حتی انبیا (ع) هم به کنه ذات خدا پی نمی برند!

نفسانیات، علت نزاع‌های دنیوی

در اوایل انقلاب جمهوری اسلامی ایران، اختلاف‌هایی بین مسئولین وقت، در مسایل دولت و سیاست پیش آمده بود. آنها برای دیدار با امام خمینی (رحمة الله) به جماران رفتند.

ایشان در آن سخنرانی فرمود: انبیاء (علیهم السلام) بین خودشان نزاع ندارند؛ چون همه‎ همّ و غم آن‎ها خداست و هیچ نزاع و جدالی سر قدرت و اغراض دنیوی پیدا نمی‌کنند؛ چون همه یک گام برمی‎دارند و از خدا دم می‌زنند. باید در رشتۀ انبیاء و اولیاء بروید و حالِ آن‌ها را به‌دست آورید تا این اختلاف‌ها برایتان پیش نیاید. کسانی که اختلاف می‎کنند، در عالم نفس و دنیا هستند.[1]

لذا نزاع و جدالی بین انبیاء، اولیاء، صُلحا، ائمه اطهار (علیهم السلام) و حتی اهل توحید و طریقت پیش نمی‌آید؛ خداوند فرمود: {ٱلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ}؛[2] مؤمنان برادر یک‌دیگرند؛ مثل همین سلسله‎ اساتید ما؛ مانند آیت اللّٰه سید علی آقای قاضی و میرزا حسین‌قلی(رحمهما الله) و…. پیامبران الهی برای پیغمبر شدن باید از نفْس گذشته باشند؛ چون نزاع‎ها در عالم نفس و نفسانیات صورت می‌گیرد.

انبیا بودند ایشان اهل وُدّ

اتحاد انبیایم فهم شد[3]

در جای دیگر می‌گوید:

مؤمنان معدود لیک ایمان یکی

جسمشان معدود لیکن جان یکی

جان گرگان و سگان هر یک جداست

متحد جان‌های شیران خداست

جمع گفتم جان‌هاشان من به اسم

کان یکی جان صد بود نسبت به جسم

هم‌چو آن یک نور خورشید سما

صد بود نسبت به صحن خانه‌ها

لیک یک باشد همه انوارشان

چون که برگیری تو دیوار از میان

چون نماند خانه‌ها را قاعده

مؤمنان مانند نفس واحده[4]

وقتی سالکی وارد وادی توحید شود، جایی برای نزاع، نفاق، جدال و بحث نمی‌ماند؛ چون دنیا و تمام مخلوق‌ها را از آنِ خداوند می‌بیند و با مهربانیِ توحیدی و الهی با مردم و اشیاء برخورد می‌کند.

وقتی وارد فرقه‎ای غیر از اهل توحید شوی، مانند صوفی‌هایی که انحراف‌هایی پیدا کرده‌اند، فرقه‏های نوظهور دیگر و حتی مردمی که دَم از خدا می‎زنند، می‌بینید که با هم نزاع و جدال دارند؛ ولی چون اهل توحید به مسئلۀ وحدت رسیده‎اند، هیچ اختلافی با هم ندارند.

ذات خداوند، ذات مجرد و بی‎همتایی است که مخلوق‌ها، حتی انبیا هم نمی‎توانند به کُنهش پی‎ببرند تا بخواهند با او متحد شوند. ما نه حلولی هستیم، نه اتحادی و هیچ‎گونه تجسمی را در ذات خداوند قائل نیستیم. حتی ما آن‎هایی را که قائل به تجسّم هستند و می‏گویند: خدا در ما حلول کرده یا می‌گویند: ما با خدا متحد شده‎ایم، قبول نداریم.

 هیچ‎کدام از موجودها با ذات یگانۀ‎ الهی یکی نمی‌شوند. علی(علیه السلام) و پیغمبر(صلی الله علیه و آله) نیز هیچ‎گاه خدا نمی‌شوند. خودشان فرمودند: «نَزِّلُونَا عَنِ الرُّبُوبِیّة وَ قُولُوا فِینَا مَا شِئْتُم»؛[5] یعنی ما را از منزلت الوهیت خدا پایین بیاورید؛ چون ما عبداللّٰه هستیم.

در نماز می‌خوانیم: «أشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدَاً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ». در قرآن نیز می‌فرماید:‌ {سُبْحَانَ ٱلَّذِی أَسْرَىٰ بِعَبْدِهِ لَيْلَاً مِنَ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ إِلَى ٱلْمَسْجِدِ ٱلْأَقْصَىٰ}‌.[6]هیچ‌کدام از فرقه‌ها، حتی اهل وحدت با «اللّٰه» یکی نمی‌شوند؛ زیرا باید در مسئلۀ توحید حرمت «مقام اللّٰهی» حفظ شود.

جبرئیل(علیه السلام) در سفر معراج گفت: اگر بیشتر از این جلو بیایم می‌سوزم؛ ولی حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) جلوتر رفت. عارف کامل نیز جلو می‌رود، اما حال که جلو رفت، آیا در اصل کُنه ذات با او یکی می‌شود؟ اصلاً این‌گونه نیست و مسئلۀ غلو در عقاید دینی امری نشدنی است، فتأمّل!

در مناجات ماه رجب می‌فرماید: «لاَ فَرْقَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَهَا إِلَّا أَنَّهُمْ عِبَادُکَ»؛[7] این فقرۀ دعا می‌گوید: در عین این‌که حقیقت نوری ائمه (علیهم السلام) با نور خدای متعال یکی است، ولی باز هم حدّی برای مخلوق وجود دارد.

 

برگرفته از کتاب آفتاب حقیقت شرح رساله نورالوحده خواجه حوراء مغربی(رحمة‌الله)

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی(دام‌ظله)

 

علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب آفتاب حقیقت

 

 

 

[1]. اگر تمام انبیاء جمع بشوند در یک محلی، هیچ‌وقت با هم نزاع نمی‌کنند. اگر شما فرض کنید که الآن اولیاء و انبیاء در دنیا بیایند، هیچ‌وقت با هم نزاع نخواهند داشت؛ برای این‌که نزاع مال خودخواهی است، از نقطۀ نفس انسان پیدا می‌شود؛ که آن‌ها نفس را کُشته‌اند، جهاد کرده‌اند و همه، خدا را می‌خواهند. کسی که خدا را می‌خواهد نزاع ندارد. همۀ نزاع‌ها برای این است که این یک چیزی برای خودش می‌خواهد، آن هم برای خودش یک چیزی می‌خواهد. این دو خودها تزاحم می‌کنند. این قدرت را می‌خواهد مال خودش باشد، آن هم قدرت را می‌خواهد مال خودش باشد. تزاحم می‌کنند جنگ درمی‌آید. صحیفه امام، ج 11، ص 381.

[2]. سورۀ حجرات (49)، آیۀ 10.

[3]. مولوی، مثنوی معنوی، ص 1031.

[4]. همان، ص 574.

[5]. «ما را از منزلت ربوبیت پایین بیاورید و هر چه خواستید دربارۀ ما بگویید.»، منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح، مقدمه 2، ص 33.

[6]. «پاک و منزّه است خدایی که بنده‌اش را در یک شب، از مسجد الحرام به مسجد الاقصی -که گرداگردش را پربرکت ساخته‌ایم- برد»، اسراء (17)، آیۀ 1.

[7]. «خدایا! بین تو و ایشان فرقی نیست، مگر آن‌که آنان عبد تو هستند»، مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج 2، ص 803.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات