توجّه به اسباب ظاهری و غفلت (شرح فرازی از مناجات خمس عشر امام سجاد (ع))

متأسّفانه در عمل، اسباب ظاهری ما را به غفلت انداخته و این به دلیل اشتغال ما به کثرت‌هاست. اگر بتوانیم در عالَم کثرت و مادّه، طوری برخورد کنیم که ما را از وحدت حقیقی غافل نکند و همۀ این‌ اسباب را در دست قدرت و سلطۀ خداوند متعال بدانیم، دیگر اشتباهی پیش نخواهد آمد؛

لذا به این مطلب اعتراف می‌کنیم: «وَ شَهِدَ عَلَى نَفْسِهِ بِالْإِهْمَالِ وَ التَّضْيِيعِ وَ أَنْتَ الرَّئوفُ الرَّحِيمُ الْبَرُّ الْكَرِيمُ الَّذِي لَا يُخَيِّبُ قَاصِديِهِ وَ لَا يَطْرُدُ عَنْ فِنَائِهِ آمِلِيهِ بِسَاحَتِكَ تَحُطُّ رِحَالُ الرَّاجِينَ وَ بِعَرْصَتِكَ تَقِفُ آمَالُ الْمُسْتَرْفِدِينَ فَلَا تُقَابِلْ آمَالَنَا بِالتَّخْيِيبِ وَ الْإِيَاسِ وَ لَا تُلْبِسْنَا سِرْبَالَ الْقُنُوطِ وَ الْإِبلَاسِ»؛

پروردگارا! این مقام کسی است که به ضایع کردن و مهمل گذاشتن نفس خود گواهی می‌دهد، با وجود این، تو بسیار با رأفت و مهربان و با کرم و احسان هستی. تو کسی هستی که روآورندگان به سویت را محروم نخواهی‌ کرد و کسی را که به تو چشم امید دارد از درگاهت دور نمی‌کنی. ای کسی که امیدواران به ساحت قدس تو بار افکنند و طالبان عطا به عرصۀ عنایت تو اقامت کنند، امیدهایی که به تو داریم با مأیوسی روبرو مگردان و جامۀ ناامیدی مپوشان.

خدایا! با این‌که همۀ‌ نعمت‌ها از توست، ولی فکر متحجّر ما متوجّه اسباب ظاهری می‌شود و ما باید فکر را به سوی تو برگردانیم و همۀ‌ امیدها و شکرها را از ذات مقدس تو بدانیم.

خدایا! از نظر معرفت توحیدی کم آوردیم. ایمان و باورمان را به خودت تقویت فرما! خدایا! ما آرزویمان را درپیش خودت می‌آوریم و از تو می‌خواهیم که ناامیدی را در دل ما قرار ندهی؛ چون یکی از عواملی که موجب می‌شود انسان کثرت نعمت‌های الهی را فراموش کرده و دچار غفلت و ناسپاسی گردد، قنوط و یأس از رحمت الهی است.

وقتی این امر در وجود انسان نهادینه شود، به تدریج تراکم پیدا کرده و او را از مقام شکرگزاری پایین می‌آورد؛ لذا محبّت‌های پنهانی خدا را از نظر می‌برد و این یک آفت بزرگی است که از خداوند می‌خواهیم ما را از آن مصون بدارد.

رأفت، رحمت، احسان و کرم از صفات بسیار پرمحتوا و پربرکت خداوند است. به خداوند می‏گوید: تو منبع فضل، رحمت و کرم هستی و چند کار را انجام می‌دهی: اهل ناامید کردن نیستی «لَايُخَيِّبُ قاصِدِيه». وقتی بندگان، تو را قصد کنند و در مسیر لطف‌ها‌ی آشکار و پنهان تو قرار گیرند، آنان را مأیوس نمی‏کنی.

شرط عدم یأس این است که نیّت و قصد‏مان را خالص کنیم و فقط خداوند را مقصد و مقصود خویش قرار دهیم، نه دیگران. مشکل ما این است که نیّتمان خالص نیست و غیر خدا را هم در آن شریک می‏کنیم، می‏خواهیم در کنار شرک‌های خفی و پنهانی، نیّت خدایی هم داشته باشیم؛ این هم با نیّت خالص سازگار نیست.

اهل طرد کردن نیستی! «وَ لَا يَطْرُدُ عَنْ فِنائِهِ آمِلِيهِ»؛ یعنی آنان که به امیدِ رسیدن به خواسته‏ها و آرزوهایشان به درگاه تو آمده‏اند طرد نمی‏کنی. این‌که می‌بینیم افرادی حتی از اهل سلوک گاهی طرد می‌شوند، علّتش این است که آرزویشان دروغین است. می‌گویند: تمام آمال و آرزوی ما در خدا محصور شده، امّا در عمل غیر این است.

«بِساحَتِكَ تَحُطُّ رِحالُ الرَّاجِينَ»؛ بارِ امیدِ امیدواران به آستان تو فرود آید. یکی از صفات مؤمن این است که همواره به لطف و احسان پروردگارش امید دارد و اهل یأس نیست. ثمرۀ امیدواری به خداوند این است که میل و شوقی به سوی خداوند ایجاد می‏شود تا انسان به سمت خداوند حرکت کند.

چنین انسانی وقتی در پیشگاه الهی قرار می‏گیرد، تمام امیدی را که در درون دارد، در آستان و ساحت پروردگارش قرار می‏دهد تا فضل و کرم خداوند، او را در‏بر گیرد؛ مانند مسافری که می‏خواهد از شهری به شهر دیگری ‌برود، زاد و توشه و وسایل مورد نیازش را هم همراهش برمی‏دارد.

در بین راه به هر منزلی می‏رسد، اسباب و وسایل را هم در آن منزل می‏گذارد تا وقتی که به مقصد اصلی برسد و برای آخرین بار رحل خودش را بر زمین می‏اندازد. در این‌جا می گوید: خدایا! همان‏طور که امیدوارانِ به فضل و رحمتت با باری از امید به درگاه تو می‏آیند و امیدواریِ به تو را وسیله‏ای برای دریافت رحمتت قرار می‏دهند، ما هم آمده‏ایم و در این سفر که مقصدش تو هستی رحل سفر را در پیشگاه تو انداختیم و امیدمان به فضل و کرم توست.

«وَ بِعَرْصَتِكَ تَقِفُ آمالُ الْمُسْتَرْفِدِينَ»؛ آرزوهاى عطاجویان به درگاه تو توقف کند. «المسترفدین» جمع «مسترفد» است؛ یعنی کسی که می‌خواهد وفود‌ کند و بزرگی را طلب کرده است، می‌خواهد پیش او برود و مجموعه‌ای از آمال و مطالبی را که در دل دارد آن‌جا مطرح کند. در این‏جا می‏گوید: خدایا! آن بندگان مسترفد تو همۀ آمالشان را در عرصه و محضر تو قرار داده‌اند.

«فَلَاٰ تُقابِلْ آمالَنا بِالتَّخْيِيبِ وَ الْإِيآسِ، وَ لَا تُلْبِسْنا سِرْبالَ الْقُنُوطِ وَ الْإِ بْلاسِ»؛ پس آرزوهاى ما را با ناامیدى و یأس رو‏به‏رو مگردان و لباس ناامیدى و یأس را بر ما مپوشان. قبل از این عبارت فرمود: اهل رجا و آنان که در دل آرزوهایی دارند، امیدشان به توست و خواهان دست یافتن آرزوهای خویش به دست کرم تو هستند و با این چشم‌داشت به درگاه تو روی آورده‏اند.

در ادامه می‌فرماید: حال که چنین انتظاری از تو داریم، این انتظار را به ناامیدی و یأس مبدّل مکن و ما را از رحمت خویش محروم مگردان؛ چون آرزوهای اهل معرفت، معنوی و الهی است: «يا غايَةَ آمالِ‏ الْعارِفِين‏»؛[1] ای نهايت آرزوی عارفان. بنابراین لباس امید را درنیاور و لباس ناامیدی را برما مپوشان.

در ادامۀ مناجات شاکرین امام سجّاد(علیه السلام) می‌فرماید: «إِلَهِي تَصَاغَرَ عِنْدَ تَعَاظُمِ آلَائِكَ شُكْرِي»؛ خدایا! شکر من در مقابل نعمت‌های بزرگ تو بسیار ناچیز است. شکر من کجا و نعمت‌های بی پایان تو کجا؟

زمانی که دربارۀ ما احسانی صورت می‌گیرد سعی می‏کنیم در مقام سپاس‏گزاری، آن احسان را با احسانی بالاتر یا هم ترازش پاسخ دهیم، امّا وقتی انسان با نعمت‏های پروردگار روربه‌رو می‏شود و عظمت این نعمت‏ها را می‏بیند، در مقام سپاس‏گزاری و شکر متوجّه عجز خویش می‏شود «تَصَاغَرَ شُكْرِى». این همه از نعمت‌های درونی و بیرونی، ما را به حالتی از ذلّت و کوچکی می‌کشاند، چگونه شکر این همه را به‏جا آوریم؟

 

 

برگرفته از کتاب نجوای سالکان شرح مناجات خمس عشر  امام سجاد (علیه السلام)

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی(دام‌ظله)

 

علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب نجوای سالکان

 

 

 

.[1] ابن طاووس، الإقبال بالأعمال الحسنة (ط – الحديثة)، ج 3، ص 335.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات