دلالت خواب بر بقای روح

خواب دلیل مهمی برای اثبات مبدأ و معاد است. انسان مقدمات خواب را فراهم می‌کند، ولی آن لحظه‌ای که به خواب می‌رود، مانند شخص مرده‌ای است که از دنیا رفته است. برای همین حضرت پیامبر(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «النَّوْمَ‏ أَخُ‏ الْمَوْت‏»؛[1] خواب برادر مرگ است.

این چه دستی است که انسان را به خواب می‌بَرد و بیدار می‌کند؟ آیا غیر از خدا دست دیگری در کار است؟ از این مطلب می‌توانیم مبدأ را کشف کنیم. خداوند(عز و جل) می‌فرماید:

{اللَّهُ یتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَالَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنَامِهَا فَیمْسِكُ الَّتِی قَضَى عَلَیهَا الْمَوْتَ وَیرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یتَفَكَّرُونَ}؛[2] خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض می‏كند و ارواحی را كه نمرده‏اند نیز به هنگام خواب می‏گیرد، سپس ارواح كسانی را كه فرمان مرگ آن‌ها را صادر كرده نگه می‏دارد و ارواح دیگری را (كه باید زنده بمانند) باز می‏گرداند تا سرآمد معینی؛ در این امر نشانه‏های روشنی است برای كسانی كه تفكر می‏كنند.

معاد در لغت به معنای رجوع و بازگشت است و منظور از آن در شرع، بازگشت دوبارۀ انسان پس از مرگ به حیات است به جهت جزای اعمال نیک و بدی که پیش از مرگ از او صادر شده است.[3]

معاد بر دو قسم است: جسمانی و روحانی. البته دربارۀ کیفیت معاد در روز قیامت اختلاف‌هایی در میان دانشمندان وجود دارد؛ برخی قائل به معاد جسمانی، عده‌ای قائل به معاد روحانی و گروهی قائل به معاد جسمانی و روحانی هستند که برای اطلاع از ادلۀ هر کدام از نظریه‌ها باید به کتاب‌های کلامی و فلسفی مراجعه شود.[4]

علت پیدایش خواب

حسن بن عبدالرحمن از حضرت امام موسى بن جعفر(علیهما السلام) روایت كرده كه فرمود: خواب‌ها در آغاز خلقت نبود و بعدها پیدا شد. حسن گوید: من عرض كردم علت پیدایش خواب چه بود؟

حضرت فرمود: خداوند(عز و جل) پیامبرى را به سوى مردم زمانش فرستاد و او آن‌ها را به پرستش و فرمان‌بردارى خدا دعوت کرد. مردم گفتند: اگر ما خدا را پرستش کنیم پاداشمان چیست؟ به‌خدا سوگند نه مال تو بیش از مال ماست و نه فامیل تو عزیزتر از فامیل ماست.

پیغمبر فرمود: اگر مرا اطاعت كنید، خداوند شما را به بهشت می‌برد و اگر نافرمانی‌ام كنید، خداوند به دوزختان می‌برد.

گفتند: بهشت و جهنم چیست؟ آن پیغمبر آن دو را توصیف كرد. گفتند: چه وقت ما به آن‌جا خواهیم رفت؟ فرمود: هرگاه بمیرید. گفتند: ما مرده‏هایمان را دیده‏ایم كه استخوانشان پوسیده و خاک می شوند.

به دنبال این سخن، بر تكذیب و خوار شمردن آن پیغمبر بزرگوار الهى از طرف آن‌ها افزوده شد. خداى(عز و جل) خواب‌ها را در ایشان پدید آورد، پس از خواب نزد آن پیغمبر آمدند و آن‌چه را در خواب دیده بودند به او گزارش داده و تعجب خود را از این جریان اظهار كردند. آن پیغمبر به ایشان فرمود: همانا خدای(عز و جل) خواست تا بدین وسیله براى شما حجّت آورَد، ارواح شما نیز این چنین است. وقتی مُردید بدن‌هایتان پوسیده شود، ولى جان‌هایتان در صورت کفر و بی‌ایمانی در عذاب برزخی به سر می برند تا دوباره بدن‌ها زنده شوند؛[5] پس خواب، دلیل و برهانی برای اثبات عالم معاد است.

وجه پوسیده نشدن برخی بدن‌ها

بدن انبیا، اولیا، صالحا‌ن و کسانی که به نماز شب، تعبّدیات و مستحبات مقید هستند، به جهت لطف خداوند و غلبۀ جنبه‌های روحی‌ بر جنبه‌های مادی و جسمانی‌شان، شفاف شده و در قبر محفوظ می‌ماند. دلیل این امر تسلط بدن بر خاک است؛ از این‌رو به جای این‌که خاک، بر این بدن اثر بگذارد، بدن بر خاک تسلط دارد.

افراد صالحی که مدت‌ها پیش دفن شده بودند و بعد از گذشت سال‌ها و قرن‌ها به دلیل برخی مسایل جسمشان بدون آسیبی آشکار شده، شاهد خوبی بر این مطلب است.[6] به عنوان نمونه در فرازی از زیارت امام‌زاده طاهر از فرزندان امام سجاد(علیه السلام)، مدفون در جوار حضرت عبدالعظیم حسنی(علیه السلام) در شهر ری می‌خوانیم:

«أَشهَدُ أَنَّ لَکَ عِنْدَاللهِ قَدْراً عَظیماً وَشَأْناً رَفیعاً لِأَنَّهُ تَعالی أَظْهَرَ جَسَدَکَ الطَّیبَ وَبَدَنَکَ الطّاهِرَ بَعْدَ مُضِیِّ قُروُنٍ مُتَطاوِلَةٍ وَسِنینَ مُتَکاثِرَةٍ مِنْ حینِ ارْتِحالِکَ إِلی جَوارِ اللهِ لِیبَینَ قَدْرَکَ وَمَنْزِلَتَکَ»؛[7] شهادت می‌دهم که همانا برای تو نزد خدا، قدر عظیم و شأن رفیعی است؛ برای آن‌که خداوند بعد از قرون طولانی و سال‌های بسیاری که از رحلتت به سوی جوار حضرتش گذشته بود، جسد پاک و بدن طاهرت را (سالم) ظاهر ساخت تا قدر و منزلتت را (بر همگان) عیان فرماید.

برهان بوعلی بر بقای روح

«قال الشیخ الرئیس أبوعلی سینا: إنّ الإنسان فی نومه یری الأشیاء و یسمعها»؛ شیخ الرئیس ابوعلی‌سینا فرموده است: انسان حقایقی را در خواب می‌بیند و می‌شنود. «بل یُدرك الغیب فی المنامات الصادقة بحیث لا یتیسّر له فی الیقظة»؛ بلکه بعضی از امور غیبی را که درک آن در بیداری برایش میسّر نیست در خواب‌های صادقه می‌بیند و ادراک می‌کند.

«فذلك برهان قاطع علی أن جوهر النفس غیر محتاج إلی هذا البدن بل هو یضعف بمقارنة البدن ویتقوی بتعطّله»؛ پس رؤیای صادقه دلیل قطعی بر این است که نه تنها نفس به بدن احتیاج ندارد، بلکه هرچه به بدن نزدیک‌تر شود، ضعیف‌تر و اگر بدن را رها کند توان‌مندتر می‌شود. «فإذا مات البدن تخلص جوهر النفس عن جنس البدن»؛ هنگامی که بدن می‌میرد نفس از بدن جدا می‌شود.

ما در عالم رؤیا، چیزهایی را می‌بینیم یا می‌شنویم که در بیداری نمی‌بینیم و نمی‌شنویم. هم‌چنین روح انسان از طریق خواب، حقایق غیبی و علومی را به‌دست می‌آورد. کسانی که در این دنیا قدرت پیش‌گویی ندارند، خدا به ایشان لطف کرده و بعضی اتفاقات آینده را در خواب می‌بینند.

این موارد نشان می‌دهد که روح انسان مُدرِک است، نه جسم او. البته سالک نباید خود را مشغول این رؤیاها کند؛ چون از هدف نهایی توحید عینی باز می‌ماند. آن‌چه از این خواب‌ها و رؤیاها کشف می‌شود، این است که حقیقت ما جسم نیست، بلکه اصل، روح است. روح، جوهر مجردی است که در بدن ما قرار داده شده و در نهایت وقتی اجل انسان فرا می‌رسد، روح از بدن فاصله می‌گیرد.

«فإذا کان کاملاً بالعلم والحکمة والعمل الصالح إنجذب إلی الأنوار الألهیة وأنوار الملائکة والملأ الأعلی إنجذابَ إبرة إلی جبل عظیم من المغناطیس»؛ اگر نفس با علم، حکمت و عمل صالح تکمیل شود، مجذوب انوار الهی، انوار فرشتگان و انوار ملأ اعلی می‌گردد، همانند جذب سوزن به کوه بزرگ آهن‌ربا.

«وفاضت علیه السكینة وحقّت له الطمأنینة، فنودى من الملأ الأعلى: {یا أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلَى رَبِّكِ رَاضِیةً مَرْضِیةً فَادْخُلِی فِی عِبَادِی وَادْخُلِی جَنَّتِی}[8]»؛[9] در این هنگام سکینه بر او افاضه شده و طمأنینه وجود او را فرا می‌گیرد و از ملأ اعلی به او خطاب می‌شود: «ای نفس مطمئنه! به سوی پروردگارت بازگرد در حالی‌که تو از او راضی باشی و خدا هم از تو راضی باشد، پس در جمع بندگان من و به بهشت من داخل شو.»

روح از مخلوقات بزرگ الهی و قابل پرورش است. قبل از ترک دنیا می‌توان روح را پرورش داد؛ یعنی روح ما با علوم الهی، حکمت و اعمال صالح، از آلودگیِ‌ معصیت، غفلت و نفس اماره نجات یافته و آراسته می‌شود. روح تا جایی می‌تواند شفّاف شود که با حقایق شفاف؛ یعنی انوار الهی، انوار فرشتگان و انوار عالم بالا ارتباط برقرار کند.

اگر روح آراسته شده و خودسازی شود، به جایی می‌رسد که کوهی از انوار سراغش آمده و او را غرق در این انوار می‌کند. چرا خودت را به افلاک نمی‌رسانی؟ چرا افلاک‌نشین نمی‌شوی؟ افلاکیان افرادی هستند که کار شب و روزشان این است که روح خود را تزکیه کنند و اوج بگیرند تا به سر منزل توحید ذاتی برسند.

خوب خوبى را كند جذب این بدان‏

طیبات و طیبین بر وى بخوان‏

در جهان هر چیز چیزى جذب كرد

گرم گرمى را كشید و سرد سرد

ناریان مر ناریان را جاذبند

نوریان‏ مر نوریان‏ را طالبند[10]

سالک الی الله باید از عمر خود که سرمایۀ الهی است، بهترین و بیشترین استفاده را برای ارتقای روحانی و معنوی خود ببرد و لحظه‌ای را فرو نگذارد. او باید همواره با همت و تلاش، در سیر الی الله ثابت قدم باشد تا به مقام افلاکیان و بندگان صالحی که شب و روز، روح ملکوتی خود را با غذاهای روحانی و معنوی تغذیه می‌کنند، برسد.

 

برگرفته از کتاب مشکات دل شرح «المطالب السلوکیه»

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی

 

علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب مشکات دل

 

 

[1]. منسوب به امام صادق(علیه السلام)، مصباح الشریعة، ص 44؛ مجلسى، بحار الأنوار، ج 73، ص 189.

[2]. زمر (39)، آیۀ 42.

[3]. ر.ک: فیاض لاهیجى، گوهر مراد، ص 595.

[4]. همان، ص 622.

[5]. «عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ(علیه السلام) قَالَ: إِنَّ الْأَحْلَامَ لَمْ تَكُنْ فِیمَا مَضَى فِی أَوَّلِ الْخَلْقِ وَإِنَّمَا حَدَثَتْ، فَقُلْتُ: وَمَا الْعِلَّةُ فِی ذَلِكَ؟ فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ ذِكْرُهُ بَعَثَ رَسُولًا إِلَى أَهْلِ زَمَانِهِ فَدَعَاهُمْ إِلَى عِبَادَةِ اللَّهِ وَطَاعَتِهِ فَقَالُوا إِنْ فَعَلْنَا ذَلِكَ فَمَا لَنَا فَوَ اللَّهِ مَا أَنْتَ بِأَكْثَرِنَا مَالًا وَلَا بِأَعَزِّنَا عَشِیرَةً، فَقَالَ: إِنْ أَطَعْتُمُونِی أَدْخَلَكُمُ اللَّهُ الْجَنَّةَ وَإِنْ عَصَیتُمُونِی أَدْخَلَكُمُ اللَّهُ النَّارَ

فَقَالُوا: وَمَا الْجَنَّةُ وَالنَّارُ؟ فَوَصَفَ لَهُمْ ذَلِكَ، فَقَالُوا: مَتَى نَصِیرُ إِلَى ذَلِكَ؟ فَقَالَ: إِذَا مِتُّمْ، فَقَالُوا: لَقَدْ رَأَینَا أَمْوَاتَنَا صَارُوا عِظَاماً وَرُفَاتاً فَازْدَادُوا لَهُ تَكْذِیباً وَبِهِ اسْتِخْفَافاً فَأَحْدَثَ اللَّهُ(عز و جل) فِیهِمُ الْأَحْلَامَ فَأَتَوْهُ فَأَخْبَرُوهُ بِمَا رَأَوْا وَمَا أَنْكَرُوا مِنْ ذَلِكَ، فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ(عز و جل) أَرَادَ أَنْ یحْتَجَّ عَلَیكُمْ بِهَذَا هَكَذَا تَكُونُ أَرْوَاحُكُمْ إِذَا مِتُّمْ وَإِنْ بُلِیتْ أَبْدَانُكُمْ تَصِیرُ الْأَرْوَاحُ إِلَى عِقَابٍ حَتَّى تُبْعَثَ الْأَبْدَانُ.» کلینی، الکافی، ج ۸، ص 90.

[6]. جهت اطلاعات بیشتر به کتاب «اجساد جاویدان»، تألیف علی‌اکبر مهدی‌پور مراجعه شود. این کتاب، گزارش مستندی است دربارۀ 136 تن از پیامبران، شهیدان، عالمان و صالحانی که پس از ده‌ها، صدها و احیاناً هزاران سال، پیکر پاکشان تازه پدیدار گشته است.

[7]. رازی در کتاب زندگانی حضرت عبد العظیم(علیه السلام) در خصوص این امام‌زاده می‌نویسد: «امام‌زاده طاهر(علیه السلام) از جمله علما و مصنفین اوایل قرن چهارم هجری بوده و در شهر ری وجهه و شخصیت تامی داشت و رتق و فتق امور اهالی ری به دست با کفایت او بود.

وی سیدی بزرگوار و جلیل القدر بوده و دارای کرامت می‌باشد و در بزرگی مقام و جلالت قدر و عظمت شان او همین بس که پس از گذشت هزار سال در موقع بنای گنبدش قبرش نبش شد و بدن شریفش را که ابداً تغییری در آن صورت نگرفته بود سالم یافتند؛ گویا خوابیده است». محمد شریف رازی، زندگانی حضرت عبدالعظیم(علیه السلام)، ص 130. (پایگاه جامع امام‌زادگان)

[8]. فجر (89)، آیۀ 27 – 30.

[9]. ابن سینا، رسالة في النفس و بقائها و معادها (أحوال النفس)، ص ۱۸۶.

[10]. مولوی، مثنوی معنوی، ص 165.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات