کوتاهی فهم انسان از درک عمق نعمت‌ها (شرح فرازی از مناجات خمس عشر امام سجاد (ع))

«وَ نَعْمَاؤُكَ كَثِيرَةٌ قَصُرَ فَهْمِي عَنْ إِدْرَاكِهَا فَضْلًا عَنِ اسْتِقْصَائِهَا»؛ نعمت‌های تو به‌قدری زیاد است که فهم من از ادراک آن کوتاه می‌باشد تا چه رسد به این‌که بتوانم همۀ آن‌ها را احصا و اندازه‌گیری کنم.

اساساً نمی‌توانم نعمت‌های تو را آن‌گونه که شایسته است درک کنم؛ چون اطّلاعات کاملی دربارۀ‌ نعم الهی ندارم؛ این‌که جزئیات فلان نعمت چطور است؟ از کجا آمده؟ چطور درست شده؟ دست‌یابی به پاسخ، نیازمند تخصّص‌های علمی است تا شاید بتوان به عظمت نعمتی پی برد؛ بنابراین درک آن برایم میسور نیست.

برخی نعمت‌ها خارج از وجود انسان است؛ مانند مسکن، لباس، فرش، خوراک و نعمت پدر و مادر که باید تا جایی که امکان دارد این موارد را روی کاغذ بیاوریم، باید مراقبه و محاسبه داشته باشیم و ببینیم در برابر این‌ نعمت‌ها چه کار کرده‌ایم؟

امام سجّاد(علیه السلام) می‌فرماید: «فَكَيْفَ لِي بِتَحْصِيلِ الشُّكْرِ»؛ سپاس‌گزاری‌ات چگونه برای من امکان‌پذیر است. من که نمی‌توانم آمار این نعمت‌ها را به‌دست بیاورم، چگونه بتوانم شکر نعمت‌های الهی را به‌جا آورم؟ شکر، زمانی محقّق می‌شود که شما بتوانید جزئیات هر نعمتی را کاملاً تعقّل کنید و چون همۀ این نعمت‌ها را نمی‌شود شکر کرد؛ لذا به‌اندازۀ توانِ خودمان می‌توانیم شکر مقدار کمی از نعمت‌ها را به‌جا آوریم.

دلیل دیگر برای محال بودن شکر خدا، این‌که حضرت می‌فرماید: «وَ شُكْرِي إِيَّاكَ يَفْتَقِرُ إِلَى شُكْرٍ»؛ درحالی‌که سپاسم نسبت به تو، خود نیازمند سپاسی دیگر است. همین که شما به زبان گفتی: «اَلحَمدُللَّهِ رَبِّ ‌العَالَمِینَ» خودش نعمتی است که توفیق الهی شامل حالت شده و حمد خدا را انجام داده‌ای، برای هر حمدی که به زبان می‌آوری، یک شکر دیگری می‌خواهد.

چه کسی این زبان را داده است؟ چه کسی این قدرت تکلم را به شما داد؟ {وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ}؛[1] و از آیات او آفرینش آسمان‌ها و زمین و تفاوت زبان‌ها و رنگ‌های شماست. زبان‌ها و گویش‌های گوناگون خودش نعمت‌ الهی است، همین زبان‌هایی که در اقوام گوناگون هست، از جانب خداست؛ بنابراین تحقّق شکر واقعی از سوی ما خیلی مشکل است!

شکر همۀ نعمت‌های الهی از قدرت محدود ما بیرون است و در نهایت به تسلسل می‌انجامد که از استطاعت و ظرفیت یک مخلوق خارج است. به‌همین دلیل حضرت می‌فرماید: «فَكُلَّمَا قُلْتُ لَكَ الْحَمْدُ وَجَبَ عَلَيَّ لِذَلِكَ أَنْ أَقُولَ لَكَ الْحَمْدُ»؛ پس هر نوبت که تو را سپاس گفتم، بر من واجب شد که به خاطر آن باز تو را سپاس بگویم.

من چگونه می‌توانم درپی هر شکر، شکر دیگری به‌جا آورم؟! در نتیجه ما باید به عجز خود اعتراف کنیم و بگوییم: خدایا از به‌جا آوردن شکر نعمت‌هایت عاجز هستیم و نمی‌توانیم آن‌گونه که شایسته است شکرگزار تو باشیم.

پی بردن به این عجز خیلی علم می‌خواهد؛ چون واقعاً مطلب بزرگی است. انسان باید به سطحی از معرفت نفس برسد تا بتواند به عجز خود واقف گردد و این امر مستلزم تلاش، کوشش، مراقبه و مجاهدۀ با نفس است؛ لذا وقتی امام(علیه السلام) می‌فرماید: تحقّق شکر واقعی امکان پذیر نیست، برای فهم این مسئله که ما در مقابل این منعم جلیل هیچ هستیم و باید به عظمت و بزرگی خدای سبحان اعتراف کنیم، تفکّر و تعمّق جدّی لازم است.

از یک سو، به هر میزانی که مقدور ماست، باید نعمت‌های الهی را یادآور شده و شکرگزار باشیم.

نباید در مقابل نعمت‌های خدا ابراز نارضایتی و چرا چرا کنیم. کار عدّه‌ای نق‌زدن به خداست؛ خدایا! چرا این وضع پیش آمده؟ چرا گرانی شده؟ در کتابی دیدم راجع به گرانی‌ها دعایی وارد شده است: «اللَّهُمَّ أَرْخِصْ‏ أَسْعَارَنَا»؛[2] خدایا تو خودت این بازار را ارازن کن. به‌جای نق زدن و اعتراض باید دست به دعا برداریم. گرانی عوامل ظاهری و باطنی دارد. عوامل ظاهری باید به دست مسئولان برطرف شود، ولی عوامل باطنی با دعا و استغفار برطرف می‌گردد.

بعضی خانم‌ها بدون حجاب یا با حجابِ حداقلی در جامعه ظاهر می‌شوند. در همین شرایط افرادی را می‌بینیم که در مجلس وعظ و تذکّر نشسته‌اند، درحالی که مقارن با همان جلسه‌، چقدر جلسات گناه برگزار می‌شود! در نتیجه در چنین جامعه‌ای ‌تر و خشک باهم می‌سوزند.

گناهان، مفاسد اخلاقی و ظلم و ستم موجب بلا و گرفتاری در سطح جامعه می‌گردد؛ بنابراین بلایی همه‌گیر مثل گرانی، ناشی از عادی شدن برخی گناهان در جامعه است، به حدّی که قبح آن به کلّی از بین رفته است.

وظیفۀ ما چیست؟ تا جایی که امکان دارد باید امر به معروف و نهی از منکر کنیم، هم‌چنین باید دعا کرد و از خدا خواست هر چه زودتر فرج ولیّش را نزدیک کند.

مراتب شکر به لسانی، قلبی و عملی تقسیم می‌شود. ما باید با تهذیب نفس و سیر و سلوک الی اللّه و نگرش توحیدی به نعمت‌های الهی، زندگی خود را به سمت شکر قلبی و عملی جهت‌دهی نماییم تا همه چیز را از آنِ او ببینیم و در این صورت شکر و شاکر و مشکور یکی خواهد بود؛

چون هستیِ ما از خدای متعال است و نعمت‌های بی‌شمار از سوی او به ما می‌رسد؛ ازاین‌رو شکری که می‌کنیم با توفیق و عنایت خود او محقّق می‌گردد و شاکر به مدد او سپاس‌گزاری می‌کند؛ در نتیجه شکر از سوی او، هستی شاکر از او و مشکور خود او خواهد بود و درواقع اوست که خود را حمد و شکر می‌نماید.

خواجه حوراء مغربی(ره) می‌گوید: «اى سيد! عابد اوست و معبود اوست.»‏[3] باید توجه داشته باشیم که درک و فهم یکی شدن این سه مورد، ورای گفتار، درس و استدلال عقلی است. عقلای موحّد و فلاسفۀ‌ مؤمن به این مطلب اشاره کرده‌اند، ولی تا جنبۀ روحی و معنوی انسان اقرار نکند، با فلسفه، کلاس، درس و بحث کاری از پیش نمی‌رود؛ پس این موضوع چشیدنی و ذوق کردنی است.

 

برگرفته از کتاب نجوای سالکان شرح مناجات خمس عشر  امام سجاد (علیه السلام)

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی(دام‌ظله)

 

علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب نجوای سالکان

 

 

[1]. روم (30)، آیۀ 22.

.[2] كفعمى، البلد الأمين و الدرع الحصين، ص 368.

[3]. گروهى از نويسندگان، مجموعه رسائل عوارف المعارف، خواجه حورا مغربی، رسالۀ نورالوحدة، ص 87.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات