تفکر در اعضای بدن
آگاهی از تقسیمبندی اعضای بدن انسان از آنجا که ظرایف و پیچیدگیهای قابل تأملی دارد، برای تفکر سلوکی بسیار مفید است؛ زیرا سکوت سالک در جلسۀ سلوکی باید دارای محتوا باشد.
محتوای این سکوت میتواند آیات آفاقی یا انفسی باشد. در علم پزشکی اعضای بدن انسان اینگونه تشریح شده است: اعضای بدن انسان به رئیسه و غیر رئیسه تقسیم میگردد. اعضایی که رئیسه نیستند به خادم اعضای رئیسه و غیرخادم تقسیم میشوند. اعضایی که خادم اعضای رئیسه نیستند به مرئوس و غیر مرئوس تقسیم میشوند.
أ. اعضای رئیسه
اعضای رئیسه مبدأ و منشأ نیروهایی هستند که برای ماندگاری شخص و نوع انسان به آنها نیاز است. بنابراین برخی اعضای رئیسه ضامن بقای شخص و برخی ضامن بقای نسل هستند. این اعضا مرکزیت داشته و بر بقیۀ اعضا ریاست و فرماندهی دارند.
اعضایی که موجب بقای شخص انسان میشوند عبارت است از: 1. قلب که مبدأ نیروی حیات است، 2.مغز که مبدأ نیروی حس و حركت است،3. كبد که مبدأ نیروی تغذیه یا همان رشد است.
قلب نسبت به اعضای دیگر بدن جایگاه فرماندهی داشته و مبدأ نیروی حیات انسانی است. سالک در تفکر سلوکی باید به این عضو مهم بدن خود توجه کند و بیندیشد که چگونه این قلب، دهها سال در طول عمر شخص به طور مداوم میتپد و در هر ثانیه خون را به تمام بدن میرساند.
قلب از چنان اهمیتی برخوردار است که اگر از دست برود یا بیمار گردد، سلامتی و حیات دچار مشکل میشود. باید به اعضای ساختمان بدن توجه داشته و ببینیم خدا چه نیروهایی را در ما قرار داده است تا با آنها زندگی کنیم؛ بنابراین باید برای این همه نعمت، شاکر خدا باشیم و از این نعمت و فرصت برای نزدیکی و معرفت به او استفاده کنیم.
دومین عضو رئیسی در بدن، مغز است. مغزی که در سر است و مانند کامپیوتر قوی کار میکند، مبدأ نیروی حس و حرکت است. اعضای دیگری که در بدن ما حرکت دارند، تحت فرمان او هستند. با تفکر در مغز و ساختمان پیچیدۀ آن میتوان دست اعجاز و ابداع الهی در بدن را مشاهده کرد.
برای تفکرهای توحیدی ابتدا باید کتاب توحید مفضّل را مطالعه کرد. مفضّل یکی از یاران امام صادق(علیه السلام) است که امام، بدن را بهطور دقیق برای او تشریح فرمود. سخنان حضرت در کتاب توحید مفضّل گویای این است که تفکر در اعضا و جوارح برای سالک لازم است. گاهی اوقات تأثیر این تفکر از صدها ذکر لسانی و نماز بیشتر است.
روایت «تَفَكُّرُ سَاعَةٍ خَیرٌ مِنْ عِبَادَةِ سِتِّینَ سَنَة»؛[1] مدتی تفکر کردن بهتر از شصت سال عبادت است یا ضربالمثلهای متعدد قرآنی مانند آیۀ }تِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یتَفَكَّرُونَ{[2] برای این است که مردم، به ویژه اهل سلوک تفکر کنند؛ بنابراین برای تفکرات توحیدی، تفکر در اعضای بدن لازم است.
کبد در بدن مبدأ و منشأ نیروی تغذیه است. هر آنچه در معده و بدن انسان مربوط به تغذیه است، تحت ریاست کبد میباشد.
اعضایی که ضامن بقای نوع انسان هستند عبارت است از: سه عضو مذکور به همراه دو بیضه.
دو بیضه هم یکی از اعضای رئیسی است که در تداوم نوع انسان دخالت دارد و نقش مهمی در تکثیر نسل دارند.
ب. اعضای غیر رئیسه
اعضای غیر رئیسهای که در خدمت اعضای رئیسهاند، مثل اعصاب برای مغز، سرخرگها برای قلب، سیاهرگها برای جگر و كیسههای منی برای دو بیضه. رابطۀ اعضای غیر رئیسه با اعضای رئیسه و نوع خدمتشان، میتواند موضوع خوبی برای تفکر انفسیِ سالک باشد.
اعضای مرئوس اعضایی هستند که از اعضای رئیسه نیرو میگیرند؛ مانند كلیهها، معده، طحال و ریه. یکی از مهمترین وظایفی که کلیهها در بدن بر عهده دارند، پاک کردن و تصفیه خون است.[3] معده، غذای خورده شده را از مِری دریافت میکند. غذاهای خورد شده در معده برای مدتی باقی میمانند تا معده بتواند تمام اعمال مورد نیاز برای هضم آنها را انجام دهد.
معده، در مدتی که غذا در آن قرار دارد با استفاده از اسید معده، تودۀ مواد غذایی را به شکل ذرات بسیار ریز و محلول در میآورد. طحال در ایجاد سلولهای خونی شرکت میکند و همچنین به تصفیۀ خون، از بین بردن سلولهای قدیمی خون و مبارزه با عفونت کمک میکند. در ریهها گلبولهای قرمزِ خون، اکسیژن را دریافت میکنند و به سایر سلولهای بدن میرسانند.
ج. اعضای مستقل
اعضایی که نه خادم و نه رئیس و نه مرئوس هستند. اعضایی هستند كه خود به خود و به صورت غریزی دارای نیرو هستند و خداوند به آنها قدرت و نیروی مستقل داده و از اعضای رئیسه نیروی دیگری نمیگیرند، مثل استخوانها و غضروفها. از نظر طبّی اعضای دیگر در تولید استخوانها و غضروفها تأثیر دارند، ولی مستقل هستند. مستقل بودن این اعضا و قدرت و نیرویی که خداوند به صورت غریزی در آنها قرار داده، موضوع دیگری برای تفکر سالک است.
از مطالب گفته شده نتیجه میگیریم که سالک باید در سیر الی الله توجه خود را از عالَم ظاهر به عالَم باطن معطوف کند. چیزهایی که خداوند مثل یک گنج در بدن به ودیعه گذاشته است، به مراتب از مسائل جزئیِ خارجی بیشتر است. اگر یک پزشک متخصص بخواهد عارف شود، باید دیدگاه خود را عوض کند؛ یعنی نگاهش صرفاً معالجۀ بیمار نباشد، بلکه نگاهش به معارف الهی و وصول خدا باشد.
سالک باید در مورد باطن خود و مطالب توحید مفضّل فکر کند؛ زیرا باطن انسان منشأ فکر، معرفت و جهانبینی ویژهای برای او میشود که برای پیشرفت روحی و معنوی او لازم است و استمرار تفکر باطنی، او را به معرفت نفس میکشاند. اگر در تلویزیون دربارۀ اعضای داخلی بدن انسان برنامهای میبینید تأمل کنید؛ چون تلویزیون مانند یک دانشگاه است.
اگر از رادیو میشنوید، روی مطالبش تفکر کنید. اگر در کتابها از این مطالب میخوانید تفکر کنید. در قرآن آیاتی وجود دارد که برای تفکر کردن صریحاً دستور داده تا این معارف را به دست بیاوریم. برای نمونه، چند آیهای را ذکر میکنیم:
}سَنُرِیهِمْ آیاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یتَبَینَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ{؛[4] به زودى نشانههاى خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان مىدهیم تا براى آنان آشکار گردد که او حق است.
}إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّیلِ وَالنَّهَارِ لَآیاتٍ لِأُولِی الْأَلْبَابِ الَّذِینَ یذْكُرُونَ اللَّهَ قِیامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَیتَفَكَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ{؛[5] مسلما در آفرینش آسمانها و زمین و در پى یکدیگر آمدن شب و روز براى خردمندان نشانههایى [قانع كننده] است؛ همانان كه خدا را [در همه احوال] ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده یاد مىكنند و در آفرینش آسمانها و زمین مىاندیشند (كه)پروردگارا اینها را بیهوده نیافریدهاى؛ منزهى تو، پس ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار.
}أَوَلَمْ یتَفَكَّرُوا فِی أَنْفُسِهِمْ مَا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَینَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُسَمًّى وَإِنَّ كَثِیرًا مِنَ النَّاسِ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ لَكَافِرُونَ{؛[6] آیا در خودشان به تفكر نپرداختهاند که خداوند آسمانها و زمین و آنچه را كه میان آن دو است، جز به حق و تا هنگامى معین نیافریده است؟ و [با این همه] بسیارى از مردم لقاى پروردگارشان را سخت منكرند.
برگرفته از کتاب مشکات دل شرح «المطالب السلوکیه»
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. طریحی، مجمع البحرین، ج 3، ص 444؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج 66، ص 293.
[2]. این مثَلها را برای مردم بیان میکنیم به امید اینکه تفکر کنند. حشر (59)، آیۀ 21.
[3]. ابن سینا، القانون في الطب، ج 3، ص 347.
[4]. فصلت (41)، آیۀ 53.
[5]. آل عمران (3)، آیۀ 190 _ 191.
[6]. روم (30)، آیۀ 8.





