اگر سالک چند استاد اخلاق عمومی داشته باشد، ضرری به او نخواهد رسید؛ مخصوصاً اگر اوایل سلوکش باشد. استاد عام، استاد دورۀ اخلاق نظری و عملی است و استاد خاص بعد از انتهای اخلاق نظری و عملی عهدهدار هدایت شاگرد در عرفان نظری و عملی میشود. معمولاً استاد اخلاق عمومی در حوزههای علمیه وجود داشته و در دسترس همگان هستند.
اساتیدی هستند که تهذیب اخلاق و تزکیۀ نفس دارند و اطلاعات اخلاقی آنها نیز از جهت نظری و عملی خوب است. به روش کتابهای معراج السعاده و مشابه آن سخنرانی موعظه میکنند. آنچه جایش خالی است، استاد خاص عرفان عملی میباشد که به قحط الرجال مبتلا شدهایم. ضمناً در استاد اخلاص خاص، تعدد در عرض هم اشکال ندارد.
فراگیری و مطالعۀ کتابهای اخلاق
سالک چارهای جز این ندارد که قبل از ورود به منازل عرفان عملی دورۀ كاملی را در علم اخلاق سپری کند؛ مثل كتاب جامع السعادات علامه نراقی(رضوان الله علیه). كتابهای تخصصی و عملی بسیار خوبی در علم اخلاق وجود دارد که در زمانهای قدیم در حوزههای علمیه برای طلاب تدریس میشده است؛ مانند جامع السعادات، معراج السعاده، اخلاق ناصری، اخلاق شبر.
بعضی از این کتابها استاد لازم ندارند و اگر فردی اهل عمل باشد میتواند هر شب یک صفحه را مطالعه کرده و به کار گیرد. كتاب اخلاق سید عبدالله شُبّر(قدس سره) در اینزمینه زبدهتر، فشردهتر و مختصرتر است. جامع السعادات کتاب اخلاقیِ مفیدی است که ملا مهدی نراقی(قدس سره) در سه جلد به زبان عربی تألیف کرده و به فارسی هم ترجمه شده است.
معراج السعاده هم نوشتۀ ملا احمد نراقی(قدس سره) از کتابهای جامع و خوب اخلاقی است. این کتابها در آغاز هر فضیلت یا رذیلت اخلاقی ابتدا اهمیت آن را به صورت ریشهای، از آیات و روایات مشخص میكند، سپس راه معالجه و برخورد با آن را بیان میكند؛
به همین جهت، طالب علم و کاسب هم میتواند با استاد اخلاق آن را عملی کند و هم خودش بخواند و كم كم به آن عمل كند. آیت الله بهجت(قدس سره) در پاسخ به درخواست دستورالعمل و برنامۀ سیر و سلوک میفرمود:روزانه نصف صفحه از کتاب شریف معراج السعاده را بخوانید و بدان عمل کنید.
سالک باید این کتابها را با دقت پیگیری کرده و درس بگیرد و بر مراتب و حالات نفس خود، تطبیق عملی داده و بعد وارد میادین عرفانی شود. بنابراین اگر کسی بدون خواندن و عملكردن به كتاب معراج السعاده یا جامع السعادات وارد جلسات عرفانی شود، اشتباه كرده است؛ زیرا نمیتواند در عرفان قدمهای سریع بردارد و راه او خیلی طولانی و مشكل میشود.
سالک با مطالعۀ کتابهای اخلاق میفهمد که فضیلت چیست و رذیله کدام است. همچنین میفهمد که قوۀ مخیله، عاقله، غضبیه، شهویه چیست و اینکه هر كدام از این قوا افراط و تفریط و متوسط دارند. سالک باید شرک جلی و خفی را در وجود خود تشخیص دهد. همچنین راههای خلوص و دفع ریا را شناسایی کند.
همۀ اینها راهکارهای عملی دارد که در علم اخلاق بیان میشود. در این زمینه کتابهایی که اینجانب همراه دوستان سالها زحمت کشیدیم و به چاپ رساندیم، بسیار مناسب است؛ مانند دورۀ سه جلدی شرح کتاب منازل السائرین، دورۀ سه جلدی شرح مصباح الشریعه، مشکات دل، شرح دعای مکارم الاخلاق، مفاتیح السلوک، توشۀ سالکان، نجوای سالکان، شرح لبّ اللباب و سایر کتابها که همگی به موضوعات عرفان نظری و عملی اختصاص دارند.
اگر سالک در ابتدای كار بخواهد عرفان نظری را بفهمد، ضرری متوجه او نخواهد شد؛ حتی میتواند در درس حكمت و فلسفه شركت كند. از كتابهای حكمت و فلسفه میتوان به بدایة الحكمة و نهایة الحكمة نوشتۀ علامه طباطبایی(قدس سره) و شرح منظومه نوشتۀ ملا هادی سبزواری(قدس سره) و اسفار اربعه نوشتۀ ملا صدرا شیرازی(قدس سره) و كتابهای دیگری مشابه آن اشاره كرد.
مرحلۀ بعد از اخلاق نظری و عملی، ورود به عرفان نظری، سپس عرفان عملی است. البته در عرفان نظری هم میتوانیم به استاد عام رجوع كنیم، ولی آنچه به استاد خاص نیاز دارد، فقط عرفان عملی است.
عرفان نظری تفسیر و توضیحی از شهود حقایق هستی در مرحلۀ فنا و بالاتر از آن است که توسط عارفانی چون ابن عربی و دیگران در کتابهای عرفانی بیان شده است[1] و خواندن آنها میتواند درک بهتری از اهداف و غایت سلوک الی الله در عرفان را برای سالک به ارمغان بیاورد.
استاد ما حاج سید هاشم حداد(قدس سره) به اینجانب میفرمودند: «خوب است که شما حکمت و فلسفه هم بخوانید»، ولی اصرار نمیکردند و میفرمودند: «البته اینها جنبۀ نظری و علمی دارند و آنکه جنبۀ اشراقی دارد، بالاتر است.»
سالک باید بداند که فراگیری علوم اسلامی مثل منطق، فلسفه و حتی عرفان نظری با ارزش است، ولی مهمتر این است که همراه تزکیه، مبارزه با نفس، مستحبات، بیداری سحر، نماز شب و … باشد که باعث نورانیت خواهد شد. امام صادق(علیه السلام) میفرماید:
«لَیسَ الْعِلْمُ بِكَثْرَةِ التَّعَلُّمِ إِنَّمَا هُوَ نُورٌ یقَعُ فِی قَلْبِ مَنْ یرِیدُ اللَّهُ أَنْ یهْدِیه»؛[2] علم به فراوانی آموختن نیست، بلکه نوری است که هرکس خدا هدایتش را بخواهد، در دل او قرار میدهد.
حال اگر کسی كتابهای ملا صدرا، ابن عربی و سایر عارفان را با این نورانیت بخواند، بسیار مؤثرتر خواهد بود، ولی علمی كه بدون تهذیب اخلاق باشد و فقط به مدارک و مطالب علمی قناعت شود، علاوه بر اینکه نورانیتی نصیبش نخواهد شد، خدا میداند كه برایش حجاب اكبر میشود؛ به همین جهت اهل معرفت فرمودهاند: «العلم هو الحجاب الأکبر».
آنان كه به علمِ فلسفه مىنازند
بر علم دگر به آشكارا تازند
ترسم كه در این حجاب اكبر، آخر
سرگرم شوند و خویشتن را بازند[3]
همانطور که حضرت فرمودند: علم نور است، پس علم باید باعث تواضع و فروتنی شود، نه اینكه باعث غرور و تكبّر گردد.
جستوجوی استاد خاص
اگر سالک دربارۀ ورود به عرفان عملی و سیر و سلوک روحی به یقین برسد، چارهای جز رجوع به استاد كاملی که مورد اطمینان او باشد، ندارد و ما آن را استاد خاص مینامیم. سالکی که با رعایت سلسله مراتب از اخلاق نظری، اخلاق عملی و عرفان نظری به عرفان عملی رسیده باشد و شب و روز با امراض نفسانی مبارزه كرده باشد، خودش پیشرفت خود را احساس میکند و اگر استاد داشته باشد، مسائل عملی عرفان را درک خواهد کرد؛
مثلاً اگر میگویند یكی از منازل سیر و سلوک حیرت است، این حیرت را میفهمد یا حالات قبض و بسط، تلوین و تمکین، صحو و سکر، غیبت و حضور و سایر مسائل را درک میکند. سالکی که مراحل پیشگفته را به درستی طی کرده باشد، به یقین مییابد چارهای جز رجوع به استاد كامل كه مورد اطمینان او باشد ندارد.
اصلاً حالش بهگونهای میشود كه در باطن فرو رفته و حالتی از عزلت و انزوای باطنی برایش پیش میآید و مانند مریضی كه دنبال پزشک میگردد، سعی میكند آن استاد خاص را پیدا كند.
عمدۀ مطلب این است كه خدا از شما صدق نیت ببیند و اینكه آمدنت در این راه به سبب نام و نشان و شهرت نبوده باشد. برخی میگویند چون برای مثلاً ادبیات، خطاطی، مداحی و علوم دیگر استاد دارم، باید در عرفان هم یک استاد داشته باشم که اگر از من پرسیدند استاد عرفانت كیست، پاسخی داشته باشم.
چنین کاری، سوء استفاده از استاد، راه خدا و عرفان است. باید به چنین افرادی بگوییم: با این نیت نه استادی، او را قبول میکند و نه خودش رشد و ترقی میکند؛ لذا لازم است افراد در اخلاص نیت خود متمرکز شده و آن را از هر پیرایهای پاک کنند تا بتوانند رشد و سلوک معنوی خود را تضمین کنند؛
بنابراین اگر خدا از کسی صدق نیت ببیند و واقعاً خلوص بندگی داشته و برای اسم و رسم دنبال استاد نباشد، خدای متعال خودش استادی را سر راه او قرار میدهد.
مرحوم سید علی آقای قاضی(قدس سره) فرمودهاند: استاد نیمی از راه است؛ چون اولاً شما وقتی به استاد برسی، آرامش و طمأنینه پیدا میكنی و از تفرّق حواس، پراكندگی و اضطراب بیرون میآیی؛
ثانیاً خود استاد، بتشكن نفس شماست و زمانی که به شما دستور میدهد كه این كار را بكن یا آن عمل را انجام بده، این دیگر نفس شما نیست كه بخواهی در نفسانی بودن عمل شک كنی؛ ثالثاً استاد به دلیل تسلط و اِشراف بر نفوس میتواند راهنمای مهمی برای سلوک سالک باشد. امام زینالعابدین(علیه السلام) میفرماید:
«هَلَكَ مَنْ لَیسَ لَهُ حَكِیمٌ یرْشِدُه»؛[4] کسی که حکیمی برای راهنمایی نداشته باشد، هلاک میشود.
لذا واجب است كه سالک دنبال استاد گشته و در دعاهایش از خداوند(عز و جل) او را طلب کند.
وظیفۀ سالک پیش از رسیدن به استاد خاص
و قبل از رسیدن به استاد به آنچه در مطلبی که در عنوان “رفیق راه” ذکر خواهیم کرد عمل کند. در این راه، سالک باید از دوست مؤمن نیز استفاد کند؛ زیرا وقتی مؤمنی رفیق مؤمن دیگر شود، عیبهای او را دیده و به اطلاع او میرساند. اگر کسی تنها سلوک کند، نمیتواند به عیوبش پی ببرد.
سالک باید از دوستان سلوکی یکی را انتخاب کند تا در این راه سخت کمککار او باشد. چنانچه پیدا نشد از دوستانی که اهل تعبد بوده و نفس سلیمی که غل و غش ندارد استفاده شود.
و اگر استاد خاص را پیدا كرد، واجب است که دنبال استادی دیگر نرود و همیشه به رویكردها و راهنماییهای او التزام عملی داشته باشد. چون تعدّد استاد در عرفان عملی برای سالک مضرّ بوده و به عمر و وقت او خسارت میزند و سالک را به نتیجۀ مفیدی نمیرساند.
به سوی استاد دیگر رفتن باعث تداخل دستورات میشود و شما سر دو راهی گیر میكنی كه آیا آن دستوری كه استاد اولی داده درست است یا استاد دوم؟ این موضوع تفرق حواس میآورد و به سیر و سلوک آسیب وارد میكند؛ برای اینکه ممکن است هر استادی به روش خود تأثیر باطنی خاصّی روی قلب سالک بگذارد که از این تفاوتها نتیجۀ مناسبی برای او حاصل نخواهد شد؛
بنابراین سالک باید همواره به رویكردها و راهنماییهای یک استاد التزام عملی داشته باشد و این مطلب مورد اتفاق كسانی است که این راه را طی کرده و به مقصد رسیدهاند.
اگر سالک بخواهد تمام تعالیم، توصیهها، اوراد و اذكاری را كه در كتابهای عرفانی هست به كار بندد، به نتیجۀ مفیدی نخواهد رسید، هر چند در کتابهای عرفانی و معتبر باشد. اینكه شما از لابلای كتابها ذكری را بردارید و بدون مشورت با استاد مشغول آن شوید، مانند مریضی است كه بدون مراجعه به پزشک به داروخانه رفته و دارویی را از پیش خود بخرد یا اینكه پیش چند دكتر برود و از هر کدام نسخهای را دریافت و مصرف كند.
معلوم است که با این کار نتیجۀ مطلوبی نخواهد گرفت، بلکه ممکن است گرفتار شود.
پرهیز از کتابهای انحرافی
اینجانب كسانی را كه از كتابهای بیسند، مجهولالمؤلّف و سست، طلسمها، ختم اذكار، دعاهای حجاب و دعاهای دیگر استفاده میکنند، شدیداً برحذر میدارم. هر کتاب سلوکی قابل اعتماد نیست. چنانچه سالک خودش اهل تشخیص نیست، با استاد یا اهل خبرهای در این زمینه مشورت کند.
مراجع تقلید مسئلۀ علوم غریبه را نهی کردهاند و لذا نباید سالک وارد این علوم شود. بلکه از بین بردن چنین كتابهایی واجب میباشد. چون بدبختی و بلا و نُحُوسَت عاید سالک میکند و به توكل و ایمان او آسیب رسانده و نفس او را به ظلماتی داخل میكند که بیرون آمدن از آن سخت است.
اگر سالک، گرفتار اجنّه و انواع موجودات غیبی شود، خلاص شدن از دست آنها به راحتی نخواهد بود. بعضیها مریض میشوند و حالت بد روانی پیدا میكنند و اینها وقایعی بوده که اتفاق افتاده است.
برگرفته از کتاب مشکات دل شرح «المطالب السلوکیه»
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. محییالدین بن عربی ملقب به شیخ اکبر و ابن عربی از عارفان قرن ششم و هفتم هجری قمری است. او کتابهای مختلفی از جمله فتوحات مکیه، فصوص الحکم، ترجمان الاشواق و شرح آن و … تألیف کرده است. به عنوان مثال کتاب فصوص الحکم ابن عربی به علت اهمیت زیادی که در عرفان اسلامی دارد توسط دهها شارح بزرگ از جمله: صدرالدین قونوی، شیخ داود قیصری، مؤیدالدین جندی، عبدالرحمن جامی، خواجه محمد پارسا و … شرح شده است که خواندن آن خود یک دوره عرفان نظری است.
[2]. على بن حسن طبرسی، مشكاة الأنوار في غرر الأخبار، ص 326.
[3]. دیوان امام خمینی، ص 209.
[4]. على بن عيسى اربلی، كشف الغمة في معرفة الأئمة، ج 2، ص 113.






یک پاسخ
الحمدلله علی ما هدانا…
بسیار مفید و کاربردی …