نور حکمت در دل عارف

«قَالَ الصَّادِقُ(علیه السلام):‏ الْحِكْمَةُ ضِيَاءُ الْمَعْرِفَةِ وَ مِيرَاثُ التَّقْوَى وَ ثَمَرَةُ الصِّدْقِ وَ مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَى عَبْدٍ بِنِعْمَةٍ أَعْظَمَ وَ أَنْعَمَ وَ أَجْزَلَ وَ أَرْفَعَ وَ أَبْهَى مِنَ الْحِكْمَةِ لِلْقَلْبِ،

قَالَ اللَّهُ تَعَالَى:‏ {يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ}[1]؛‏ أَيْ لَا يَعْلَمُ مَا أَوْدَعْتُ وَ هَيَّأْتُ فِي الْحِكْمَةِ إِلَّا مَنِ اسْتَخْلَصْتُهُ لِنَفْسِي وَ خَصَصْتُهُ بِهَا وَ الْحِكْمَةُ هِيَ النَّجَاةُ وَ صِفَةُ الْحَكِيمِ الثَّبَاتُ عِنْدَ أَوَائِلِ الْأُمُورِ وَ الْوُقُوفُ عِنْدَ عَوَاقِبِهَا وَ هُوَ هَادِي خَلْقِ اللَّهِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى،

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله و سلم) لِعَلِيٍّ(علیه السلام): لَأَنْ يَهْدِيَ اللَّهُ عَلَى يَدَيْكَ عَبْداً مِنْ عِبَادِهِ خَيْرٌ لَكَ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ مِنْ مَشَارِقِهَا إِلَى مَغَارِبِهَا»؛

حضرت صادق(علیه السلام) فرمود: حكمت روشنايى و جلوۀ معرفت و ميزان و ميراث تقوا و ميوۀ راستى و درستى است و پروردگار متعال به بنده‏اى احسان و انعام نفرموده است به چيزى كه بزرگ‌تر و روشن‌تر و بهتر و بالاتر و ارزشمندتر باشد از نعمتى كه در دل انسان پديدار مى‏شود.

خداوند متعال مى‏فرمايد: حكمت را به هر كسى كه مى‏خواهد مى‏دهد و كسى كه به او حكمت داده شد، البته خير فراوانى به او عطا شده است و به‏ مقام عظمت حكمت متوجه نمى‏شود مگر آنان كه صاحبان باطن و بينايى هستند.

منظور اين است كه مى‏فرمايد: آن‌چه را در موضوع حكمت وديعه گذاشته و در زمينۀ حكمت فراهم كردم، آگاه نمى‏شوند از آن‌ها مگر آنان كه بندگان خالص و مخصوص و برگزيدۀ من هستند.

و حكمت يگانه وسيلۀ نجات يافتن از ابتلائات و ناراحتی‌ها و اضطراب است؛ و علامت حكمت، استقرار و ثبات قدم و عدم تزلزل و اضطراب خاطر به هنگام پيش آمدها و حوادث است و توقف و راضى بودن و تسليم شدن در اواخر جريان‌هاى قضايا و حوادث؛ و شخص حكيم راهنما و هدايت‏كننده مردم به‌سوی خداوند عزيز متعال است؛ و رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به حضرت علی(علیه السلام) مى‏فرمايد: خداوند به دست و راهنمایى تو، بنده‏اى از بندگان خود را هدايت فرمايد، براى تو از همۀ دنيا از شرق تا غرب بهتر است.[2]

 

كمال خويـش اين‌جا كسب كن هان

تو خود را از طلســم جســم برهـان

مزيّن كـن به حكـمت جـان خود را

كه تا عـارف‏ شوى‏ هـر نیـک‏ و بد را

وجود خود به حكمت كن تو گلشن

كه تا احـوال گــردد بـر تو روشـــن

به چشــم باطـن خود گـوش مى‏دار

كه تا كـــج‏بين نگــردى آخـــر كار

حقيقــت راه خـــود را بـــازبيــنى

مبـادا بـاطل از حـــق بـرگــزينــى[3]

****

حكــمتى كز طبــع زايـد وز خيـال

حـكمتى بى‏فيــض نور ذو الجــلال

حكمت‏ دنيـــا فزايد ظــنّ و شــک

حكــمت دينــى بـرد فــوق فلــک[4]

نور حکمت، نیروی سالک

یکی از قوای سلوکی در مسیر الی اللّه، پدید آمدن نیروی نورانی حکمت در قلب سالک است. این نیروی بصیرت و حکمت و حکیم شدن سالک در این مسیر، در درجۀ اول هدایت‌گر کارها، اعمال، افعال و اقوال خود سالک و در درجۀ دوم هدایت‌گر دیگران است.

افراد دیگری هم در جامعۀ اسلامی و غیر اسلامی می‌توانند از گفته‌های حکیمانۀ سالک استفادۀ خوبی کنند. حالا این سرچشمۀ حکمت در دل چگونه به وجود می‌آید؟ پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «مَنْ‏ أَخْلَصَ‏ لِلَّهِ‏ أَرْبَعِينَ‏ صَبَاحاً ظَهَرَتْ يَنَابِيعُ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ»؛[5] اگر کسی چهل صبح پشت سرهم اخلاص بورزد، خدا در قلب او نیروی حکمت ایجاد می‌کند.

کسی که چهل روز پشت سرهم مخلصانه و تنها برای خدا صبح کند، از خواب برخاسته وضو بگیرد، نماز شب و نماز صبح بخواند و صبح‌گاه او برای امر الهی باشد، چشمه‌های حکمت از قلبش به زبانش آشکار می‌شود. این روایت هم یکی از سندهای اربعینیّات سالک است؛ بنابراین حکمت، ثمرۀ اخلاص، صدق و راستی در گفتار و رفتار سالک است؛ یعنی از ممارست و مراقبت‌هایی است که سالک در اثنای مسیر انجام می‌دهد.

منشأ پیدایش و عظمت حکمت

«قَالَ الصَّادِقُ(علیه السلام):‏ الْحِكْمَةُ ضِيَاءُ الْمَعْرِفَةِ وَ مِيرَاثُ التَّقْوَى وَ ثَمَرَةُ الصِّدْقِ»؛ حکمت از کجا به وجود می‌آید؟ امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: حکمت از نور معارف الهی است، از میراث و معیارهای تقوای نفسانی سالک و میوۀ صداقت او در این مسیر است.

«وَ مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَى عَبْدٍ بِنِعْمَةٍ أَعْظَمَ وَ أَنْعَمَ وَ أَجْزَلَ وَ أَرْفَعَ وَ أَبْهَى مِنَ الْحِكْمَةِ لِلْقَلْبِ»؛ و هیچ نعمتی از نعمت‌های خدا برتر، بالاتر و بزرگ‌تر و فایده‌اش بیشتر و پربهاتر و ارزشمندتر از حکمت در قلب سالک نیست؛ یعنی نعمتی به این عظمت از طرف خدا برای بنده‌اش حاصل نمی‌شود. آن‌چه از فرمایش امام صادق(علیه السلام) نتیجه می‌گیریم، این‌که ما باید سعی و تلاش کنیم تا این نور حکمت را در اثر ممارست‌ها و پیروی از دستورات سلوکی، در قلب خود به وجود بیاوریم.

«قَالَ اللَّهُ تَعَالَى:‏ {يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ}[6]»؛ خداوند متعال می‌فرماید: خدا حکمت خود را به هر کسی که بخواهد و مشیّت او بر آن قرار بگیرد، خواهد داد و اگر از ناحیۀ خدا چنین حکمت نورانی در دل بنده‌ای به وجود آید، برای چنین سالک و بنده‌ای خیر کثیری به او داده شده و باید قدر آن را بداند.

حالا این‌که آن بنده چگونه حکیم می‌شود، مشخص است. آثار حکمت به این صورت است که گفتارش حکیمانه بوده و گامی که برای هر کاری برمی‌دارد از روی حکمت، سنجش، تعقّل و اندیشه است. {وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ}؛ و کسانی متذکّر اهمیّت حکمت خواهند بود که صاحب لُبّ و مغز باشند؛ یعنی کسانی که مغز و عقلشان کار می‌کند و از روی اندیشه و تعقّل گام برمی‌دارند، ارزش حکمت را می‌فهمند.

سپس امام صادق(علیه السلام) در تفسیر این آیه می‌فرماید: «أَيْ لَا يَعْلَمُ مَا أَوْدَعْتُ وَ هَيَّأْتُ فِي الْحِكْمَةِ إِلَّا مَنِ اسْتَخْلَصْتُهُ لِنَفْسِي وَ خَصَصْتُهُ بِهَا»؛ خداوند حکمت را به هر کسی که مورد انتخاب و مشیّتش قرار بگیرد می‌دهد؛ یعنی هیچ کس به آن‌چه خداوند از حکمت به او داده و در دل او ودیعه گذاشته پی نمی‌برد و به چنین ارزشی توجه نخواهد داشت، مگر فرد خاص و کسی که او را برای خودش خالص و پاک کرده و چنین بنده‌ای را به این حکمت، مخصوص کرده باشد؛ او ارزش و قیمت طلایی این حکمت را می‌داند.

آثار حکمت الهی

«وَ الْحِكْمَةُ هِيَ النَّجَاةُ»؛ امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: حکمت وسیلۀ نجات شخص حکیم است؛ یعنی ممکن است از شخص غیر حکیم کارهایی سر بزند که مخالف با میزان حکمت باشد، امّا حکیم راه نجات را پیدا کرده، خوب و بد را تشخیص می‌دهد و در راه فضیلت و حکمت گام برمی‌دارد. «وَ صِفَةُ الْحَكِيمِ»؛ حضرت برای حکمت دو اثر مهم بیان می‌کنند:

اوّل: «الثَّبَاتُ عِنْدَ أَوَائِلِ الْأُمُورِ»؛ وقتی وارد امری می‌شود، عجله و شتاب‌زدگی نمی‌کند، بلکه با ثَبات، استقامت، تأمّل و اندیشه پیش می‌رود.

دوّم: «وَ الْوُقُوفُ عِنْدَ عَوَاقِبِهَا»؛ در عاقبت و پایان کار توقّف کرده و راضى است. وقتی شخص حکیم، حکمت را به دست آورد، با رهنمود حکمت پیش رفته و مخالف با آن قدم برنمی‌دارد.

حکمت، وسیلۀ هدایت

«وَ هُوَ هَادِي خَلْقِ اللَّهِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى»؛ امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: فرد حکیم، هدایت‌کنندۀ خلق خدا به‌سوی خداست؛ یعنی سالک حکیم همان‌طوری که می‌تواند در اثر قوّۀ حکمت، راه خوب و بد و فضیلت و رذیلت را تشخیص دهد و به‌سوی خدا گام بردارد، با نورانیّت و حکمتی که در او پدید آمده، می‌تواند خلق‌اللّه را هم به‌سوی خدا سوق دهد.

سپس از فرمایش جدّشان رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) شاهد می‌آورند: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله و سلم) لِعَلِيٍّ(علیه السلام): لَأَنْ يَهْدِيَ اللَّهُ عَلَى يَدَيْكَ عَبْداً مِنْ عِبَادِهِ خَيْرٌ لَكَ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ مِنْ مَشَارِقِهَا إِلَى مَغَارِبِهَا»؛

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به امام علی(علیه السلام) می‌فرماید: علی جان! اگر خداوند بنده‌ای از بندگانش را به دست تو هدایت کند، برای تو ارزشی دارد که از هر چه آفتاب از شرق تا غرب به آن تابیده بیشتر است؛ یعنی هرچه خورشید، این وسعت از دنیا را بگیرد، از تمام ممالک، تمام معادن و … در مقابل هدایتی که حاصل می‌شود هیچِ هیچ است.

حکمت آن‌قدر بلند و هدایت‌کننده است که دنیا نمی‌تواند در برابرش سر بلند کند؛ چون شخصی که به سبب ارشادهای حکیم، هدایت یافته، حقیقت و هدف از خلقت خود را پیدا می‌کند.

بنابراین نتیجۀ مبحث این شد که سعی کنیم در اثر سیر و سلوک و پیروی از دستورات، خلوص، صدق و راستی در این مسیر، نور حکمت را در قلب پیدا کنیم که راهنما و چراغ روشنی برای خود و دیگران خواهد بود.

 

برگرفته از کتاب عرفان اهل بیتی

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی

 

علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب عرفان اهل بیتی

 

 

 

[1]. بقره (2)، آیۀ 269.

[2]. مصباح الشريعة، ترجمۀ مصطفوى، ص 449 – 451.

[3]. عطار نیشابوری، لسان الغیب، ص 587 – 588.

[4]. مولوى، مثنوى معنوى، ص 279.

.[5] شعيري، جامع الأخبار، ص 94.

[6]. (خدا) دانش و حكمت را به هر كس بخواهد (و شايسته بداند) مى‏دهد؛ و به هر كس دانش داده شود، خير فراوانى داده شده است. و جز خردمندان، (اين حقايق را درک نمى‏كنند، و) متذكر نمى‏گردند. بقره (2)، آیۀ 269.

جدیدترین مطالب
عضویت در خبرنامه
اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات