5 اثر سوء سفاهت و راه برخورد با سفیه
«بَاعِدْنِي فِيهِ مِنَ السَّفَاهَةِ وَ التَّمْوِيهِ»؛و از کمعقلى و پوشیدن حق به باطل دورم کن!
سفاهت در سبکسرى و ناآرامى نفس است كه در نتيجه كمبود عقل و خرد ایجاد میشود.[1] سفیه بین مجنون و عاقل است؛ یعنی نه مجنون محض است و نه عاقل و بالغ. سفاهت گاهی در امور دنیوی است که فرد توان اداره زندگی و معاش خود را ندارد و در اصطلاح فقهی او را سفیه میگویند؛ بههمین جهت در آیه قرآن تصریح کرده که اموال خود را بهدست سفیهان ندهید.
مال، تخم است و به هر شوره مَنِه
تیغ را در دستِ هر رهزَن مَدِه[2]
{وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا}؛[3] و اموالتان (و اموال یتیمان) را که خدا وسیله قوام ( زندگی ) شما قرار داده به سفیهان (و خود یتیمان) ندهید. در روایتی امام صادق(علیه السلام) سفیه را چنین معرفی میکند: «الذي يَشتَرِي الدِّرهَمَ بأضعافِهِ»؛[4] كسى كه كالاى يک درهمى را به چند درهم مى خرد؛ یعنی از نابلدی و کمبود فهم در معاملات مغبون میشود.
گاهی هم سفاهت در امور اخروی و دین وجود دارد؛ چنانچه قرآن سخن برخی جنیان را نقل میکند که برخی از همنوعان خود را بهجهت سخنان باطل سفیه مینامند. {وَأَنَّهُ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى اللَّهِ شَطَطًا}؛[5] و اينكه سفيه ما دربارۀ خداوند سخنان ناروا مى گفت.
سفاهت درجاتی دارد؛ برخی بیشترین درجات سفاهت را دارند؛ مانند کودکان. برخی چنین سفاهت کودکانهای ندارند و امور معاش خود را درست اداره میکنند؛ اما در برخی امور دیگر بهویژه معنوی و اخروی از سفاهت زیادی برخوردارند که این سفاهت در مقابل رشد است؛ یعنی با اینکه انسانهای بالغ و در ظاهر هم عاقل هستند؛ اما از رشد کافی برخوردار نیستند، چنانکه در آیه مربوط به جنیان بیان کردیم.
در شریعت اسلام برای انسانِ سفیه که از رشد عقلی برخوردار نیست، احکامی وضع شده تا حقوق خودش و سایر مکلفان مراعات شود و در حق هیچکس ظلم صورت نگیرد. یکی از مسائل مهم، مسائل مالی است؛ بههمین جهت در معاملات باید ولیّ او یا حاکم شرع بهجای او معاملات را انجام دهد تا در حق او ظلم و اجحافی صورت نگیرد و درباره عقد نکاح هم باید ولیّ او حاضر باشد.
بعد از مسئله دوری از سفاهت، منزه بودن از «تمویه» را از خداوند درخواست میکنیم. «تمویه» به معنای امتزاج حق با باطل،[6] تزیین باطل و تدلیس[7] است که نتیجه آن گمراهی و ضلالت خود یا دیگران است. با توجه به اینکه سفاهت گاهی در برابر عدم رشد است، «تمویه» و در آمیختن حق با باطل، در واقع نتیجه عدم رشد و سفاهت است.
1. آثار سوء سفاهت
- کم شدن دوستان: سفاهت سبب ناراحتی اطرافیان میشود؛ بههمین جهت در برخی موارد رفقای شخص سفیه وی را ترک میکنند. «إيّاكَ و السَّفَهَ فإنّهُ يُوحِشُ الرِّفاقَ»؛[8] بپرهیز از سبکسرى و نادانی كه رفيقان را از تو دور میکند.
- ناسزا گویی: انسان سفیه چون غالباً اهل گفتوگوی منطقی نیست و صبر لازم را هم ندارد؛ بنابراین در مواجهه با کلام صواب دیگران و عدم جواب قانعکننده، سراغ رفتارهای ناشایست از جمله ناسزاگویی میرود. «السَّفَهُ مِفتاحُ السِّبابِ»؛[9] سبکمغزی، كليد ناسزاگويى است.
- تحقق شرّ: از آثار دیگر سفاهت این است که صاحب خود را به دامن شرور میاندازد؛ چون غالباً انسان سفیه عاقبتاندیشی ندارد تا بتواند از اتفاقات ناگوار در کارهایش جلوگیری کند. «السَّفَهُ يَجلِبُ الشَّرَّ»؛[10] سبکسرى، شرّ به بار مىآورد.
- مایه عیب و ننگی: اثر مخرب دیگر سفاهت، عیب و ننگ برای سفیه است. «دَعِ السَّفَهَ فإنّهُ يُزرِي بالمَرءِ و يَشِينُهُ»؛[11] سبکسرى را رها كن كه آن مايه عيب و ننگ آدمى است .
- خاموش شدن نور حق: گاهی فرد سفیه با اینکه حق با اوست؛ ولی با رفتار و کردار ناصحیح، روشنایی حقانیتش را خاموش میکند. «و إنَّ المُحِقَّ السَّفِيهَ يَكادُ أن يُطفِئَ نُورَ حَقِّهِ بِسَفَهِهِ»؛[12] نزدیک است که انسان مُحِقّ سبکسر با سفاهت خود، نور حقانيتش را خاموش كند.
2. راه صحیح برخورد با سفیه
گرچه ارتباط و همکلام شدن با سفیه امر سختی است: «أعيا ما يَكونُ الحَكيمُ إذا خاطَبَ سَفيها»؛[13] سختترين هنگام براى مرد حكيم، زمانى است كه مخاطبش فردى سفيه باشد (تا به خود آید). ولی گاهی اگر انسان عاقل گرفتار فرد سفیه شد، چه کند؟
راه صحیح در روایات، بیاعتنایی، حلم ورزیدن و پاسخ ندادن است: «قابِلِ السَّفيهَ بالإعراضِ عَنهُ و تَركِ الجَوابِ يَكُنِ الناسُ أنصارَكَ لأنَّ مَن جاوَبَ السَّفيهَ و كافَأهُ قد وَضَعَ الحَطَبَ على النارِ »؛[14] با بىاعتنايى به سفيه و ندادن جواب او، با وى مقابله كن تا مردم جانب تو را بگيرند؛ زيرا كسى كه جواب سفيه را بدهد و مقابله به مثل كند، هيزم روى آتش نهاده است.
همچنین در روایت دیگری آمده: «إذا حَلُمتَ عنِ السَّفيهِ غَمَمتَهُ فَزِدهُ غَمّا بِحِلمِكَ عَنهُ»؛[15] هرگاه در برابر سفيه، بردبارى ورزى، او را غمزده كنى؛ پس با بردبارى در برابر او، بر غم وى بيفزاى.
برگرفته از کتاب نفحات رحمانی
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی (دام ظلّه)
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، ص 414.
[2] . مولوی، مثنوی معنوی، ص 165.
[3]. نساء (4)، آیه 5.
[4]. شیخ طوسی، تهذيب الأحكام، ج9، ص 182.
[5]. جن (72)، آیه 4.
[6]. فخرالدين بن محمد طريحی، مجمع البحرين، ج6، ص 363.
[7]. محمد مرتضى حسيني زبيدی، تاجالعروس من جواهرالقاموس، ج19، ص 98.
[8]. على بن محمد ليثى واسطى، عيون الحكم و المواعظ، ص 95.
[9]. همان، ص 39.
[10]. همان، ص 32.
[11]. همان، ص 249.
[12]. حسن بن على ابن شعبه حرانى، تحف العقول، ص 483.
[13]. على بن محمد ليثى واسطى، عيون الحكم و المواعظ، ص 116.
[14]. مصباح الشريعة، ص 154.
[15]. على بن محمد ليثى واسطى، عيون الحكم و المواعظ، ص 136.





