سیره تربیتی آیة الحق سید هاشم حداد (رحمةالله علیه)
عرفان عملی به چگونگی ارتباط و انجام وظایف انسان نسبت به خود، جهان و خدا میپردازد. برای آنکه عارف سالک به اوج انسانیت، یعنی توحید، دست یابد، باید مراحل و منازلی را تحت هدایت و مراقبت یک انسان کامل که خود این راه را پیموده است، طی کند.
در این مقاله به بررسی سیرۀ تربیتی حضرت استاد خواهیم پرداخت:
1.همراهی علم و عمل در رشد شخصیت
عارف کامل آقای حداد(رحمةالله) دربارۀ حوزه علمیّه و علما میفرمود: «خیلی سخت است که طلاب، علوم ظاهری را بخوانند و مهذب شوند. علم، حجاب اکبر است. خیلی سخت و ناراحتکننده است که فرد در مراتب علمی حوزوی ترقّی کند ولی از نظر معنوی ساخته نشود و این معلومات برای او مثمر ثمر نگردد.» نظرشان این بود که طلاب با دو بال علم و عمل باید پرواز کنند تا به مقصود برسند. مجتهدین اهل عمل در سیر و سلوک زودتر به مقصد میرسند.
2.تأثیر عمل مربّی
گاهی ممکن است انسان با تندی و تحقیر، امر به معروف و نهی از منکر کند و فرد را به کلی از دین و اسلام دور کند، آیا این مورد رضای خداست؟ ما در شخصِ استاد چنین رفتارهایی را نمیدیدیم بلکه ایشان همانطور که در روایت آمده: «كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِالْخَيْرِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ لِيَرَوْا مِنْكُمُ الِاجْتِهَادَ وَ الصِّدْقَ وَ الْوَرَعَ؛[1] با غیر از زبان، دعوت كنندگان مردم به سوی خوبی باشید تا از شما تلاش و راستی و پرهیزكاری ببینند.»
با رفتار و کردارشان امر به معروف و نهی از منکر میکردند؛ یعنی نگاه، کلام، همه حرکات و حضورشان در میان ما تماما تربیت و درس بود؛ چون غرق در محبوب خود و مستغرق در ذکر بودند.
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: «اتَّقُوا اللّهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ اللّه؛[2]تقوا پیشه کنید تا خدا به شما علم و آگاهی دهد.» یا در جایی دیگر میفرماید: «إن تَتَّقُوا اللّهَ یَجعَل لَّکُم فُرقَانًا؛[3] اگر تقوا پیشه کنید خداوند برای شما فرقان قرار میدهد.» ما حقیقتاً این فرقان را در وجود این مرد بزرگ میدیدیم.
استاد معلّمی بود که سرتاسر وجودشان را عِلم فرا گرفته بود. آن هم چه عِلمی! عِلم ربّانی و ملکوتی، علم الهی و لَدنّی، «لَیسَ العِلمُ بِکِثرَةِ التَّعلِیمِ وَ التَّعَلُّم بَل هُوَ نُورٌ یَقذِفُهُ اللّهُ فِی قَلبِ مَن یَشَاء؛[4]علم به زیادی یادگیری و تعلیم و تعلّم نیست بلکه علم نوری است که خدا در قلب هر کس بخواهد قرار میدهد.»
3.دعوای صوری و جلوگیری از عصبانیّت روحی
یک قاعدۀ کلی تربیتی وجود دارد که اگر بخواهیم بچه را تربیت کنیم یا مثلاً میخواهیم مطلبی را به همسرمان بگوییم یا اینکه یکی ما را اذیت کرده و میخواهیم او را تنبیه کنیم در اینجا نباید خودمان را عصبی کنیم. حتّی در امربه معروف و نهی از منکر هم همینطور است.
آقای حداد(رحمةالله) میفرمود: «اگر با مردم یا فرزندان دعوا میکنی، دعوایت صوری باشد نه جدی تا نه خودت اذیّت بشی و نه آنها.» زیرا اگر با جدیت دعوا کنی هم برای تو ضرر دارد هم برای طرف مقابل؛ لذا از تهِ دل دعوا نکن، خودت را به جوش نیاور، اما اگر نیاز بود در ظاهر نشان بده، اَخم، پرخاش و برخورد کن؛ ولی عصبانیت از درون خوب نیست.
ایشان احوالات شاگردان را در نظر داشت و به ظرفیتها توجّه میکرد و با دستورات مشخص و معینی شاگردان را بهسوی کمال سوق میداد. برخی از این دستورات مشخص بود و برخی دیگر در مورد هر شاگردی متفاوت و بهصورت جداگانه بود، به این اعتبار رهنمودها و دستورها مختلف میشد.
به بعضی از شاگردان، دستورات ذکری و عملی میداد و به بعضی از شاگردان تقویت مزاج را توصیه میکرد، به بعضیها کمحرفی را دستور میداد، به بعضی از شاگردان که سابقه ریاضتی داشتند دستورهای ریاضتی نمیداد. به بعضی از شاگردان ارادت، محبت و دوستی را تأکید میکرد. گاهی هم بعضی را به اذن الهی با تصرفات روحی رشد میداد.
در اواخر عمر شریفشان به بنده فرمود: «از این به بعد باید خودت به کارهایت برسی.» در مسافرت لبنان به بنده گفتند: «از این جوانهای لبنانی چند نفر را جمع کن و از آنها دستگیری کن.» وقتیکه ایران آمدم فرمودند: «شما نزد سید محمدحسین طهرانی(رحمةالله) برو و با ایشان رفاقت کن.» اینها اشاره به احاطه و اشراف استاد بر احوال شاگرد دارد؛ چون عارف بیدلیل دستوری را نمیدهد.
استاد این نیست که فقط ذکری یا وِردی دهد؛ بلکه استاد کسی است که به جمیع احوال مرید خودش اشراف دارد. ما حتی در بعضی اوقات مسائل زندگیمان را مطرح میکردیم و از ایشان راهحل میخواستیم. گاهی مشکل خود را میگفتم و ایشان میفرمود: «درست میشود.» همین جملۀ «درست میشود» برای من تسکین بود.
گاهی استاد میفرمود: «از من بپرسید.» ولی همان موقع جواب نمیداد؛ شاید مسئله را پیش خودشان موشکافی میکرد یا منتظر الهام الهی بود و وقتی راهحلی برای این مشکل میدید جواب میداد.
برگرفته از کتاب حداد در آیینه حداد
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی
علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:
[1]. اصول کافی، ج ۲، ص ۱۰۵
[2]. بقره، آیه ۲۸۲.
[3]. انفال، آیه ۲۹.
[4]. فیض کاشانی، وافی، ج ۱، ص ۱۰.





