ویژگی های همنشین الهی
سفارش حضرت عیسی(علیه السلام) دربارۀ همنشین
«قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ(علیهما السلام): جَالِسُوا مَنْ يُذَکرُکمُ اللَّهَ رُؤْيَتُهُ وَ لِقَاؤُهُ فَضْلًا عَنِ الْکلَامِ»؛ حضرت عیسی(علیه السلام) میفرماید: با کسانی همنشینی کنید که منظر و رؤیت آنها شما را به یاد خدا میاندازد؛ یعنی هنوز حرفی نزده، همان نگاه شما به او موجب تقرّب به خدا، موعظه و هدایت میشود، چه برسد به سخن و گفتار او.
«وَ لَا تُجَالِسُوا مَنْ تُوَافِقُهُ ظَوَاهِرُکمْ وَ تُخَالِفُهُ بَوَاطِنُکمْ»؛ با کسانی که ظاهرشان موافق و باطنشان مخالف است مجالست نکنید؛ یعنی ظاهر با باطن باید یکی باشد.
اینجا سؤالی مطرح میشود: قبلاً گفته شد کلام خوب را بگیرید و به گویندۀ آن کاری نداشته باشید، ولی فرمودۀ حضرت عیسای مسیح(علیه السلام) این است که ببینید گوینده کیست؟ گوینده باید کسی باشد که شما را به یاد خداوند بیندازد، حالا حرف هم زد چه بهتر، ولی اگر حرفی هم نزده باشد چهرۀ او یادآور خدا باشد.
بعد هم فرمود: با کسی که ظاهرش با باطنش مخالف است همنشینی نکنید. کلام حضرت عیسی(علیه السلام) با آنچه قبلاً گفتیم چطور مطابقت میکند؟
جواب این است که کلام حضرت عیسی(علیه السلام) مربوط به جایی است که شما بخواهید با کسی رفیق شده، نشست و برخاست کنی یا او را برای خودت استاد قرار دهی و همیشه با او رفتوآمد داشته باشی.
امام صادق(علیه السلام) میفرماید: اگر میخواهی با او همنشینی کرده و او را رفیق یا استاد خودت قرار بدهی، باید دارای اوصافی باشد که حضرت عیسی(علیه السلام) فرمودند، ولی قسمت اول سؤال مربوط به جایی است که نمیخواهی رفیق و همنشین شوی، بلکه در برخوردی با فردی که شاید مجنون یا بچه باشد گفتگو کردی؛
بنابراین اگر حرف خوبی از زبان مجنون یا هر کس دیگری شنیدی آن را بگیر؛ یعنی حرفش را بگیر نه خودش را، ولی در کلام حضرت عیسی(علیه السلام) میفرماید: هم خودش را بگیر و هم حرفش را؛ لذا این دو مطلب باهم تعارض ندارند.
سؤال بعدی این است که چرا نباید با چنین آدمی معاشرت و مجالست کرد؟ امام صادق(علیه السلام) میفرماید: «فَإِنَّ ذَلِک الْمُدَّعِي بِمَا لَيْسَ لَهُ إِنْ کنْتُمْ صَادِقِينَ فِي اسْتِفَادَتِکمْ»؛ چون ظاهر و باطن چنین شخصی یکی نیست و ادّعاهایی میکند که اصلاً در شأن آن حرفها نبوده، اهلیّت و صلاحیّت آنها را ندارد.
شما اگر در استفاده کردنِ عملی و اخلاقی از او صادق باشی و انگیزهات فعّال باشد، نمیتوانی از اینگونه افراد بهره ببری.
ویژگیهای همنشین الهی
امام صادق(علیه السلام) میفرماید: «فَإِذَا لَقِيتَ مَنْ فِيهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ فَاغْتَنِمْ رُؤْيَتَهُ وَ لِقَاءَهُ وَ مُجَالَسَتَهُ»؛ زمانیکه با کسی ملاقات کردی که در او این سه صفت باشد، رؤیت و نگاه به او، ملاقات و دیدار با او و همنشینی با او را غنیمت بشمار. «وَ لَوْ کانَ سَاعَةً»؛ هرچند یک ساعت به محضر او رفته باشی.
امام صادق(علیه السلام) در دلیل این مطلب میفرماید: «فَإِنَّ ذَلِک يُؤَثِّرُ فِي دِينِک وَ قَلْبِک وَ عِبَادَتِک»؛ چون این آدم بر روی تو اثر گذاشته و دین، قلب و عبادت تو را درست و اصلاح میکند. امام صادق(علیه السلام) میفرماید: اگر فردی را پیدا کردی که دارای این سه صفت بود، او را غنیمت شمرده و رهایش نکن. این سه صفت عبارتند از:
صفت اوّل: «فَمَنْ کانَ کلَامُهُ لَا يُجَاوِزُ فِعْلَهُ»؛ این فرد حرفی را میزند که از فعل تجاوز نمیکند؛ یعنی کلام او با عملش یکی بوده و صد در صد مطابقت دارد، نه اینکه عمل او در یک وادی و اقوالش در وادی دیگری باشد. حرفی که میزند اوّل خودش انجام میدهد، بعد به دیگری میگوید.
صفت دوّم: «وَ فِعْلُهُ لَا يُجَاوِزُ صِدْقَهُ»؛ فعل و رفتارِ این فرد از صدق تجاوز نمیکند؛ یعنی با صدق و راستی مطابقت تامّ دارد و در افعالش دغل و فریب دیده نمیشود. گفتار او با رفتارش یکی بوده و رفتارش همیشه راستین است. وقتی رفتار او راستین باشد، گفتارش هم راستین خواهد بود.
صفت سوّم: «وَ صِدْقُهُ لَا يُنَازِعُ رَبَّهُ»؛ صدق قوی و محکم دارد به گونهای که دیگر با خدای خود در نزاع نیست. ایمانِ صادق زمانی در فرد به حدّ کمال میرسد که دیگر هیچ چون و چرایی با خداوند نداشته باشد. این مورد خیلی مهمّ است و حرف بسیاری دارد که سالک الی اللّه در رفتار، گفتار و اعمال خود، فردی باشد اهل رضا و تسلیم، اهل صدق و راستی و اهل حقیقت.
در واقع حقیقت را پیدا کرده و با آن سرِ سلم و تسلیم دارد و هیچ نزاعی در وجود او پیدا نمیشود که چرا امروز اینطور شدیم؟ چرا عقب ماندیم؟ بعضی از دوستان این راه را میبینیم که بعد از ده سال گاهی حرفی میزنند که حرف سالک ابتدایی است. این حرفها از یأس، ناامیدی، کسالت و تنبلی نشئت میگیرد. چرا باید اینگونه باشیم؟!
ادب همنشینی با استاد
«فَجَالِسْهُ بِالْحُرْمَةِ»؛ امام صادق(علیه السلام) میفرماید: اگر چنین شخصی را پیدا کردی، دنبال او برو، با او مجالست کن و حرمت او را نگهدار. «وَ انْتَظِرِ الرَّحْمَةَ وَ الْبَرَکةَ»؛ اگر با چنین شخصی رفتوآمد کرده و دوست شدی، اینجا دیگر باید منتظر رحمت و برکت از جانب خداوند متعال باشی. «وَ احْذَرْ لُزُومَ الْحُجَّةِ عَلَيْک»؛
اینجا جای مراقبۀ شدیدی است. برادران و خواهران! این جمله از جملههایی است که در شما تولید مراقبه میکند. امام صادق(علیه السلام) میفرماید: برحذر باش که حجّت علیه شما تمام نشود؛ یعنی وقتی استاد حجّت را بر شما تمام میکند شما باید بگیری وگرنه حجّت به ضرر شما تمام میشود؛ چون او با اتمام حجّتش همهچیز را برای شما آشکار کرده است و دیگر نباید تعلّل کنید؛
لذا امام صادق(علیه السلام) فرموده: «وَ احْذَرْ لُزُومَ الْحُجَّةِ عَلَيْک»؛ در پیشگاه خدا باید جواب بدهی. آنجا میگویند: ما برای شما حجّت فرستادیم، چرا آن را نگرفتی؟ فردای قیامت همین حجّت الهی دشمن شما میشود و علیه شما احتجاج میکند.
در آن زمان شما چه جوابی دارید؟ انسان تا حجّت را پیدا نکرده جاهل است، ولی وقتی حجّت را پیدا کرد باید بگیرد؛ ازاینرو حضرت میفرماید: برحذر باش که مبادا حجّت بر ضدّ و علیه شما تمام شود. مبادا از طرف خداوند حجّتی بیاید و انسان نتواند از آن حجّت استفادۀ درستی کند.
«وَ رَاعِ وَقْتَهُ»؛ وقت استاد را باید مراعات کنی. وقتی پیش او مینشینی باید حرمت و ادب او را بیشتر حفظ کرده و وقتش را هم رعایت کنی؛ مثلاً ببین حال دارد یا نه؟ وقتی حرف او تمام شد بلند شو برو. امام صادق(علیه السلام) به عنوان بصری فرمودند: «… لِي أَوْرَادٌ فِي کلِّ سَاعَةٍ مِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ فَلَا تَشْغَلْنِي عَنْ وِرْدِي»؛[1] در هر ساعت از شب و روز اوراد و اذکارى دارم که بايد بگويم، مرا از گفتن ذکر باز مدار؛
بنابراین وقت استادت را مراعات کن. چرا؟ «کيْلَا تُلْزَمَهُ فَتَخْسَرَ»؛ برای اینکه زمانی ملازم او نشوی و رهایش نکنی که موجب خسران تو میشود. بالأخره او هم کار و زندگی دارد و تو میخواهی ملازم او باشی؛ لذا به همان مقداری که از او گرفتی قانع باش؛ پس گر بزرگی را پیدا کردیم، باید حال او را رعایت کنیم و حرمت او را نگه داریم.
اگر او حال حرف زدن و صحبت کردن ندارد، مزاحم نشویم، در غیر اینصورت اگر با او زیاد رفتوآمد کرده و مزاحمت ایجاد کنیم زیانکار میشویم.
«وَ انْظُرْ إِلَيْهِ بِعَيْنِ فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْهِ»؛ امام صادق(علیه السلام) میفرماید: به مرشد و هدایتگر خود به چشم فضلالله نگاه کن. نگاهت نگاه ملکوتی و الهی باشد و در آن غشّ و نفاقی نباشد. ببین خداوند چه کَرَم و فضلی بر این شخص کرده که تو را از ضلالت نجات داده و از حضیضِ جاهلیّت بیرون میکند.
«وَ تَخْصِيصِهِ لَهُ وَ کرَامَتِهِ إِيَّاه»؛ و اینکه خداوند متعال او را برای خود چگونه مخصوص کرده و گرامی داشته است، تو هم باید او را گرامی داشته و وقتش را غنیمت بشماری.
برگرفته از کتاب عرفان اهل بیتی
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. علی بن حسن طبرسی، مشکاة الأنوار في غرر الأخبار، ص 326.





