دو نور قلبی سالک الی الله

خوف و رجا از جمله موضوعات اصلی و بسیار مهم در اخلاق و عرفان است که ریشه در قرآن و روایات دارد. خداوند(عز و جل) در قرآن کریم بارها در آیات مختلفی به انسان‌ها وعده و وعید داده است.

وعدۀ پاداش برای ایمان و عمل صالح در انسان رجا و امید بهشت به وجود می‌آورد و وعید عذاب برای کفر و شرک و اعمال ناپسند در انسان خوف و ترس از جهنم و غضب خدا ایجاد می‌کند. امام صادق(علیه السلام) از خوف و رجا به دو نور قلبی تعبیر می‌کنند که به شرح آن می‌پردازیم:

«قَالَ الصَّادِقُ(علیه السلام) مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَفِی قَلْبِهِ نُورَانِ نُورُ خِیفَةٍ وَنُورُ رَجَاءٍ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ یزِدْ عَلَى هَذَا وَلَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ یزِدْ عَلَى هَذَا»؛[1] امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: مؤمنی نیست مگر این‌که در دل او دو نور وجود دارد؛ نوری از ترس و نوری از امید. اگر نور امید را وزن کند، بر نور ترس سنگینی نمی‌کند و اگر نور ترس را بسنجد بر نور امید سنگینی نخواهد کرد.

دل سالک همیشه باید نورانیت داشته و لحظه‌ای از انوار الهی خالی نباشد. اگر ایمان و ولایت واقعاً در دل کسی باشد، دو نور خوف و رجا را احساس می‌کند و با آن‌ها پیش می‌رود. این دو نور، همان‌طور که در روایت آمده است، اگر قابل سنجش در ترازو باشد، هیچ‌کدام بر دیگری غلبه نکرده و هر دو در وزن مساوی هستند.

ایمن مزی که کُند شود بارگیِ سعی

گر زان‌که زجر سائق خوفش نه از قفاست

نومید هم مباش که بیرون رود ز راه

گر نی زمام او به کف قائد رجاست

ره را میان خوف و رجا رو که در خبر

«خَیْرُ الأُمورِ أَوْسَطُها» قول مصطفاست[2]

تعادل خوف و رجا

این دو نیروی درونی باید همیشه در نفس مؤمن باشند؛ لذا در دل مؤمن همواره خوف و رجا وجود دارد و او با این دو بال به سوی خدا پرواز می‌کند. امام صادق(علیه السلام) در روایت دیگری می‌فرماید:

«مَنْ‏ كَانَ‏ بِاللَّهِ‏ عَارِفاً كَانَ مِنَ اللَّهِ خَائِفاً وَإِلَیهِ رَاجِیاً وَهُمَا جَنَاحَا الْإِیمَانِ یطِیرُ بِهِمَا الْعَبْدُ الْمُحَقِّقُ إِلَى رِضْوَانِ اللَّه‏»؛[3] كسی که به خدا عارف باشد، هم از او ترس دارد هم به او امید و این دو (خوف و رجا) دو بال ایمان است كه بنده واقع‌گرا (بنده‏اى که در راه تحقّق و تثبیت مقام روحانى است) با آن‌ها به سوى رضوان خدایى پر مى‏گشاید.

خوف و رجا باید متعادل باشند که تعادل این دو نور، شرط ایمان است؛ چون اگر خوف شما زیاد شود، دائماً می‌ترسی که اگر گناهی کرده باشی، جهنّمی شده و دچار عذاب الهی شوی. در این صورت دیگر به فکر رحمت خدا نیستی که او گناهانت را می‌بخشد. اگر امیدت زیاد شود، خیال می‌کنی بندۀ خوب خدا هستی و به مقام توحید رسیده‌ای.

نتیجۀ چنین فکری امن از مکر الهی است؛ یعنی خیال می‌کند که در امن و امان است و خدا او را عذاب و مؤاخذه نخواهد کرد. نتیجۀ خوف، یأس و نتیجۀ رجا، امن است، درحالی‌که هم امن از مکر و عذاب خدا از گناهان کبیره است و هم یأس از رحمت خدا و باید هر دو را رها کنی؛ بنابراین بهترین حالت، حد اعتدال بین خوف و رجاست.

وقتی خوفت زیاد می‌شود به سراغ رجا برو و زمانی که امیدت زیاد می‌شود به سراغ خوف برو تا این دو حالت متعادل شوند و بتوانی در این مسیر به سرمنزل حقیقی برسی. امام صادق(علیه السلام) فرمود: اگر نور امید را وزن کنند نباید بر نور خوف سنگینی داشته باشد و اگر نور ترس سنجیده شود نباید بر نور امید سنگینی کند.

درست است که باید از عذاب خدا ترسید، اما مؤمنان باید به این مطلب دقیق و عمیق توجه کنند. افرادی که در مراحل پایین‌ هستند، در فکر عذاب بوده، ولی آن‌هایی که در مراحل بالای سلوک هستند، به عذاب توجهی نمی‌کنند، بلکه آن‌ها به عظمت و بزرگی خدا توجه دارند.

البته آن‌ها منکر عذاب نیستند. خوفی که این‌جا بیان می‌شود مراتب دارد. خوف خواص، بیشتر از منزلت، هیبت، کبریا و عظمت پروردگار عالم است، ولی بیم عموم مردم از عذاب و جهنم است. هم‌چنین امید سالک به لطف و کرم و فضل الهی است.

راه‌کار رسیدن به تعادل

راه‌کار رسیدن به اعتدال در بیم و امید، مراقبه است؛ این‌که همیشه خودتان را محک بزنید. علاوه بر محاسبۀ روزانه، محاسبۀ هفتگی و ماهانه هم داشته باشید، دل را واکاوی کرده و ببینید در دل شما خوف بیشتر است یا رجا؟

اگر خوف‌ زیاد منجر به کوتاه آمدن از وظایف شرعی‌ نسبت به خانواده و حق الناس شد، باید حالت خوف را کنار گذاشته و به وظایف شرعی خود عمل کنیم. بعضی‌ از سالکان نسبت به حق جامعه، خانواده و همسرشان توجه ندارند و فقط به حال خود مشغولند که این حالت، به خود و اطرافیان ضرر می‌زند؛

بنابراین اعتدال و میانه‌روی در مسألۀ خوف و رجا امری ضروری است و رعایت حقوق دیگران در پیشرفت سالک خیلی لازم است.

رجای کاذب در سلوک

بعضی از افراد در طریق الی الله مرتکب اشتباه شده و با هدف توجیه، متمسک به محبت صرف شده و فکر می‌کنند که محبت بدون عمل، عامل پیشرفت است؛ لذا می‌گویند: ما باید محبتی باشیم.

این محبت و امید ممکن است رجای کاذب باشد. البته اگر این محبت، ناشی از جذبه‌های الهی باشد و واقعاً در قلب سالک وجود داشته و مورد تأیید استاد باشد، می‌توان آن را عامل پیشرفت سالک به حساب آورد، اما این‌که برخی گمان و تصوری غلط در خود داشته باشند که ما محبتی هستیم و با همین محبت پیش می‌رویم و با این تصور غلط نیز در انجام تکالیف سلوکی سهل‌انگاری کنند،

این رجا و امید آن‌ها و محبتی که از آن دم می‌زنند، کاذب است و آن‌ها را به جایی نمی‌رساند؛ پس باید به این مطلب دقت کرد که رجا دو گونه است: کاذب و صادق؛ مثلاً یک کشاورز وقتی می‌تواند به محصول خود امید داشته باشد که تمام آن‌چه برای رشد این زراعت لازم است، انجام داده باشد، اما اگر فقط مقداری را انجام داده و به امید محصول زیاد، کار را ناتمام بگذارد امید او کاذب است.

افرادی که خود را اهل محبت می‌نامند باید محبت آنان از روی صدق و انجام اعمال دینی و اعمال صالح و تکالیف شرعی باشد و الا محبت صرف ارزشی ندارد؛ به همین جهت امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: خوف انسان باید به اندازۀ امید او باشد. اگر یکی کم و دیگری زیاد باشد، نتیجۀ معکوس خواهد داد.

اگر سالک بخواهد در رجا زیاده‌روی کرده و با آیات و احادیث رجا در نفسش امید کاذب ایجاد کند خود را فریب داده است؛ زیرا آیات و روایات زیادی دربارۀ عذاب جهنم و طبقات جهنم وجود دارد که آن‌ها هم باید مورد توجه باشد. محصول رجای غیر واقعی به خدا این است که سالک خود را مأمون از عذاب الهی بداند. امام صادق(علیه السلام) صراحتاً بیان فرموده‌اند:

«إِنَّ‏ مِنْ أَكْبَرِ الْكَبَائِرِ عِنْدَ اللَّهِ الْیأْسَ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ وَ الْقُنُوطَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَالْأَمْنَ‏ مِنْ‏ مَكْرِ اللَّهِ‏»؛[4] یأس و قنوط از رحمت خداوند و رجای کاذب و ایمنی از مکر خداوند، از بزرگ‌ترین گناهان است و باید از آن پرهیز کرد.

اگر خوف، زیاد باشد و سالک مدام بگوید: گنه‌کار و معصیت‌کارم، توبۀ‌ من قبول نمی‌شود، قطعاً به خوف مفرط مبتلا شده است. هم‌چنین زیاده‌روی در گریه، ناله و توسل، او را مبتلا به یأس از رحمت خدا می‌کند. این عمل کار شیطان است.

چه‌ بسا کسی بیست سال در راه سیر و سلوک باشد، اما خیال ‌کند اول راه است. برای این‌که کسی بفهمد واقعاً در چه جایگاهی قرار دارد، خودش را در کنار کافر، منافق، مخالف، غافل، محب دنیا و کسی که اهل این راه نیست قرار دهد. در این هنگام فاصلۀ زیاد خود با آن‌ها را دیده و شاکر خدا می‌شود.

 

برگرفته از کتاب مشکات دل شرح «المطالب السلوکیه»

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی

 

علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب مشکات دل

 

 

 

[1]. ابن شعبه حرانى، تحف العقول، ص 375.

[2]. دیوان جامی، ج 1، ص 81.

[3]. منسوب به امام صادق(علیه السلام)، مصباح الشريعة، ص 180.

[4]. کلینی، الكافی، ج 2، ص 545.

جدیدترین مطالب
عضویت در خبرنامه
اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات