دلهای آسمانی
«قال شیخنا الأکبر فی فصوص الحکم: قال عیسی بن مریم(علیهما السلام): قلب كل إنسان حیث مَالَهُ، فاجعلوا أموالكم فی السماء تكن قلوبكم فی السماء»؛[1] حضرت عیسی(علیه السلام) فرمود: دل هر انسانی آنجاست که میل قلبی او آنجاست؛ پس تمایلات خود را در امور آسمانی قرار دهید تا دلهای شما آسمانی گردد.
شیخ اکبر، محیی الدین بن عربی(قدس سره) در کتاب معروف خود به نام فصوص الحکم حدیثی را از حضرت مسیح(علیه السلام) آورده و میفرماید: امیال قلبی و روحی اهل سیر و سلوک باید آسمانی باشد نه زمینی؛ یعنی توجه قلب کاملاً به سوی مبدأ و معانی عِلْوی و ملکوتی باشد تا بتواند روح خود را در این مسیر پرورش دهد. هر کسی باید ببیند خواستههای نفسانی و قلبیاش به چه سمتی متمایل است.
توجه اهل دنیا کاملاً به سوی دنیاست و توجه اهل معنا به سوی معانی عِلوی. قلب همانطوری که از اسمش پیداست، هر لحظه در تقلّب و تغییر و تحول است و همواره از میل و کشش انسان متأثر است. اگر میل او به عبادت، تفکر و تذکر باشد، دلش هم با خداست، ولی اگر قلبش متمایل به مسائل دنیوی و مادی باشد، دلش هم با دنیاست.
میل سالک باید به سمت معانی آسمانی باشد، نه به سوی مسائل زمینی و مادی. امام باقر(علیه السلام) میفرماید: «الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ»؛[2] انسان با چیزی محشور میشود که آن را دوست دارد. بنابراین اگر امیال قلبی سالک به سوی معانی عِلوی و آسمانی باشد دل او نیز آسمانی خواهد شد.
«أقول: سمّی المال مالاً لأنّ تمایل الإنسان إلیه ومن هذا المعنی قوله فی الحدیث أموالکم؛ أی میلکم»؛ از آن جهت که انسان به مال و ثروت تمایل دارد، مال را مال نامیدهاند و «اموال» هم در این روایت به معنای تمایل است.
خواجه قشیری از عارفان قرن پنجم هجری میگوید:
«سمعت الأستاذ أباعلى الدقاق(رحمة الله علیه) یقول: الوقت ما أنت فیه، إن كنت بالدنیا فوقتك الدنیا وإن كنت بالعقبى فوقتك العقبى وإن كنت بالسرور فوقتك السرور وإن كنت بالحزن فوقتك الحزن. یرید بهذا: أن الوقت ما كان هو الغالب على الإنسان. وقد یعنون بالوقت: ما هو فیه من الزمان، فانّ قوماً قالوا: الوقت ما بین الزمانین؛ یعنى الماضى و المستقبل. ویقولون: الصوفى ابن وقته»؛[3]
از استاد ابوعلی دقاق شنیدم که میگوید: وقت، چیزی است که تو در آن هستی؛ اگر به دنیا مشغولی، وقت تو دنیاست و اگر به آخرت مشغولی، وقت تو آخرت است و اگر شادمانی وقتت شادمانی است و اگر اندوهگینی وقتت اندوه است. منظورش از این مطلب این است که «وقت»، چیزی است که بر انسان غالب است و عنوان وقت بر چیزی اطلاق میشود که زمانمند باشد. پس گروهی گفتهاند: وقت چیزی مابین دو زمان گذشته و آینده است و گویند صوفی ابنالوقت؛ یعنی فرزند وقت خود است.
بنابراین «وقت» برای سالک آن زمانی است که در آن قرار دارد؛ لذا باید کشش و میل خود را همواره به سمت وحدت و توحید جلب کند تا وقتش در معنویت، روحانیت و توحید باشد و الا اگر میل و کشش به سوی مادیات برود، وقت او صرف دنیا و امور مادی خواهد شد. کسانی که کشش و میلشان دائماً به سوی امور مادی و دنیوی باشد، خدا را فراموش خواهند کرد، در نتیجه خداوند نیز آنها را گرفتار خودفراموشی خواهد نمود. خداوند(عز و جل) میفرماید:
{وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}؛[4] و همانند كسانى مباشید كه خدا را فراموش كردند و او (نیز) آنان را دچار خودفراموشى كرد؛ آنان همان نافرمانانند.
اینکه بارها تأکید کردهایم سالک باید زمانی از شبانهروز را به خودش اختصاص دهد، از نفس خود حساب بکشد و در باطن خود تامل کند، برای این است که بتواند وضعیت روحی و معنوی خود را تشخیص دهد. سالک باید هنگام محاسبۀ نفس، به کششها و تمایلات روزانۀ خود نگاه کند که به چه چیزهایی بیشتر توجه و کشش داشته است.
اگر دید قلبش بیشتر متمایل به عالم وحدت، ملکوت، یاد خدا و امور توحیدی و اخروی بوده، پس باید خدا را بر این توفیق شکر کرده و بر حفظ و افزایش آن مراقبت نماید، ولی اگر دید غالب وقت و تمایل قلبیاش به سمت امور مادی و دنیوی بوده، لازم است هرچه زودتر در جهت جبران برآمده و زنگار غفلت را از دلش پاک کرده و اجازه ندهد این غبارها روی هم انباشته شوند تا کار بر او سخت شود.
برگرفته از کتاب مشکات دل شرح «المطالب السلوکیه»
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. محیى الدین بن عربى، فصوص الحكم، ج 1، ص 192.
[2]. كلینى، الكافي، ج 2، ص 127.
[3]. ابوالقاسم عبد الكريم قشيرى، الرسالة القشيرية، ص 121 _ 122.
[4]. حشر (59)، آیۀ 19.





