تقاضای قدرت برای اقامه امر پروردگار
«أللّـٰهُمَّ قَوِّنى فیهِ عَلىٰ اِقٰامَةِ اَمْرِکَ»؛ خـدایا! در این ماه مرا براى بهپاداشتن فرمانت تقویت کن! این عبارت درباره نقش توانایی و قدرت و برپایی امر الهی است که در واقع اقامه امر الهی را منوط به قدرت و توانایی کرده است که در ادامه به این مباحث اشاره میکنیم.
1. تقاضای قوت و نیرو
همانطور که خداوند قادر است: «أَنَا اللَّهُ الْمَلِكُ الْقَادِر»؛[1] من خدای مالکِ قادرم. و بلکه تمام قدرتها از آن اوست[2] و با قدرت خویش عالم را ایجاد کرده است، ما بندگان هم باید از خداوند که خود عین قدرت است، قدرت و توانایی را درخواست کنیم. در ادعیه دیگر؛ مثل دعای کمیل[3] و دعای ابوحمزه ثمالی چنین درخواستی از خداوند شده است؛[4]
قدرت و نیروی بدنی به قدری اهمیت دارد که در روایت، مؤمنِ قوی و نیرومند مدح شده است: «مَثَلُ الْمُؤْمِنِ الْقَوِيِ كَالنَّخْلَةِ وَ مَثَلُ الْمُؤْمِنِ الضَّعِيفِ كَخَامَةِ الزَّرْعِ»؛[5] حكايت مؤمن نيرومند چون نخل است و حكايت مؤمن ناتوان چون ساقه كشت. بنابراین مؤمن و سالک الیاللّه باید بدن سالم و قوی داشته باشد و از اموری که بدن وی را تضعیف میکند، دوری نماید.
از مهمترین اعضای بدن قلب و مغز است؛ پس باید از هر کاری که این دو را دچار مریضی میکند پرهیز نماید. بههمین جهت در روایات انسان را از خوردنیها و رفتارهایی که بدن را بیمار و ضعیف میکند، برحذر کرده و در مقابل به آنچه جلوی ضعف بدن را گرفته و قوی میکند توصیه شده است. به برخی توصیههای دینی در اینباره اشاره میکنیم:
- خوردن گوشت: امام صادق(علیه السلام) میفرماید: «أَكْلُ اللَّحْمِ يَزِيدُ فِي السَّمْعِ وَ الْبَصَرِ وَ الْقُوَّةِ»؛[6] خوردن گوشت شنوایی، بینایی و قوت را زیاد میکند. البته برای سالکی که ضعف بدنی ندارد، هر روز نباید مصرف گوشت داشته باشد. برخی هم به خود خیلی فشار میآورند و در ریاضت افراط میکنند.
این افراد باید گوشت مصرف کنند تا دوباره به وضعیت متعادل خود برگردند و خدایناکرده دچار بیماری نشوند؛ چون افراط در این امور ممکن است فرد را دچار آسیب جدی کند. در این مرحله سالک باید گوش به فرمان استادش باشد.
- مصرف گوشت و شیر: دومین برطرف کننده ضعف بدن و نیرو بخش، خوردن گوشتِ به همراه شیر است. «إذا ضعف المسلم فليأكل اللحم واللبن»؛[7] هر گاه مسلمان ضعیف شود، گوشت با شیر بخورد. در روایتی آمده است، پیامبری از پیامبران خدا از ضعف بدن شکایت کرد که خداوند، ایشان را به مصرف گوشتِ با شیر توصیه کرد.
«شكا نبى من الانبياء إلى الله الضعف، فقال له: اطبخ اللحم باللبن وقال: إنهما يشدان الجسم»؛[8] پیامبری از پیامبران بهسوی خدا از ضعف شکایت کرد و خداوند گفت گوشت را با شیر بپز و گفت اینها بدن را تقویت میکند.
- خوردن حلیم: حلیم از غذاهایی است که علاوه بر قوّت بدنی، به عبادت کردن هم کمک میکند. «عليكم بالهريسة فإنها تنشط للعبادة أربعين يوما وهي من المائدة التي أنزلت على رسول الله(صلی الله علیه و آله)»؛[9] بر شما باد حلیم؛ زیرا به مدت چهل روز، سبب نشاط برای عبادت میشود و این همان مائدهای است که بر پیامبر(صلی الله علیه و آله)نازل شده است.
- خوردن سویق: مصرف سویق هم در توانمندی بدن موثر است. «من شرب سويقا أربعين صباحا امتلات كتفاه قوة»؛[10] کسی که چهل روز سویق بخورد، دو کتف او پر از نیرو میشود. امور دیگری هم برای تقویت بدن بیان شده که باید به متون روایی مراجعه شود.
درست است که قوت بدنی برای امتثال اوامر الهی لازم است؛ اما مهمتر از آن نیت و انگیزه است که سبب بندگی میشود. «ما ضعف بدن عما قویت علیه النیه»؛[11] در موردى كه نيت و اراده آدمى قوى باشد، بـدن دچـار ضعـف و ناتـوانى نمىگـردد.
زیرا نیت و انگیزه صحیح، کارهای سخت و سنگین را برای فرد قابل تحمل و گاهی لذتبخش میکند؛ ولی کسی که بیانگیزه باشد کارهای سبک و ساده هم او را ملول و خسته میکند. نیت و انگیزه یک نیروی باطنی است که اگر این نیرو در انسان قوی شود، انسان در بندگی کوتاهی نمیکند و سالک را عاشقانه بهسوی بندگی سوق میدهد.
گاهی یک پیرمرد یا پیرزن بالای 70 ساله بدون هیچ اظهار ناراحتی نماز، روزه و سایر عبادات را انجام میدهد؛ اما جوانی تنومند حاضر نیست چند ساعت از خوردن و نوشیدن دست بکشد.
در این فراز : «أللّـٰهُمَّ قَوِّنى فیهِ عَلىٰ اِقٰامَةِ اَمْرِکَ»، به قوت در اراده و عزم برای سلوک، بندگی و طاعت الهی اشاره دارد. ببینید عزیزان! افرادی که دنبال دنیا هستند چقدر در دنیای خود و رسیدن به اهداف مادی تلاش میکنند، چرا ما نباید اینطوری باشیم؟ چرا تا صحبت از نماز شب میشود، این همه بهانه میآوریم؟ چرا وقتی میخواهیم مراقبه کنیم، این همه سستی داریم؟ حداقل به اندازه اهل دنیا در امر آخرت خودمان جدی باشیم.
2. برپا داشتن امر پروردگار
قدرت و نیرو نعمت بزرگی است که انسان در زمان نداشتن آن، مخصوصاً کهنسالی، اهمیت آن را درک میکند. چرا انسان نیازمند قدرت و نیرو است؟ آیا فقط برای گذراندن زندگی و امور دنیوی یا برای امری مهمتر به قدرت نیاز دارد؟ در دعای روز چهارم قدرت را مقدمه چیز مهمتری برشمرده و آن اقامه امر الهی است.
مراد از «أمرک» در دعا؛ یعنی واجباتی مانند نماز، روزه، خمس، زکات و امثال آن، که شخص باید انجام دهد؛ اما همه این واجبات و ترک محرمات برای این است که امر واقعی؛ یعنی حقیقت توحید اقامه شود؛ بههمین جهت میتوان مراد از «امر» را همان حقیقت توحید دانست.
مطلب دیگر آنکه «إقامة» در «إقامة أمرک» بدین معنا نیست که سالک فقط اوامر الهی را در خارج انجام دهد؛ چون اگر مقصود از امر به نماز فقط صرف نماز خواندن باشد، نباید در قرآن {وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ}[12] بگوید؛ زیرا بین قرائت نماز با اقامه و بهپاداشتن نماز تفاوت است؛ زیرا منظور از اقامه درباره نماز و غیر نماز همان بهپاداشتن حقیقت آن واجب و امر الهی در اجتماع است؛
مثلاً درباره نماز، باید حقیقت نماز در جامعه تحقق یابد تا بتوانیم بگوییم نماز اقامه شده است. یا در روزه باید حقیقت روزه در وجود شخص و در جامعه تحقق یابد تا بگوییم این واجب الهی اقامه شده است.
اقامه همان بهپا داشتن حقیقت شیء در خارج است. اگر مراد از امر الهی همان حقیقت توحید باشد در اینصورت انسان مؤمن و سالک از خداوند درخواست میکند که به او قوّت و نیروی جسمانی و روحانی دهد تا بتواند حقیقت توحید را اولاً در خودش و ثانیاً در جامعه بهپا دارد تا کم کم سراسر دنیا توحیدی شود.
این مسئله فقط از انسان عارف و سالک الیاللّه برمیآید، همانند انقلاب اسلامی ایران که هدف آن برپایی پرچم توحید در عالم است و آن بهدست امام خمینی(رحمةالله) و عالمان دین تحقق یافت و در حال زمینهسازی برای تشکیل حکومت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) است.
برگرفته از کتاب نفحات رحمانی
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی (دام ظلّه)
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. کلینی، کافی، ج2، ص10.
[2]. {أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا}؛ تمامِ قدرت، از آنِ خداست. بقره (2)، آیه 165.
[3]. «قوّ عَلی خدمتک جوارحی»؛ اندام مرا بر خدمتگزارىات نيرومند ساز. مفاتیح الجنان، دعای کمیل.
[4]. «أَأللّهم اعطنی السّعة فی الرّزق… والصّحّة فی الجسم والقوّة فی البدن»؛ خداوندا! وسعت در روزی … و سلامتی در جسم و قوّت و توانایی در بدن را به من ارزانی فرما! مفاتیحالجنان، اعمال ماه مبارک رمضان، دعای ابوحمزه ثمالی.
[5]. شعیری، جامع الأخبار، ص 183.
[6]. دعائم الإسلام، قاضی نعمان مغربی، ج۲، ص۱۰۹.
[7]. احمد بن محمد بن خالد برقى، محاسن، ج۲، ص۴۶۷.
[8]. همان.
[9]. کلینی، کافی، ج۶، ص۳۱۹.
[10]. احمد بن محمد بن خالد برقى، محاسن، ج۲، ص۴۸۹.
[11]. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه؛ ج 1، ص 53.
[12]. بقره (2)، آیه 43.





