برنامهریزی برای تهجد و نماز شب
بر سالک لازم است کارهای خود را مرتب و منظم کند. مخصوصاً روزهای بلند و شبهای کوتاه بهار و تابستان کار خیلی سخت است؛ به همین جهت برای سحرخیزی و بیداری آخر شب، باید برنامهریزی داشته باشیم، همچنانکه برای هر کاری برنامهریزی میکنیم. اصلاً بدون برنامهریزی، اجرای برنامۀ سلوکی امکان ندارد.
عزیزم! برای بیدار شدن برای نماز شب باید غذا را کم کنی یا در اول شب بخوابی. البته با تنظیم کردن ساعت یا سفارش به دیگران نیز که در ساعت معیّنی زنگ بزنند، میتوان زود بیدار شد. حداقل نیم ساعت قبل از اذان باید بیدار شده و مشغول تهجد شد.
در قرآن کریم در سورههای متعددی به شبزندهداری و استغفار در سحرگان تصریح شده و از پاداش بزرگ آن خبر داده است. خداوند سبحان در سورۀ سجده میفرماید:
{فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِی لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْینٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا یعْمَلُونَ}؛[1] هیچكس نمیداند چه پاداشهای مهمی كه مایه روشنی چشمها میگردد برای آنها نهفته شده، این جزای اعمالی است كه انجام میدادند.
اگر سالک خیلی خسته است یا ظنّ قوی دارد که بیدار نمیشود، نماز شب را قبل از خواب و بعد از نیمه شب شرعی بخواند؛ چون نماز شب خواندن قبل از خوابیدن بهتر از قضا شدن است. کسانی که اهل سیر و سلوک هستند نباید نماز شب را رها کنند، در غیر این صورت نفس بر او غلبه میکند و اگر جبران نکند و نفسش را به حال خود بگذارد، تمام زحمتهایی را که کشیده از دست میدهد.
سالک الی الله باید به سهر و بیداری شبها و عبادت نیمه شب مشتاق باشد و سعی کند که سحر را از دست ندهد. امیرالمؤمنین(علیه السلام) میفرماید: «السَّهَرُ رَوْضَةُ الْمُشْتَاقِین»؛[2] بیداری، باغ مشتاقان است و فرمود: «أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ سَهَرُ الْعُیونِ بِذِكْرِ اللَّهِ سُبْحَانَه»؛[3] برترین عبادت، بیداری چشمها در ذکر خداوند سبحان است.
اگر شما از نماز شب صرف نظر کنی نفس بر تو غلبه میکند. اگر نفس تنبیه و مهار نشود، همۀ زحمتهایی که قبلاً کشیدهای، از دست میرود.
عاشقى را جگرى مى باید
احتمال خطرى مى باید
نتوان رفت درین ره با پاى
عشق را بال و پرى مى باید
گریه نیمشبى در كارست
دود آه سحرى مى باید
دیده را آب ده از آتش دل
عشق را چشم ترى مى باید[4]
برگرفته از کتاب مشکات دل شرح «المطالب السلوکیه»
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. سجده (32)، آیۀ 17.
[2]. تمیمى آمدى، تصنیف غرر الحكم و درر الكلم، ص 319.
[3]. همان.
[4]. دیوان فیض کاشانی، ج 2، ص 823.





