خلقت پی در پی خداوند
«یزید فی الخلق ما یشاء»؛ آنچه بخواهد در آفرینش می افزاید.
خداوند پیوسته در حال خلق و ایجاد است و قدرت و توان ایجاد هر پدیدهای را دارد.
در روایتى از امیرالمؤمنین (علیه السلام) مىخوانیم: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لایَمُوتُ وَ لاتَنْقَضِی عَجَائِبُهُ لِأَنَّهُ کُلَّ یَوْم فِی شَأْن مِنْ إِحْدَاثِ بَدِیع لَمْ یَکُنِ إِلَی قَوْلِهِ لَیْسَتْ لَهُ فِی أَوَّلِیَّتِهِ نِهَایَةٌ وَ لَا لِآخِرِیَّتِهِ حَدٌّ وَ لَا غَایَةٌ الَّذِی لَمْ یَسْبِقْهُ وَقْتٌ وَ لَمْ یَتَقَدَّمْهُ زَمَانٌ إِلَی قَوْلِهِ الْأَوَّلِ قَبْلَ کُلِّ شَیْءٍ
وَ لَا قَبْلَ لَهُ وَ الْآخِرِ بَعْدَ کُلِّ شَیْءٍ وَ لَا بَعْدَ لَهُ إِلَی قَوْلِهِ أَتْقَنَ مَا أَرَادَ خَلْقَهُ مِنَ الْأَشْبَاحِ کُلِّهَا لَا بِمِثَالٍ سَبَقَ إِلَیْهِ وَ لَا لُغُوبٍ دَخَلَ عَلَیْهِ فِی خَلْقِ مَا خَلَقَ لَدَیْهِ ابْتَدَأَ مَا أَرَادَ ابْتِدَاءَهُ وَ أَنْشَأَ مَا أَرَادَ إِنْشَاءَهُ عَلَی مَا أَرَادَ مِنَ الثَّقَلَیْنِ لِیَعْرِفُوا بِذَلِکَ رُبُوبِیَّتَهُ»؛[1]
حمد و ستایش مخصوص خداوندى است که هرگز نمىمیرد و شگفتیهاى خلقتش پایان نمى گیرد؛ چرا که هر روز در شأن و کارى است و موضوع تازهاى مى آفریند که هرگز نبوده است.
آغاز او را نهایتی نیست و انتها و آخر او حدّ و غایتی ندارد کسی است که زمانی پیش از او نبوده و زمانی بر او تقدّم نداشته آغاز پیش از هر چیز است و قبلی برای او نیست و آخر پس از هر چیز است و بعدی برای او نیست به محکمترین وجه هرچه را خواست بیافریند ساخت. از هر نمونۀ بیمانندی که پیش از آن بوده و بیرنج و خستگی در آفرینش هر آنچه آفریده هر آنچه را خواسته آغاز کرده و هرچه خواسته از جن و انس ایجاد کرده تا بهوسیلۀ آن ربوبیّت و پروردگاری او را بشناسند.
در قرآن کریم این آیۀ کریمه آمده است: «يَسْأَلُهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ کلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ»؛[2]تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند از او تقاضا میکنند، و او هر روز در شأن و کاری است. مرحوم علامۀ طباطبایی در المیزان میگوید: منظور از درخواست تمامى آسمانيان و زمينيان درخواست به زبان نيست، بلكه درخواست به احتياج است؛ چون احتياج، خودش زبان است و معلوم است كه موجودات زمين و آسمان از تمامى جهات وجودشان، محتاج خدايند و هستی آنها بسته به خداوند و متمسک به ذيل غناى وجود اويند.
خداوند هر روز کاری دارد غیر آن کاری که در روز قبل داشته و غیر آن کاری که روز بعدش دارد؛ پس هیچیک از کارهای او تکراری نیست تمام کارهای او نو و بدیع است. «بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ»؛[3] هستی بخش آسمانها و زمین اوست. یوم هم به معنای احاطۀ خداوند در مقام فعل و تدبیر اشیا است.[4]
تمام مخلوقات در خشکی، دریا و آسمان و موجوداتی که ما نمیبینیم هر لحظه، از خالق خود چیزی درخواست میکنند و همۀ آنها «یا الله»، میگویند؛ لذا ذات مقدس ربوبی یک شأن جدیدی دارد.
کل یوم هو فی شان چه نشانست و چه شأن؟
گرنه با ما سخنی دارد پیدا و نهان؟
هر ظهوری که کند عز تعالی یومیست
جمله ذرات جهان مظهر این شأن و چه شأن؟
من چه گویم سخن حضرت حق؟ با قومی
که شب از روز ندانند و زمین را ز زمان[5]
در واقع عبارت «یَسْأَلُهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ»؛ سؤال است و عبارت «کلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ»؛ جواب آن است. هر لحظه کار جدید و نو انجام میدهد؛ چون هرآن، از او درخواست جدید دارند و او هم دعای کسی را رد نمیکند. اگر کسی با تمام وجود از خداوند چیزی بخواهد او اجابت میکند.
«وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ»؛[6] و هنگامی که بندگان من، از تو در بارۀ من سؤال کنند، بگو: من نزدیکم! دعای دعا کننده را، به هنگامی که مرا میخواند، پاسخ میگویم؛ پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند و به مقصد برسند.
روایت داریم بعد از دعا و مسئلت از خداوند دستها را به صورت خود بمالید چون آن درخواست را خداوند (عز و جل) مستجاب میکند. «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: مَا أَبْرَزَ عَبْدٌ یَدَهُ إِلَى اللَّهِ الْعَزِیزِ الْجَبَّارِ إِلَّا اسْتَحْیَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یَرُدَّهَا صِفْراً حَتَّى یَجْعَلَ فِیهَا مِنْ فَضْلِ رَحْمَتِهِ مَا یَشَاءُ فَإِذَا دَعَا أَحَدُکُمْ فَلَا یَرُدَّ یَدَهُ حَتَّى یَمْسَحَ عَلَى وَجْهِهِ وَ رَأْسِهِ»؛[7]
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: هیچ بندهای دست خود را به سوی خداوند عزیز جبار دراز نمیکند، مگر اینکه خداوند (علیه السلام) حیا میکند که آن را خالی بازگرداند و از رحمت خود هر آنچه بخواهد در آن قرار میدهد؛ پس هر گاه دعا میکنید، پس از دعا دست به سر و صورت خود بکشید؛ پس تا به وصال نرسیدی دست از دعا بر ندار، بلکه پس از وصال هم نیز دعا تمام داراییات هست.
اگر میبینیم بعضی از دعاهای ما به ظاهر مستجاب نمیشود قطعاً مصلحت نبوده است. امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید: «ثُمَ جَعَلَ فِی یَدَیْکَ مَفَاتِیحَ خَزَائِنِهِ بِمَا أَذِنَ لَکَ فِیهِ مِنْ مَسْأَلَتِهِ فَمَتَی شِئْتَ اسْتَفْتَحْتَ بِالدُّعَاءِ أَبْوَابَ نِعَمِهِ وَ اسْتَمْطَرْتَ شَآبِیبَ رَحْمَتِهِ فَلَا یُقَنِّطَنَّکَ إِبْطَاءُ إِجَابَتِهِ فَإِنَّ الْعَطِیَّةَ عَلَی قَدْرِ النِّیَّةِ
وَ رُبَّمَا أُخِّرَتْ عَنْکَ الْإِجَابَةُ لِیَکُونَ ذَلِکَ أَعْظَمَ لِأَجْرِ السَّائِلِ وَ أَجْزَلَ لِعَطَاءِ الْأَمَلِ وَ رُبَّمَا سَأَلْتَ الشَّیْءَ فَلَا تُؤْتَاهُ وَ أُوتِیتَ خَیْراً مِنْهُ عَاجِلًا وَ آجِلًا أَوْ صُرِفَ عَنْکَ لِمَا هُوَ خَیْرٌ لَکَ فَلَرُبَّ أَمْرٍ قَدْ طَلَبْتَهُ فِیهِ هَلَاکُ دِینِکَ لَوْ أُوتِیتَهُ فَلْتَکُنْ مَسْأَلَتُکَ فِیمَا یَبْقَی لَکَ جَمَالُهُ وَ یُنْفَی عَنْکَ وَبَالُهُ وَ الْمَالُ لَا یَبْقَی لَکَ وَ لَا تَبْقَی لَه»؛[8]
خداوند کلید گنجهای خود را در دو دستت نهاده که به تو رخصت سؤال از خود را داده تا هرگاه خواستی درهای نعمت او را با دعا بگشایی و بارش باران رحمتش را طلب نمایی؛ پس دیر پذیرفته شدن دعایت توسط خداوند، تو را نا امید نکند که به هرکس به اندازۀ نیّت واقعیاش عطا میکند و بسا که در پذیرفتن دعایت درنگ افتد و این برای آن است که پاداش دعاکننده بزرگتر و جزای آرزومند کاملتر شود.
و گاه پیش آمده که چیزی را خواستهای و به تو ندادهاند و در عوض بهتر از آن را در این جهان یا آن جهان به تو دادهاند یا بهخاطر چیزی که برایت بهتر و مصلحت بوده، دعایت را اجابت نکردهاند و چه بسا چیزی را طلبیدهای که اگر به تو میدادند، تباهی دینت را در بر میداشت؛ پس تقاضای تو باید دربارۀ چیزی باشد که نیکی آن برایت پایدار و سختی و رنج آن به کنار ماند؛ چرا که نه مال برای تو پایدار است و نه تو برای مال برقرار.
انسان باید به خداوند اطمینان داشته باشد؛ چون او صلاح کار ما را میداند. بزنطی میگوید به امام رضا (علیه السلام) گفتم: «جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي قَدْ سَأَلْتُ اللَّهَ حَاجَةً مُنْذُ كَذَا وَ كَذَا سَنَةً وَ قَدْ دَخَلَ قَلْبِي مِنْ إِبْطَائِهَا شَيْءٌ فَقَالَ يَا أَحْمَدُ إِيَّاكَ وَ الشَّيْطَانَ أَنْ يَكُونَ لَهُ عَلَيْكَ سَبِيلٌ حَتَّى يُقَنِّطَكَ
إِنَّ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) كَانَ يَقُولُ إِنَّ الْمُؤْمِنَ يَسْأَلُ اللَّهَ (عز و جل) حَاجَةً فَيُؤَخِّرُ عَنْهُ تَعْجِيلَ إِجَابَتِهِ حُبّاً لِصَوْتِهِ وَ اسْتِمَاعِ نَحِيبِهِ ثُمَّ قَالَ وَ اللَّهِ مَا أَخَّرَ اللَّهُ (عز و جل) عَنِ الْمُؤْمِنِينَ مَا يَطْلُبُونَ مِنْ هَذِهِ الدُّنْيَا خَيْرٌ لَهُمْ مِمَّا عَجَّلَ لَهُمْ فِيهَا وَ أَيُّ شَيْءٍ الدُّنْيَا
إِنَّ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) كَانَ يَقُولُ يَنْبَغِي لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يَكُونَ دُعَاؤُهُ فِي الرَّخَاءِ نَحْواً مِنْ دُعَائِهِ فِي الشِّدَّةِ لَيْسَ إِذَا أُعْطِيَ فَتَرَ فَلَا تَمَلَّ الدُّعَاءَ فَإِنَّهُ مِنَ اللَّهِ (عز و جل) بِمَكَانٍ وَ عَلَيْكَ بِالصَّبْرِ وَ طَلَبِ الْحَلَالِ وَ صِلَةِ الرَّحِمِ وَ إِيَّاكَ وَ مُكَاشَفَةَ النَّاسِ فَإِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ نَصِلُ مَنْ قَطَعَنَا وَ نُحْسِنُ إِلَى مَنْ أَسَاءَ إِلَيْنَا فَنَرَى
وَ اللَّهِ فِي ذَلِكَ الْعَاقِبَةَ الْحَسَنَةَ إِنَّ صَاحِبَ النِّعْمَةِ فِي الدُّنْيَا إِذَا سَأَلَ فَأُعْطِيَ طَلَبَ غَيْرَ الَّذِي سَأَلَ وَ صَغُرَتِ النِّعْمَةُ فِي عَيْنِهِ فَلَا يَشْبَعُ مِنْ شَيْءٍ وَ إِذَا كَثُرَتِ النِّعَمُ كَانَ الْمُسْلِمُ مِنْ ذَلِكَ عَلَى خَطَرٍ لِلْحُقُوقِ الَّتِي تَجِبُ عَلَيْهِ وَ مَا يُخَافُ مِنَ الْفِتْنَةِ فِيهَا أَخْبِرْنِي عَنْكَ لَوْ أَنِّي قُلْتُ لَكَ قَوْلًا أَ كُنْتَ تَثِقُ بِهِ مِنِّي
فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِذَا لَمْ أَثِقْ بِقَوْلِكَ فَبِمَنْ أَثِقُ وَ أَنْتَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ قَالَ فَكُنْ بِاللَّهِ أَوْثَقَ فَإِنَّكَ عَلَى مَوْعِدٍ مِنَ اللَّهِ أَ لَيْسَ اللَّهُ (عز و جل) يَقُولُ- وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ
وَ قَالَ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ قَالَ وَ اللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلًا فَكُنْ بِاللَّهِ (عز و جل) أَوْثَقَ مِنْكَ بِغَيْرِهِ وَ لَا تَجْعَلُوا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا خَيْراً فَإِنَّهُ مَغْفُورٌ لَكُمْ»؛[9] قربانت،به راستى چند سال است كه از خداوند حاجتى خواستهام كه اجابت او به تأخير افتاده و از اين بابت دلنگرانم،فرمود:اى احمد!مبادا شيطان را بر خود راه دهى تا تو را به نااميدى كشاند، راستى امام باقر (علیه السلام) بارها مىفرمود:مؤمن از خدا حاجتى مىخواهد، ولى در اجابتش شتابى نيست؛ زيرا شنيدن آواز و صداى گريهاش نزد خداوند محبوبيت دارد،
سپس فرمود: به خدا سوگند خدا هر چه از اين دنيا را كه مؤمنان بخواهند به تأخير اندازد،براى آنها بهتر است از آنچه زود به آنها دهد و دنيا چيست؟ بهراستى امام باقر (علیه السلام) بارها مىفرمود:براى مؤمن شايسته است كه دعايش در حال فراوانى نعمت و آسايش به همان نحو باشد كه در حال تنگى و سختى است و چون به او داده شود سست نگردد. تو از دعا خسته مشو كه دعا نزد خداوند داراى مقامى،(بس بزرگ)است.
بر تو باد كه شكيبا باشى و روزى حلال بجوئى و صلۀ رحم كنى و مبادا با مردم اظهار دشمنى كنى؛ زيرا ما خاندانى هستيم كه به هركس كه از ما ببرد صله دهيم و نيكى كنيم به هركس كه به ما بدى كند و به خدا در اين كار سرانجام خوشى مىبينم(چه در دنيا و چه در آخرت)،همانا كسى كه در اين دنيا داراى نعمت است هرگاه از خداوند درخواست چيزى كند كه به او داده شود مريض گردد
و غير از آن نيز بخواهد در نتيجه نعمت الهى در نظر او كوچک و بىمقدار شود و از هيچچيزى سير نگردد و چون نعمت فراوان شود مسلمان از آن راه به خطر افتد بهخاطر حقوقى كه بايد بپردازد و براى آنچه كه بيم فتنه در آن مىرود، به من بگو اگر من به تو چيزى گفتم، بدان اعتماد دارى؟
من گفتم:قربانت! اگر به گفتار شما اعتماد و اطمينان نكنم، به قول چه كسى اعتماد كنم با اينكه شما حجت خدا بر خلق هستيد. فرمود:پس تو بايد به گفتۀ خدا و وعدههاى او اعتماد بيشترى داشته باشى، خداوند به تو وعده اجابت داده، آيا خدا نيست كه مىفرمايد:«و هرگاه بندگانم راجع به من از تو بپرسند به راستى كه من نزديكم دعوت خواننده را هرگاه مرا بخواند پاسخ دهم.
و فرموده است:از رحمت خداوند نااميد مباشيد. و باز فرموده است: و خدا است كه به شما وعدۀ آمرزش و فضل مىدهد. تو به خدا بيشتر از ديگران اعتماد داشته باش و در دل خود جز خوبى راه مده، راستش اين است كه شماها آمرزيدهايد.
تأخیر افتادن استجابت دعای مؤمنین در مثنوی، خیلی زیبا و لطیف بیان شده، مضمونش این است که خداوند دعا کردن مؤمنین را دوست دارد؛ لذا در اجابت تأخیر میکند مثل کسانی که بلبل و پرندههای زیبا را در قفس نگهداری میکنند تا از آنها لذت ببرند به خلاف کلاغ و پرندههای زشت که کسی آنها را نگهداری نمیکند.
ای بسا مخلص که نالد در دعا
تا رود دود خلوصش بر سما
تا رود بالای این سقف برین
بوی مجمر از انین المذنبین
پس ملایک با خدا نالند زار
کای مجیب هر دعا وی مستجار
بندهٔ مؤمن تضرع میکند
او نمیداند به جز تو مستند
تو عطا بیگانگان را میدهی
از تو دارد آرزو هر مشتهی
حق بفرماید که نه از خواری اوست
عین تاخیر عطا یاری اوست
حاجت آوردش ز غفلت سوی من
آن کشیدش مو کشان در کوی من
گر بر آرم حاجتش او وا رود
هم در آن بازیچه مستغرق شود
گرچه مینالد به جان یا مستجار
دل شکسته سینهخسته گو بزار
خوش همیآید مرا آواز او
وآن خدایا گفتن و آن راز او
وانک اندر لابه و در ماجرا
میفریباند بهر نوعی مرا
طوطیان و بلبلان را از پسند
از خوش آوازی قفس در میکنند
زاغ را و چغد را اندر قفس
کی کنند این خود نیامد در قصص
بیمرادی مومنان از نیک و بد
تو یقین میدان که بهر این بود[10]
این ابیات در واقع برگرفته شده از کلام رسول الله؟صل؟ است که به جابر بن عبدالله فرمود: «إِنَّ الْعَبْدَ لَیَدْعُو اللَّهَ وَ هُوَ یُحِبُّهُ فَیَقُولُ یَا جَبْرَائِیلُ! اقْضِ لِعَبْدِی هَذَا حَاجَتَهُ وَ أَخِّرْهَا فَإِنِّی أُحِبُ أَنْ لَا أَزَالَ أَسْمَعُ صَوْتَهُ وَ إِنَ الْعَبْدَ لَیَدْعُو اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ وَ هُوَ یُبْغِضُهُ فَیَقُولُ یَا جَبْرَائِیلُ اقْضِ لِعَبْدِی هَذَا حَاجَتَهُ بإخلاصه وَ عَجِّلْهَا فَإِنِّی أَکْرَهُ أَنْ أَسْمَعَ صَوْتَه»؛[11]
بندهای خدا را میخواند درحالیکه خدا او را دوست دارد و میفرماید: ای جبرئیل حاجت این بندهام را با تأخیر برآورده گردان ؛زیرا من دوست دارم همیشه صدای او را بشنوم و در برابر آن بندهای دیگر هست که خدا را میخواند درحالیکه خداوند، از او خشمگین است و میفرماید: ای جبرئیل! حاجت این بندهام را به سرعت برآورده کن تا خلاص شود که من از شنیدن صدای او کراهت دارم.
همۀ موجودات به خدا احتیاج دارند. «يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّه»؛[12] ای مردم شما همگی نیازمند به خدائید. مخلوقات برای یک آن و یک لحظه نمیتوانند به خود متکی باشند. يكى از پادشاهان از وزير خود از تفسير اين آيه سؤال كرد اما چون نمیدانست تا فرداى آن روز مهلت خواست و محزون و غمناک به منزل آمد، غلام سياه با معرفتى داشت سؤال كرد: چه خبر است؟
ماجرا را گفت، غلام گفت: به سراغ پادشاه برو، اگر مايل باشد من تفسير آيه را براى او بازگو مىكنم. پادشاه او را خواست و از غلام سؤال كرد. غلام در پاسخ گفت: «شانه ان يولج الليل فى النهار و يولج النهار فى الليل و يخرج الحى من الميت و يخرج الميت من الحى و يشفى سقيما و يسقم سليما و يبتلى معافا، و يعافى مبتلى، و يعز ذليلا، و يذل عزيزا، و يفقر غنيا و يغنى فقيرا»؛
شأن خداوند اين است كه شب و روز را يكى بعد از ديگرى مىآورد و مىبرد از دل مرده زنده خارج مىكند و از زنده مرده، بيمارى را شفا مىدهد و سالمى را بيمار مىكند، تندرستى را مبتلا مىسازد و مبتلايى را عافيت مىبخشد، ذليلى را عزت مىدهد و عزيزى را ذليل مىكند ثروتمندى را فقير مىسازد و فقيرى را غنى مىكند.
پادشاه گفت: «فرجت عنى فرج اللَّه عنک»؛ مشكلى را براى من گشودى، خدا گشایش به تو دهد.[13]
در ادامه میفرماید: خداوند متعال خداوندی است که اگر بخواهد دری را از رحمت خود به روی بندگانش بگشاید، هیچکس نمیتواند آن در را ببندد «وَ ما یُمسِکُ فَلا مُرسِلَ لَهُ مِن بَعدِهِ»؛ و اگر خداوند دری را ببندد، دیگر کسی نمیتواند آن درب را باز کند.
شبیه این آیۀ کریمه در سورۀ انعام هم آمده:«وَإِنْ يَمْسَسْکَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا كَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَإِنْ يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»؛[14] اگر خداوند زیانی به تو برساند، هیچ کس جز او نمیتواند آن را برطرف سازد! و اگر خیری به تو رساند، او بر همه چیز تواناست.
ما باید به خدا توکل کنیم و از او درخواست کنیم و او را تکیهگاه خود قرار داده و غیر او را صدا نزنیم. «وَلَا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُكَ وَلَا يَضُرُّكَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِنَ الظَّالِمِينَ»؛[15] و جز خدا، چیزی را که نه سودی به تو میرساند و نه زیانی، مخوان که اگر چنین کنی، از ستمکاران خواهی بود. این ظلم است که غیر خدا را بخوانیم؛ چون تمام کارها و خیرها بهدست اوست.
در آخر این بند آمده: «وَ هُوَ العَزیزُ الحَکیم»؛ و خداوند، خدای با اقتدار، با عزت و با حکمت است.
برگرفته از کتاب تسبیح کائنات شرح « تسبیحات عشر ماه مبارک رمضان »
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1] . محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 54، ص 167.
[2] . الرحمن (55)، آیۀ 29.
[3] . بقره (2)، آیۀ117.
[4] . علامۀ طباطبایی، المیزان، ج 19، ص 102.
[5] . کلیات قاسم انوار، ص 249.
[6] . بقره (2)، آیۀ 186.
[7] . کلینی، کافی، ج 2، ص 471.
[8] . محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 90، ص 301.
[9] . کلینی، کافی، ج 2، ص 488.
[10] . مولوی، مثنوی معنوی، ص 1109.
[11] . ابن فهد حلی، عدة الداعی، ص 18.
[12] . طور(35)، آیۀ 15.
[13] . مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج23، ص142.
[14] . انعام (6)، آیۀ17.
[15] . یونس (10)، آیۀ 106.





