پناه بردن به خداوند(شرح فرازی از مناجات خمس عشر امام سجاد (ع)
«وَ اسْتَجَرْتُ بِكَ مِنْكَ»؛ از تو به تو پناهنده میشوم. مسئلۀ پناه بردن مثل مسئلۀ شفاعت است. اگر فردی در حق دیگری عمل ناشایستی انجام داده و از ترس جان و مال خویش نمیتواند خود را در دسترس او قرار دهد، برای اینکه بتواند از ناحیۀ او در امان باشد، ناگزیر است نزد شخصِ صاحب آبرو و قدرت برای خودش امنیّت و پناهندگی کسب کند تا از جان و مال او در برابر دشمنش محافظت نماید.
وارستگان به دوست پناهنده گشتهاند
وابستهاى چو من به جهان بىپناه شد[1]
در قرآن به این نوع پناهندگی اشاره شده است. در محیط دعوت اسلام گروههاى مختلفى وجود داشتند؛ گروهى با پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) هیچگونه پیمانى نداشتند و پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در مقابل آنها نیز هیچگونه تعهدى نداشت. گروههای دیگرى در «حُدیبیه» و مانند آن پیمانِ ترک مخاصمه با رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بسته بودند که بعضى داراى مدّت معیّن بود و برخی مدّت نداشت.
در این میان برخی همانند بنی نضیر و بنی قریظه – از یهودیان – که با پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) پیمان بسته بودند، یکجانبه و بدون هیچ مجوّزى، پیمانشان را به سبب همکارىِ آشکار با دشمنان اسلام شکستند و یا درصدد از میان بردن رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) برآمدند. پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) هم در مقابل آنها شدّت عمل به خرج داد و همه را از «مدینه» طرد کرد، ولى قسمتى از پیمانها – اعمّ از پیمانهای مدّتدار و بدون مدت – هنوز به قوّت خود باقى بود.
با نزول آیات نخستین سورۀ توبه، احکام جدیدی صادر شد. {بَراءَةٌ مِنَ اللّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى الَّذینَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِکینَ}؛[2] (این، اعلام) بیزاری از سوی خدا و پیامبر او به کسانی از مشرکان است که با آنها عهد بستهاید. این آیه هرگونه پیمانى را که مشرکان با مسلمانان داشتند لغو نمود و فرصت چهارماهه به آنان داد تا تکلیف خود را نسبت به اسلام مشخص نمایند؛ یا اسلام را بپذیرند یا آمادۀ پیکار شوند.
{وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکینَ إِسْتَجارَکَ فَأَجِرْهُ حَتّى یَسْمَعَ کَلامَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْلَمُونَ}؛[3] و اگر یکی از مشرکان از تو پناهندگی بخواهد، به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود (و در آن بیندیشد)، سپس او را به محل امنش برسان، چرا که آنها گروهی ناآگاهند.
خداوند(عزّ و جلّ)در این آیه به پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) میفرماید: اگر در این فرصت چهارماهه، کسی از مشرکانِ پیمانشکن بخواهد کلام خدا را بشنود و در مورد اسلام تحقیق نماید، به او امان بده تا نزد شما بیاید و تحقیق نماید و بعد از آن او را به محل امن خودشان برسان. ابناثیر دربارۀ جریان فتح مکه مینویسد:
عباس عموی پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) که برای استقبال از حضرت به خارج از شهر آمده بود، میگوید: من ناگهان صدای ابوسفیان و حکیم بن حزام و بدیل بن ورقاء خزاعی را شنیدم که برای تجسّس اخبار بیرون آمده بودند. ابوسفیان گفت: … ابوالفضل (کنیۀ عبّاس)! پدر و مادرم فدایت! از پشت سر چه خبر داری؟ گفتم: اکنون پیغمبر خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) با دههزار سوار از مسلمانان به قصد شما میآیند.
گفت: اکنون چه کنم؟ گفتم: با من سوار شو برای تو از پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) امان میگیرم. به خدا اگر ظفر یافت گردن تو را خواهد زد. او پشت سر من بر استر سوار شد، من هم سوی پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) تاختم تا آنکه بر عمر بن خطّاب گذشتیم. او (عمر بن خطّاب) به ابوسفیان گفت: خدا را سپاس که تو را بدون امان و پیمان به دام انداخت.
سپس نزد پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) دوید تا اجازۀ کشتن ابوسفیان را بگیرد. من هم تاختم و زودتر رسیدم. عمر هم آمد و به پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) خبر داد و گفت: بگذار گردنش را بزنم. گفتم: ای رسول خدا! من به او پناه دادم. سپس سرِ پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) را در آغوش گرفتم و گفتم: نمیگذارم امروز کسی با او نجوا کند … . پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: برو ما به وی امان دادیم.[4]
بنابراین از واژگان مستجار، اجاره و مجیر این فهمیده میشود شخصی که مطلوب دیگری است، توسّط شخص سوّمی پناه داده شود، سپس شخص سوّم از آنطرفی که تعقیبش میکند برای پناهندهشده مطالبۀ بخشش کند. این معنای متعارف امانخواهی و پناهندگی است، ولی نوعی پناهندگی و امانخواهی هم داریم که از خود فرد به خودش پناهنده شوی.
در این قسمت مناجات هم از خدای أشدّالمُعاقبِین به خودش که أرحمُالرّاحِمین است پناه برده میشود. در اینجا به خداوند عرضه میدارم که تو میخواهی مرا مطالبه و مؤاخذه کنی و در تعقیب من هستی، بهجای اینکه شخص دیگری را واسطه قرار دهم و او به من پناه دهد و تو از من بگذری، من بهطور مستقیم پیش خودت آمدهام و از عقاب و عتاب تو به رحمت و مغفرت تو پناه میبرم.
برگرفته از کتاب نجوای سالکان شرح مناجات خمس عشر امام سجاد (علیه السلام)
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی(دامظله)
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. ديوان امام مجموعه اشعار امام خمينى، ص 26.
[2]. توبه (9)، آیۀ 1.
[3]. همان، آیۀ 6.
[4]. ابن اثیر، الکامل، ج 2، ص 244.





