صلوات بر امام علی(علیه السلام) در دعای افتتاح
«اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَی عَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ وَصِیِّ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِینَ، عَبْدِکَ وَ وَلِیِّکَ وَ أَخِی رَسُولِکَ وَ حُجَّتِکَ عَلَی خَلْقِکَ وَ آیَتِکَ الْکُبْرَی وَ النَّبَإِ الْعَظِیم»؛ خدایا! بر حضرت علی، امیرمومنان و وصیّ رسول حق، عبد و ولی تو، برادر رسول تو، حجت تو بر خلقت، نشانه بزرگ تو و خبر و امر عظیمت دورد فرست.
امیرالمؤمنین(علیه السلام) عبد خاص خداوند است. ایشان همچنین ولیّ خداوند هستند. کلمه «ولیّ» معانی مختلفی دارد که با توجه بهجایگاه آن مشخص میشود.
اگر در کنار خداوند بیاید مثل اینجا که «ولیّ الله» گفته شد، مراد دوستی، نزدیکی و قرب به حق است؛ یعنی حضرت، ارتباطی ناگسستنی با پروردگار داشته و لحظهای از او فاصله ندارد، اما اگر بهعنوان ولیّ بر مردم معرفی شود مانند آنجا که میفرماید: «مَنْ کُنْتُ مَولاه فَهذا عَلیٌّ مَولاه»؛ هرکس من ولی او بودهام این علی مولای اوست. در اینجا به معنای سرپرست و صاحب اختیار است.
در قرآن کریم فرمود: {إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُون}؛[1] سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آوردهاند؛ همانها كه نماز را برپا مىدارند و در حال ركوع، زكات مىدهند و در تفاسیر شیعه و سنی آمده است که منظور مولی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(علیهما السلام) است. ولیّ فقیه هم مرتبهای از ولایت و سرپرستی را دارد و مرتبه دیگر در پدر و جد پدری وجود دارد.
صفت بعدی، «اخی رسولک» است. حضرت بهعنوان برادر رسول خدا(صلّ الله علیه و آله) معرفی شدهاند. مولا علی(علیه السلام) به لحاظ ارتباط خانوادگی، داماد پیامبر بودهاند، اما در اینجا بهعنوان برادر ذکر شدهاند. این برادری به معنای برادری نَسَبی نیست، بلکه مراد اخوت و برادری معنوی و حقیقی است که بین حضرت امیر و پیامبر اکرم واقعشده است.
یکی از مستحبات دین ما عقد اخوت است و این مسئله در اعمال روز غدیر نیز واردشده است[2] و خوب است که به این مسئله توجه داشته باشیم. در صیغۀ عقد اخوت شما متعهد میشوید که برای مؤمن دیگر مانند برادر بوده و در دعا، زیارت و شفاعت او را فراموش نسازید. در تاریخ چندین بار پیامبر اکرم(صلّ الله علیه و آله) بین مسلمانان عقد اخوت بستهاند که برخی در مکه و برخی در مدینه بوده است.
این برقراری اخوّت، دلایل مختلفی داشت ازجمله اینکه مسلمانان باهم احساس قرابت و نزدیکی بیشتر داشته، مال و ناموس برادر خود را مانند مال و ناموس خود دانسته و در راه حفظ آن تلاش کنند.
برخی از مردان باید به صحنۀ کارزار می رفتند و این قضیه در برخی جنگها مثل جنگ تبوک مدتها طول میکشید؛ خانواده این مجاهدان در مدینه باقی میماندند اگر قرار بود هیچ یار و سرپرستی نداشته باشند کار دشوار میشد، اما وقتی کسی میدید خانواده برادرش نیاز به مراقبت یا تهیه آذوقهای دارد بدون چشم داشت و همانند خانواده خود به آنها رسیدگی نموده و حفظ آنها از حوادت و مشکلات را برخود لازم میدانست. البته فواید و آثار دیگری هم به همراه داشت.
در تاریخ آمده که حضرت، قبل از هجرت به مدینه بین مسلمانان مکه که بعدها مهاجرین نامیده شدند عقد اخوت بستند تا در تحمل اذیت و آزارها و مشکلاتیکه در آینده پیش میآید یار و یاور یکدیگر باشند. بعد از رفتن به مدینه هم در همان سال اول به اصحاب خود فرمود در راه خداوند، دونفر دونفر باهم برادری برقرار سازید.
این برادری که بین مهاجر و انصار برقرار شد در منابع مختلفی ذکرشده است و آثار و برکات زیادی هم به همراه داشت، اما در سال نهم هجری حضرت بر یک برادری عمومی بین تمام مسلمانان تأکید نمود و این آیه نیز بیانگر همین مطلب است:{إنّما المُؤمنونَ إخوَه}؛[3] همانا تمام مؤمنان با یکدیگربرادر میباشند.
براساس آنچه در منابع مختلف اهل سنت ذکر شده است در اولین برنامۀ عقد اخوتی که حضرت بین اصحاب، با توجه به ویژگیهایشان برقرار میساختند؛ افرادی که به لحاظ اخلاقی و رفتاری و دیگر صفات، شبیه هم بودند باهم برادر میشدند بهطوریکه حضرت بین ابوبکر و عمر، حمزه و زید بن حارثه، عثمان و عبدالرحمن بن عوف، زبیر و ابن مسعود برادری برقرار ساختند.
در اینجا آقا امیرالمؤمنین(علیه السلام) اندوهگین شده و عرض کردند یا رسول الله بین اصحابتان برادری برقرار ساختید و مرا تنها گذاردید؛ رسول اکرم(صلّ الله علیه و آله) به ایشان فرمود تو برادر من در دنیا و آخرت هستی.[4] این اتفاق که در چند موضع دیگر نیز تکرار شده است حکایت از این دارد حضرت امیر(علیه السلام) نزدیکترین و شبیه ترین فرد به پیامبر اکرم(صلّ الله علیه و آله) میباشند.
در جریان جنگ تبوک که نامش ذکر شد، مسلمانان باید به جنگ با رومیها میرفتند. در این ماجرا پیامبر اکرم(صلّ الله علیه و آله) امیرالمؤمنین را نماینده خود در مدینه باقی گذاشت و خود عازم جهاد شد.
برخی افراد منافق و مغرض که میخواستند فتنه به پاکنند و حضرت را مانع خود میدیدند، گفتند پیامبر به علی علاقهای نداشته و به همین سبب او را در صف مجاهدین قرار نداده است و این قضیه بین مردم پخش شد تا جاییکه حضرت علی(علیه السلام) اندوهگین شده، به دنبال پیامبر رفته و در محلی به نام جُرْف در نزدیکی مدینه با ایشان ملاقات نمود و این مطالب را به اطلاع حضرت رساندند.
در اینجا پیامبراکرم(صلّ الله علیه و آله) به حضرت فرمود: «أنتَ مِنّی بِمَنزلِةِ هارونَ مِنْ مُوسی الّا أنّه لا نَبیَّ بَعدی»؛ تو برای من بهمنزله هارون برای موسی هستی الّا اینکه بعد از من دیگر پیامبری نخواهد آمد.[5] این حدیت که به حدیث منزلت معروف است یکی دیگر از فضایل حضرت را بیان میکند.
صفت بعدی حضرت که در اینجا آمده «حجّت الله» است که ما در اذان و اقامه نماز به آن شهادت داده و میگوییم: «أشهد أن علیًّا حجّة الله». یک معنای حجت، دلیل و برهان قاطع است؛ یعنی حضرت شخصیتی هستند که خداوند در روز قیامت بهواسطه ایشان بر خلق احتجاج نموده و حق را از باطل مشخص میکند.
«وَآیَتِکَ الْکُبْرى وَالنَّباءِ الْعَظیمِ»؛ آیت و نشانه عظیم و خبر بزرگ تو. در این عبارت دو صفت برای امام علی(علیه السلام) ذکرشده است: یکی اینکه حضرت، آیت عظمای خداست و دیگر اینکه ایشان خبر عظیم الهی هستند. خداوند خبرهای مختلفی برای بندگانش دارد، ولی یکی از خبرهایی که خیلی بزرگ است، خبر شخصیت مولا امیرالمؤمنین(علیه السلام) است.
آن صفتِ اول که آیت کبری بود تقریباً شبیه همان آیت الله العظمی است که در برخی زیارتنامههای امیرالمؤمنین(علیه السلام) آمده است. همان طور که میدانید مولا علی(علیه السلام) چندین زیارتنامه دارند که در مفاتیح هم آمده و در یکی از این زیارت نامه ها این جمله واردشده است: «السّلامُ عَلَیکَ یا آیتَ اللهِ العُظمی»[6]؛ سلام بر تو ای آیت عظمای پروردگار.
زمانیکه ما در سامرا بودیم یکی از آن علمای قدیم سامرا مرحوم آیت الله میرزا محمود شیرازی(رحمةالله) بود. ایشان از ائمۀ جماعت حرم امام هادی و امام حسن عسکری(علیهما السلام) در سامرا و ظاهراً از اساتید آقای خوئی(رحمةالله) در نجف بودهاند.
این عالم بزرگوار با اینکه در علم و اجتهاد خیلی قوی بودند، میگفتند: به من آیت الله العظمی نگویید؛ چون اگر این لقب را برای من بهکار ببرید آنوقت برای مولا علی(علیه السلام) چه میماند؟! میفرمود: در مقابل مولا امیرالمؤمنین(علیه السلام) ما صغری هستیم، عظمی نیستیم. از همین نمونه رساله آقای بهجت (رحمةالله) است که برخلاف خیلی از رسالههای عملیه، «العبد» نوشته شده است.
آیا مقام امیرالمؤمنین با پیامبر(صلّ الله علیه و آله) برابر است؟ باید بگوییم که بحث برابری مطرح نیست. خداوند دو آیت کبری دارد و از خودش دو نشانه روی زمین گذاشته است که یک نشانه پیغمبر(صلّ الله علیه و آله) و یک نشانه هم حضرت علی(علیه السلام) است. خداوند نشانههای متعددی در قالب آیات آفاقی و انفسی دارد و اینها آیت و مظهر تمام نمای خداوند هستند. هم پیغمبر(صلّ الله علیه و آله) و هم حضرت علی(علیه السلام) کبیر و عظیم هستند.
صفت بعدی «النَّبإِ الْعَظیمِ» میباشد. این نبإالعظیم از قرآن کریم گرفته شده است: {عَمَّ يَتَساءَلُونَ * عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ * الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ}؛[7] از چه سؤال میکنند؟ از خبر بزرگ.
خبریکه در آن اختلاف دارند. در برخی تفاسیر و روایات این اختلاف را در خلافت مولا امیرالمؤمنین(علیه السلام) بعد از رحلت پیامبر(صلّ الله علیه و آله) گفتهاند که خیلیها به سراغ ابوبکر، عمر و عثمان رفتند و یک عده قلیلی نزد آقا امیرالمؤمنین(علیه السلام) ماندند با آن که خلافتِ به حق، تنها مخصوص آن بزرگوار است.
پس سؤال از امامت امیرالمؤمنین(علیه السلام) است که مورد اختلاف بوده و در شب اول قبر هم یکی از سؤالهای مهم این استکه امام شماکیست؟ در مورد اینکه منظور از نبا عظیم حضرت امیرالمومنین(علیه السلام) است روایاتی داریم که به یک مورد آن اشاره میکنیم:
ابوحمزه ثمالی گوید: به؛ امام باقر(علیه السلام) عرض کردم: «فدایت شوم! شیعه از شما تفسیر این آیه را میپرسند: «عَمَّ یَتَساءَلُونَ* عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ» فرمود: «اختیار با من است، اگر بخواهم به آنها میگویم و اگر بخواهم نمیگویم»، سپس فرمود: «ولی من تفسیرش را برای تو میگویم».
عرض کردم: «از چه از یکدیگر میپرسند»؟ فرمود: «این آیه درباره امیرالمؤمنین(علیه السلام) است، آن حضرت(علیه السلام) میفرمود: «خدا را آیهای بزرگتر از من نیست، خدا را خبری بزرگتر از من نیست.»[8]
مطلب دیگر در مورد حضرت اینکه در سوره زلزال میخوانیم:{ إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها * وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها * وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها * يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها * بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى لَها}؛[9] هنگامیکه زمين شديداً به لرزه درآيد و بارهاى سنگينش را خارج سازد و انسان مىگويد: زمين را چه مىشود (كه اينگونه مىلرزد)؟! در آن روز زمين تمام خبرهايش را بازگو مىكند چراکه پروردگارت به او وحی کرده است. روایتی هست که طبق آن منظور از انسان در این آیات امیرالمؤمنین(علیه السلام) است.[10]
صفت دیگر مولا علی(علیه السلام) که در روایات معتبر آمده این استکه ایشان «قَسیمُ الجنة و النار» هستند و حسابهای مردم در روز قیامت به دست آن حضرت هست.[11] از دیگر القاب حضرت که در برخی آیات قرآن آمده دابّة الأرض است[12] و همه اینها حکایت از عظمت و بزرگی این آیت حق است.
برگرفته از کتاب سرچشمه راز و نیاز شرح دعای افتتاح
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی(دامظله)
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. مائده (5)، آیه55.
[2]. نوری، مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۲۷۹.
[3]. حجرات (49)، آیه 10.
[4]. حلبی، السیرة الحلبیه، ج 2، ص 125.
[5]. حدیث شریف منزلت در منابع متعدد شیعه و سنی ذکر شده است برای نمونه: حاکم نیشابوری، مستدرک، ج ۳، ص ۱۳۳-۱۳۴؛ مفید، الارشاد، ص ۸۱-۸۴؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۲، ص ۲۷۸. ابن هشام، السیرة النبویه ، ج 4، ص 163.
[6]. فرازی از زیارت مخصوصه امیرالمومنین(علیه السلام) که در روز هفدهم ربیع الاول وارد شده و در مفاتیح به عنوان زیارت مخصوصه دوم ذکر شده است.
[7]. نبأ (78)، آیات 3-1.
[8]. کافی، ج 1، ص 207.
[9]. زلزال (99)، آیات 5-1.
[10]. ابن بابویه، علل الشرایع، ج 2، ص 556.
[11]. بصائرالدرجات فی فضائل آل محمد(علیهم السلام)، ج1 ، ص 192.
[12]. اشاره به آیه 82 سوره نمل: {وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُون}؛ و هنگامى كه فرمان عذاب آنها رسد (و در آستانه رستاخيز قرار گيرند)، جنبندهاى را از زمين براى آنها خارج مىكنيم كه با آنان تكلّم مىكند (و مىگويد) كه مردم به آيات ما ايمان نمىآوردند. در برخی تفاسیر آمده که منظور از دابة الارض در این آیه امیرالمومنین(علیه السلام) میباشد. علی استرآبادی، تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص 399.





