4 نوع لذت معنوی (شرح فرازی از مناجات خمس عشر امام سجاد (ع))
همانطوری که لذتهای مادّی وجود دارد و درک آن با حواسّ ظاهری است، لذتهای روحانی و معنوی هم وجود دارد که حواسّ باطنی و قلب انسان درکشان می کند و به مراتب از لذّتهای مادّی برتر است. این بخش مناجات، به بیان لذّتهایی میپردازد که اهل عرفان در مسیر بندگی و قرب الهی از آن بهره میبرند.
1. لذت الهامی
«إِلَهِي مَا أَلَذَّ خَوَاطِرَ الْإِلْهَامِ بِذِكْرِكَ عَلَى الْقُلُوبِ»؛ خدایا! در دلها خاطرات الهام گرفته از یادت چه بسیار لذّتبخش است.
معبودم! خطورهای الهام شدۀ غیبی تو در دل عارفان چقدر شیرین و لذیذ است! تو دل عارف را روشن میکنی، او از اختیار خودش بیرون آمده و خود را در قبضۀ تو میبیند، تو او را اینسو و آنسو میبری، بهجای اینکه او، تو را یاد کند، تو او را یاد میکنی.
یک نوع الهاماتی از بالا به دل عارف وارد میشود، چون این خواطر و الهامات الهی، مصفّا و پاک است و از جانب خدا بر دل عارف وارد میشود، از این لحاظ خیلی لذیذ و شیرین است؛ لذّتهای معنوی به مراتب از لذّتهای دنیوی و مادّی بیشتر، جذابتر و بادوامتر است.
این عبارت، پاسخ کسانی است که به عارفان اشکال میکنند. حضرت میفرماید: آیا شما چنین خواطر الهامی در دلتان دارید تا بتوانید با اهل دل منازعه کنید؟!
2. لذت اوهامی
«وَ مَا أَحْلَى الْمَسِيرَ إِلَيْكَ بِالْأَوْهَامِ فِي مَسَالِكِ الْغُيُوبِ»؛ پویش بهسوی تو با مَرکَب اندیشهها در راههای غیب چقدر شیرین است. برخی از اوهام مذموماند و در برابر یقین مطرح میشود. باید از این اوهام و شکها عبور کرد تا به حقیقت یقین رسید، ولی اوهامی که حضرت در مناجات مطرح میکند، اوهام مطلوبی است که معرفت آفرین است.
گفتیم که کشف کنه ذات برای عارف، منطقۀ ممنوعه و قرمز است که انسان به جزئیات و کنه آن ذات نمیتواند دست پیدا کند، امّا اوهام در راههای غیب الهی برای بندهای که از همه چیزش گذشته و فانی شده و به نهایتی از معارف رسیده است، آیا چنین اوهام معرفتی جای مذمّت دارد؟!
میفرماید: چقدر شیرین است که چنین سیری را عارف با خدا پیدا کند، در اوهام عرفانی و مسالک الغیوب وارد شود و در مددهای غیبی سیر کند، هرچند دریچۀ کوچکی هم به او نشان دهند.
ارباب صفا پرده اوهام دريدند
در آينه جز حسن رخ يار نديدند
یک طايفه از جان به ره دوست گذشتند
یک فرقه بسر در طلب وصل دويدند
یک سلسله در سلسله گيسوى جانان
ديوانه صفت حلقه زنجير گزيدند
قومى كه ره صدق و صفا پيش گرفتند
چون برق بسر منزل مقصود رسيدند[1]
3. لذت حُبّی
«وَ مَا أَطْيَبَ طَعْمَ حُبِّكَ»؛ طعم محبّت و عشقت چه خوش است. خدایا! شیرینی عشق تو در دل چقدر شیرین است! چقدر طیّب و پاک است! طعمش چقدر خوب و لذّت آور است! اینگونه مطالب، مسائل دقیق عرفانی است که هر کسی نمیتواند آن را ادعا کند.
4. لذت قربی
«وَ مَا أَعْذَبَ شِرْبَ قُرْبِكَ»؛ شربت مقام قربت چقدر گواراست! چقدر برای سالک الی اللّه گواراست که از آب معرفت و قرب تو بنوشد. این را چه کسی غیر از عارفی که در مسیر وارد شده میفهمد؟! آن هم مسیر سرّی و باطنی بین خود و خدا. ما نمیتوانیم دربارۀ عارفان قضاوت کنیم، مگر اینکه وارد این مسیر شویم و این منازل را در باطن سیر کنیم که دیگر هیچ سؤال و ایرادی برای شخص باقی نمیماند.
برگرفته از کتاب نجوای سالکان شرح مناجات خمس عشر امام سجاد (علیه السلام)
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی(دامظله)
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. محى الدين مهدى الهى قمشه اى، مجموعه ديوان الهى، ج 2، ص 627.





