مراحل اولیه سلوک الی الله

مراحل نخستین سلوک با خوف شدید، خشیت، تضرع، مناجات و گریه همراه است.

بسیاری از سالکان در ابتدای سلوک به دلیل حالت یقظه و یادآوری گناهان، غفلت‌ها و کاستی‌های گذشتۀ خود، دارای خوف و خشیت زیادی بوده و در عبادت‌ها و مناجات‌هایشان تضرع و گریه دارند.

سالک از طرفی وقتی به عمر از دست رفتۀ خود نگاه می‌کند که چطور در غفلت و گناه گذرانده و از سوی دیگر به ابدیتِ پس از مرگ می‌نگرد، دچار خوف شدیدی می‌شود که او را وادار به خشیت و خضوع می‌کند؛ لذا در تاریکی شب‌ها از خواب بیدار شده و با گریه، تضرع و مناجات از خدا می‌خواهد که او را بخشیده و هدایت فرماید.

از جمله دعاهایی که با حال سالک در اوایل سلوک هم‌خوانی دارد، مناجات تائبین و شاکین از مناجات‌های خمسة عشر امام زین‌العابدین(علیه السلام) است. در فرازی از مناجات توبه‌کنندگان می‌خوانیم:

«إِلَهِی أَلْبَسَتْنِی الْخَطَایا ثَوْبَ مَذَلَّتِی وَ جَلَّلَنِی التَّبَاعُدُ مِنْكَ لِبَاسَ مَسْكَنَتِی وَ أَمَاتَ قَلْبِی عَظِیم جِنَایتِی فَأَحْیهِ بِتَوْبَةٍ مِنْكَ یا أَمَلِی وَ بُغْیتِی وَ یا سُؤْلِی وَ مُنْیتِی»؛[1] خدایا! گناهان بر من لباس خواری پوشانده و دوری از تو جامۀ درماندگی بر تنم پیچیده و بزرگی جنایتم دلم را میرانده، پس آن را با توبه به درگاهت زنده کن ای آرزویم و مرادم و خواسته‌ام و امیدم.

یا در فرازی از مناجات الشاکین از نفس خود به خداوند(عز و جل) شکایت می‌کنیم:

«إِلَهِی أَشْكُو إِلَیكَ نَفْساً بِالسُّوءِ أَمَّارَةً وَ إِلَى الْخَطِیئَةِ مُبَادِرَةً وَ بِمَعَاصِیكَ مُولَعَةً وَ لِسَخَطِكَ مُتَعَرِّضَةً»؛[2] معبودم! از نفْسی که فراوان به بدی فرمان می‌دهد به تو شکایت می‌کنم، همان نفسی که شتابنده به‌سوی خطا و آزمند به انجام دادن گناهان و در معرض خشم توست.

سپس به محبت و عشق و انس الهی تبدیل می‌شود. سالک الی الله با همین تضرع‌ و زاری‌های شبانه و مراقبه، کم‌کم به صفا و پاکی قلب می‌رسد و در او مرتبه‌ای از انس و محبت به خداوند پیدا می‌شود، به‌گونه‌ای که در ادامۀ سلوک، عبادت‌ها و مناجات‌های او رنگ عشق و شوق به خود می‌گیرد.

از دعاهایی که در این مرحله با حال سالک راه رفته تطابق دارد، مناجات مریدین امام سجاد(علیه السلام) است که استاد ما مرحوم سید هاشم حداد(قدس سره) علاقۀ زیادی به آن داشت و در جلسات سلوکی بر خواندن آن تأکید زیادی می‌کردند. «ایشان سفارش می‌كردند هنگام غلبه و فورانِ آتش عشق و حبّ الهی مناجات مریدین را بخوانیم؛ زیرا این مناجات مطابق با حال عاشق است.»[3]

در یکی از فرازهای شیرین این مناجات به پروردگار متعال عرض می‌کنیم:

«سُبْحَانَكَ مَا أَضْیقَ الطُّرُقَ عَلَى مَنْ لَمْ تَكُنْ دَلِیلَهُ وَ مَا أَوْضَحَ الْحَقَّ عِنْدَ مَنْ هَدَیتَهُ سَبِیلَهُ إِلَهِی فَاسْلُكْ بِنَا سُبُلَ الْوُصُولِ إِلَیكَ وَ سَیرْنَا فِی أَقْرَبِ الطُّرُقِ لِلْوُفُودِ عَلَیكَ قَرِّبْ عَلَینَا الْبَعِیدَ وَ سَهِّلْ عَلَینَا الْعَسِیرَ الشَّدِیدَ وَ أَلْحِقْنَا بِعِبَادِکَ الَّذِینَ هُمْ بِالْبِدَارِ إِلَیكَ یسَارِعُونَ وَ بَابَكَ عَلَى الدَّوَامِ یطْرُقُونَ وَ إِیاكَ فِی اللَّیلِ وَ النَّهَارِ یعْبُدُونَ وَ هُمْ مِنْ هَیبَتِكَ مُشْفِقُونَ»؛[4]

[خدایا!] منزّهی تو، چه تنگ است راه‌ها بر کسی که تو راهنمایش نباشی و چه آشکار است حق، نزد کسی که راه را نشانش دادی؛ خدایا! ما را به راه‌های رسیدن به سویت بکشان و ما را از نزدیک‌ترین راه‌های ورود به بارگاهت ببر، دور را بر ما نزدیک کن و دشوار و سخت را بر ما آسان گردان و ما را به آن بندگانت که با چالاکی به‌سویت می‌شتابند و همواره درِ رحمتت را می‌کوبند ملحق کن؛ آنان‌که در هر شب و روز تو را عبادت می‌کنند و از حرمت و ارجمندی‌ات در هراسند.

عزیزم! شما اگر در سلوک استقامت بورزی و از دستورات و راهنمایی‌های استاد خود کاملاً پیروی کنی، عشق و محبتت به خداوند(عز و جل) شدت یافته و اگر خدا بخواهد مشمول جذبه‌های الهی و توحیدی خواهی شد. جذبه، کششی توحیدی از طرف خداوند متعال است که سالک الی الله در اثر آن، شوق و انگیزۀ زیادی برای حرکت و سلوک پیدا می‌کند. در روایت منسوب به پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله)، حضرت می‌فرماید:

«جَذبَةٌ مِن‏ جَذَباتِ‏ الرَّبِّ تُوازى عَملَ الثَّقَلَین‏»؛[5] یک جذبه از جذبه‌های حضرت حق برابر با عمل جنّ و انس است.

صدرالمتألهین(قدس سره) دربارۀ علت برابری یک جذبه از حضرت حق با عبادت انس و جنّ می‌گوید: زیرا جن و انس و اعمال آن‌ها همه جسمانی است و در معرض فنا و نابودی قرار دارد، اما جذبۀ حق از عالم روحانی بوده و فناناپذیر است.[6]

بنابراین بر سالک الی الله لازم است با تزکیه، تهذیب و تقویت جنبۀ روحانی و معنوی خویش، قلبش را برای دریافت جذبه‌ها و کشش‌های الهی و رحمانی آماده کند. از عارف کامل حضرت آیت الله سید علی آقا قاضی(قدس سره) نقل شده که فرمودند:

«انسان هیچ وقت نباید مأیوس شود و از دیر كرد نتیجه نباید دست از كار سیر و سلوک بردارد؛ زیرا ممكن است كسى با ناخن زمین را به تدریج بخراشد و سپس ناگهان به اندازۀ گردن شتر آب زلال و روان جارى شود.»[7]

عارف رومی گوید:

هم‌چو چَه‌كن خاک مى‏كن گر كسى

زین تن خاكى كه در آبى رسى

گر رسد جذبۀ خدا آب‏ معین

چاه ناكنده بجوشد از زمین‏

كار مى‏كن تو به گوش آن مباش‏

اندک اندک خاک چه را مى‏تراش

هر كه رنجى دید گنجى شد پدید

هر كه جدى كرد در جدى رسید[8]

بنابراین همان‌طور که بیان کردیم، حال سالک در ابتدای سلوک با خوف شدید، تضرع و گریه همراه است، سپس در ادامۀ راه، حال شوق، محبت و عشق پیدا کرده و مشمول جذبه‌های الهی خواهد شد. حتی ممکن است در مراحل پایانی سلوک، رجا بر خوف غلبه پیدا کند؛ لذا بیشتر عارفان، خراباتی هستند تا مناجاتی.

و به همین ترتیب که گفته شد از سلوک عملی به عشق قلبی و از شدت عشق به کمال نهایی و توحید شهودی عینی منتقل می‌گردد. اگر سالک در این راه استقامت کرده و وفادار بماند، ان‌شاءالله با توفیق حضرت حق(جل جلاله) به معرفت و توحید عینی که از مراتب بالای شهود باطنی و قلبی است حرکت کرده و به آن نائل خواهد شد.

باید توجه کنید که توحید بر دو قسم است:

  1. توحید علمی؛ یعنی فقط از راه علم و دانش و استدلال عقلی و نقلی در توحید پیش برود.
  2. توحید عینی؛ یعنی توحید در وجود سالک به فعلیت رسیده و به عینیت برسد. در این توحید، نگاه، گفتار، رفتار، احوال، اخلاق، شنیدار و همۀ وجود سالک عارفانه، وجدانی و توحیدی می‌شود؛ به همین جهت وقتی کسی به او نگاه کند، به یاد خدا می‌افتد و در واقع مصداق بارز روایت نبوی زیر می‌شود که فرمود:

«قَالَتِ الْحَوَارِیونَ لِعِیسَى یا رُوحَ اللَّهِ! مَنْ نُجَالِسُ؟ قَالَ: مَنْ یذَكِّرُكُمُ‏ اللَّهَ‏ رُؤْیتُهُ‏ وَ یزِیدُ فِی عِلْمِكُمْ مَنْطِقُهُ وَ یرَغِّبُكُمْ فِی الْآخِرَةِ عَمَلُهُ»؛[9] حواریون از حضرت عیسی(علیه السلام) پرسیدند: یا روح الله! با چه کسی هم‌نشین شویم؟ فرمود: با آن كه دیدارش شما را به یاد خدا اندازد و گفتارش بر دانش شما بیفزاید و كردارش شما را به آخرت ترغیب كند.

در این مرحله، مناجات‌های سالک با خدا رنگ معرفت به خود می‌گیرد و به خدا عرض می‌کند:

«إِلَهِی مَا أَلَذَّ خَوَاطِرَ الْإِلْهَامِ بِذِكْرِكَ عَلَى الْقُلُوبِ وَ مَا أَحْلَى الْمَسِیرَ إِلَیكَ بِالْأَوْهَامِ فِی مَسَالِكِ الْغُیوبِ وَ مَا أَطْیبَ طَعْمَ حُبِّكَ وَ مَا أَعْذَبَ شِرْبَ قُرْبِكَ فَأَعِذْنَا مِنْ طَرْدِكَ وَ إِبْعَادِكَ وَ اجْعَلْنَا مِنْ أَخَصِّ عَارِفِیكَ وَ أَصْلَحِ عِبَادِكَ وَ أَصْدَقِ طَائِعِیكَ وَ أَخْلَصِ عُبَّادِكَ»؛[10]

خدایا! چه لذّت‌بخش است در دل‌ها خاطرات الهام گرفته از یادت و چقدر شیرین است پویش به‌سوی تو با مَرکَب اندیشه‌ها در راه‌های غیب و طعم عشقت چه خوش و شربت مقام قربت چقدر گوارا است! پس ما را از راندن و دور کردنت پناه ده و از ویژه‌ترین عارفانت و شایسته‌ترین بندگانت و راست‌گوترین فرمان‌برانت و خالص‌ترین پرستندگانت قرار بده.

 

 

برگرفته از کتاب مشکات دل شرح «المطالب السلوکیه»

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی

 

علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب مشکات دل

 

 

[1]. شیخ حرّ عاملی، الصحیفة السجادیّة الثّانیة، ص 25.

[2]. همان، ص 28.

[3]. کمیلی خراسانی، نجوای سالکان، ص 222.

[4]. شیخ حرّ عاملی، الصحیفة السجادیّة الثّانیة، ص 41.

[5]. نجم‌الدين رازى، مرصاد العباد، ص 184؛ سید حیدر آملی، أنوار الحقيقة و أطوار الطريقة و أسرار الشريعة، ص 114.

[6]. «في الحديث النبوي(صلی الله علیه و آله): “جذبة من جذبات الحقّ توازي عمل الثقلين”؛ إذ الثقلان وأعمالهما جسمانيّة فانية من عالم الحدوث، وجذبة الحق روحانية باقية في عالم القدم، فلا يجوز عليها الانفصام والانقطاع والنفاد، فالمجذوب لا يتخلص منها أبد الآباد»؛ صدرالدين شيرازى، تفسير القرآن الكريم، ج 4، ص 223.

[7]. علامه طهرانى، معاد شناسى، ج 7، ص 236.

[8]. مولوی، مثنوی معنوی، ص 722.

[9]. كلينى، الكافي، ج 1، ص 39.

[10]. شیخ حرّ عاملی، الصحیفة السجادیّة الثّانیة، ص 50.

جدیدترین مطالب
عضویت در خبرنامه
اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو محصولات