیمیایی همچو صبر آدم ندید[3]

در مقابل حلم و بردباری، خشم و غضب وجود دارد. وقتی انسان غضبناک شد، دیگر کنترل زبان برایش مشکل است؛ حتی ممکن است دست و پا هم از کنترل وی خارج شده و به طرف مقابل حمله ‌کند یا ناسزایی بگوید؛ بنابراین باید خیلی مراقب باشیم که هنگام خشم و غضب، خود را کنترل کنیم.

امام صادق(علیه السلام) در حدیث عنوان بصری فرمود‌: «وَ أَمَّا اللَّوَاتِي فِي الْحِلْمِ فَمَنْ قَالَ لَكَ إِنْ قُلْتَ وَاحِدَةً سَمِعْتَ عَشْراً فَقُلْ إِنْ قُلْتَ عَشْراً لَمْ تَسْمَعْ وَاحِدَةً»؛[4] و اما آن سه چیزی که راجع به بردباری است: پس کسی که به تو بگوید: اگر یک کلمه بگویی ده تا می‌شنوی به او بگو: اگر ده کلمه بگویی یکی هم نمی‌شنوی.

این آموزش‌هایی است که ائمه(علیهم السلام) می‌گویند تا رفتار و گفتارمان این‌گونه باشد؛ مخصوصاً در محیط خانه و خانواده؛ مثلاً گاهی بین زن و شوهر اختلاف است که بعضی وقت‌ها به طلاق کشیده می‌شود. برخی اوقات این اختلافات و مشاجرات به خانواده مرد و زن هم سرایت کرده و به‌جای اینکه زن و مرد را آرام کرده و آشتی دهند، خودشان هم به جانب‌داری از طرفین رو آورده و بر آتش دشمنی می‌افزایند؛ بنابراین عفو و گذشت در چنین مواردی بسیار به‌جاست و سبب خاموش شدن فتنه‌های بزرگ‌تر می‌شود.

باید با تمرین و به تدریج، روز‌به‌روز با تهذیب و تزکیه نفس، صبرمان را زیاد کنیم تا در برابر ناملایمات و بلاها صبور باشیم. صبر و آرامش روحی هم برای سیر و سلوک و رسیدن به توحید و هم در مسائل زندگی دنیوی کارگشا و حلّال مشکلات است؛ بنابراین خودسازی نه تنها توفیقی به انسان می‌دهد که مسیر سلوک را به پایان برساند؛ بلکه در حوادث روزگار نیز به انسان صبر و استقامت می‌بخشد.

صبر و ظفر هر دو دوستان قدیم‌اند

در اثر صبر نوبت ظفر آید

ملا احمد نراقی(رحمةالله) در معراج السعاده کلام بلند و دقیقی درباره صبر دارد که چنین است:

صبر، منزلى است از منازل دين و مقامى است از مقامات موحدين و به واسطۀ آن، بنده در سلک مقربان بارگاه احديت داخل و به جوار حضرت احديت واصل مى‌گردد و تا كسى صبر را شعار خود نسازد به مراتب ارجمند فايز نگردد و تا آدمى جرعه بلا را لا‌ابالی وار سر نكشد قطره‌اى از جام محبت نچشد.[5]

ناز پروردِ تنعم نبرد راه به دوست

عاشقى شيوه رندان بلاكش باشد[6]

آثار صبر و بردباری

در آیات و روایات برای صبر و حلم ورزیدن در برابر سختی‌ها، مشکلات و بلاها، آثاری بیان شده که دانستن آنها انگیزه‌ای می‌شود تا آدمی اهل صبر شود و آن را در وجودش تقویت نماید:

الف: همراهی خداوند

بهترین وسیله برای سالک، احساس و درک معیت خدا با خود است که با صبر این معیت تحقق می‌یابد. {وَ اِصْبِرُوا إِنَّ اَللّٰهَ مَعَ اَلصّٰابِرِينَ}؛[7] صبر كنيد كه خدا با صبر كنندگان است. با صبر، نصرت الهی شامل حال بنده می‌شود و گشایش و فرج محقق می‌شود. «إنّ النَّصرَ مَعَ الصَّبرِ والفَرَجَ مع الكَربِ وإنّ مَعَ العُسرِ يُسرا»؛[8] همانا پيروزى با صبر همراه است و گشايش با گرفتارى و بى‌گمان با هر‌دشوارى، آسانى هست.

صبر تلخ آمد وليكن عاقبت

ميوه شيرين دهد پر منفعت[9]

ب: وصال الهی

انسان برای رسیدن به هر خواسته و هدفی نیازمند صبر و حوصله است. هر چه خواسته انسان بزرگ‌تر باشد، موانع و سختی‌های سر راه هم بیشتر و بزرگ‌تر خواهد بود؛ پس با بی‌صبری و عدم استقامت نمی‌توان به خواسته‌ها رسید؛ چنان‌که در روایتی از حضرت عیسای مسیح(علیه السلام) آمده: «إنّكُم لا تُدرِكُونَ ما تُحِبُّونَ إلّا بِصَبرِكُم على ما تَكرَهُونَ»؛[10] شما به آنچه دوست داريد نخواهيد رسيد، مگر با صبر در برابر آنچه ناخوش مى‌داريد. در روایت دیگری از امیرالمؤمنین(علیه السلام) آمده: «بالصَّبرِ تُدرَكُ مَعالِي الاُمُورِ»؛[11] با شكيبايى است كه مقامات بلند به‌دست آید.

جان بده از بهر این جام ای پسر

بی جهاد و صبر کی باشد ظفر

صبر کردن بهر این نبود حرج

صبر کن کالصبر مفتاح الفرج

زین کمین، بی‌صبر و حزمی کس نرست

حزم را خود صبر آمد پا و دست[12]

سالک راه حق خواسته بزرگی دارد که لازمه رسیدن به آن، صبر و تحمل سختی‌های فراوان است. اگر وصال الهی را در سر دارد باید صبر را هم در کنارش داشته باشد. باید بر هجران و نازهای محبوب صبر کند تا به وصالش برسد. «مَن صَبَرَ عَلَى اللّهِ وَصَلَ إلَيهِ»؛[13] هر كه براى [وصال به] خدا شكيبايى ورزد، به او مى‌رسد .

ج: هدایت دیگران

اهل ایمان ‌که در راه الهی بر سختی‌های واجبات و مستحبات، سختی‌های ترک محرمات و بر سختی‌های مشکلات و بلاها صبر می‌کنند، از هدایت ویژه الهی بهره‌مند می‌شوند. وقتی هدایت شدند آن‌وقت مظهر اسم «هادی» قرار گرفته و می‌توانند به اذن الهی هدایت‌گر بندگان باشند. {وَ جَعَلْنٰا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنٰا لَمّٰا صَبَرُوا وَ كٰانُوا بِآيٰاتِنٰا يُوقِنُونَ}؛[14] و از آنان پيشوايانى قرار داديم كه (مردم را) به‌ دستور ما هدايت مى‌كردند، از آن رو كه صبر ورزيدند و آيات ما را باور داشتند.

د: سلامتی قلب

از دیگر آثار صبر سلامتی قلب است. امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرموده است: «التَّصَبُّرُ على المَكروهِ يَعصِمُ القَلبَ»؛[15] واداشتن خود به شكيبايى در برابر امور ناخوشايند، دل را نگاه مى‌دارد. اگر مقصود روایت قلب صنوبری باشد؛ یعنی مؤمن سالک صبر کرده و با ناراحتی و غصه سلامتی قلب خود را به خطر نمی‌اندازد، چنان‌که برخی با غم و غصه‌ به بیماری‌های قلبی دچار می‌شوند و اگر منظور، قلب ملکوتی است،

معنای حدیث این است که با صبوری و حلم ورزیدن در برابر بلاها و مشکلات، مانع القائات شیطان می‌شود و نمی‌گذارد ایمان او را ضعیف کنند؛ زیرا برخی با همین مشکلات و بلاها از نماز، روزه و احکام الهی دست برمی‌دارند و در وجود خدا و امور دینی دچار شک و شبهه می‌شوند؛ حتی برخی سالکان هم در برهه‌ای ممکن است از استقامت دست بردارند و به‌کلی از راه سیر و سلوک خارج شوند.

ه. اجر شهید

در برخی روایات برای صبر کردن بر مشکلات و مقدرات الهی، پاداش شهید در راه خدا بیان شده است. امام صادق(علیه السلام)فرموده است: «أيُّما رَجُلٍ اشتَكى فَصَبَرَ واحتَسَبَ كَتَبَ اللّهُ لَهُ مِنَ الأجرِ أجرَ ألفِ شَهيدٍ»؛[16] هر مردى كه به دردى گرفتار شود و شكيبايى ورزد و آن را در راه خدا به شمار آورد، خداوند اجر هزار شهيد را برايش رقم زند. اگر آدمی صبر کند چنین اجری نصیب او می‌شود؛ اما اگر صبر نکند، مقدرات الهی تغییر نمی‌کند و تنها با جزع و فزع، خود را گنه‌کار می‌کند.

امیرالمؤمنین(علیه السلام)فرموده است: «إنّكَ إن صَبَرتَ جَرَت علَيكَ المَقادِيرُ وأنتَ مَأجُورٌ وإن جَزِعتَ جَرَت علَيكَ المَقادِيرُ وأنتَ مَأزُورٌ»؛[17] اگر شكيبايى كنى، مقدرات الهى بر تو جارى مى‌شود و مأجور خواهى بود و اگر ناشكيبى كنى، باز هم مقدرات خداوند بر تو جارى مى‌شود؛ اما تو گناه‌كار خواهى بود. در روایت دیگر از امیرالمؤمنین(علیه السلام)، زیبایی صبر و عدم صبر تبیین شده است.

«إن صَبَرتَ صَبرَ الأكارِمِ وإلّا سَلَوتَ سُلُوَّ البَهائمِ»؛[18] اگر هم‌چون بزرگواران صبر كنى [چه بهتر] وگرنه هم‌چون ستوران و چهار‌پایان [رنج را] فراموش خواهى كرد. بر اساس روایات مذکور باید توجه داشت که صبر، انسان را رشد داده و بی‌صبری او را به عقب برگردانده و بر مشکلاتش می‌افزاید.

 

برگرفته از کتاب نفحات رحمانی 

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی (دام ظلّه)

 

علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

نفحات رحمانی

 

[1]. نهج البلاغه، حکمت 82.

[2]. عصر(103)، آیه 3.

[3] . مولوی، مثنوی معنوی، ص 423.

[4]. مجلسى، بحار‌الانوار، ج ‏1، ص 224.

[5]. احمد نراقی، معراج السعادة، ص 820.

[6]. دیوان حافظ، غزل 159.

[7]. انفال (8)، آيۀ ۴۶.

[8]. علامه مجلسی، بحار‌الانوار، ج 74، ص 88.

[9]. احمد نراقی، معراج السعادة، ص 820.

[10]. شهید ثانی، مسكّن الفؤاد، ص ۴۸.

[11]. تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ص 301.

[12] . مولوی، مثنوی معنوی، ص 353.

[13]. علامه مجلسی، بحارالانوار، 60، ص 95.

[14]. سجده (32)، آیه 24.

[15]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 74، ص 207.

[16]. شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ج2، ص 403.

[17]. شعیری، جامع الأخبار، ص 116.

[18]. نهج البلاغه، ص 548.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات