تعلیم آداب خوردن و آشامیدن به فرزندان
پدر و مادر باید همیشه مراقب باشند تا فرزندشان در غذاخوردن پرخوری نکنند. باید این نکته را به او بفهمانند که منظور از تغذیه و خوراک این است که انسان بتواند روی پا بایستد و نیرویی برای جسمش باشد تا بتواند فرمودههای خدا را بهتر انجام دهد. در دعای کمیل قوی شدن بدن برای عبادت را از خداوند درخواست میکنیم. «يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِّ قَوِّ عَلَى خِدْمَتِكَ جَوَارِحِي»؛[1] پروردگارا، پروردگارا، پروردگارا! اندام مرا بر خدمتگزاریات نیرومند ساز.
بنابراین خورد و خوراک برای لذّت نیست؛ بلکه برای سلامتی و قوّت جسم است. اگر غذا نخوریم و ضعف مفرط پیدا کنیم بیمار میشویم. بعضیها در اثر ریاضتهای زیاد گرفتار افسردگی و بیماری شدهاند، مثلاً معدهشان مشکل پیدا کرده است. ایشان میفرماید: فرزند را از لحاظ غذا محدود کنند تا پرخوری نکند. کوچک شمردن غذا در نظر فرزند برای این است که مبتلا به پرخوری و لذّتهای شکم نشود.
پرخوری اگر تبدیل به عادتی پایدار شود می تواند سلامت جسمی کودک را به خطر بیندازد. یکی از دلایل پرخوری کودک، انتخاب خوراکی بهعنوان جایزه است! این رفتار والدین، کودک را شرطی بار میآورد و او هرگز یاد نمیگیرد که غذا فقط برای رفع نیاز بدن و گرسنگی است. گفتهاند: «العقل السليم يكون في البدن السليم»؛ عقل سالم در بدن سالم میباشد.
یک راه تربیتی در مسئله غذا و خورد و خوراک فرزند این است که باید مراقب بود که دنبال اطعمۀ گوناگون نرود. اگر دنبال غذاهای رنگارنگ رفت، آن وقت تابع شکم میشود، دیگر نمیتوانید فرزندتان را درست تربیت کنید تا بندگی خدا را کرده و فردی مفید برای جامعه باشد. در بین غذاها؛ چون مزاج و طبع بچه گرم و تر است بهتر است غذای مزاج گرم؛ مثل گوشت گوسفندی به آنها داده شود تا بنیۀ استخوانی و جسمی آنها تقویت شود.
بچهها بستنی، چیپس، پفک و تنقلات را خیلی دوست دارند. اینها مفاسدی داشته و با غذای سنتی خانگی سازش ندارد. وقتی فرزند هر ساعت چیزی بخورد، وقت ناهار یا شام گرسنهاش نمیشود تا غذا میل کند. جلوی ریزهخواری و میانوعدههای غیرضروری را باید گرفت. باید طوری با فرزند عمل کرد که سر سفره با خانواده غذا بخورد و این کار مشروط به این است که قبل از ناهار یا شام غذای دیگری که ضرورت ندارد نخورده باشد.
آداب غذا خوردن
- انسان سر سفره ببیند این نان از کجا آمده است؟ چند دست گشته است؟ چه کسی به میوه طعم و رنگ داده است؟ همچنین بقیه خوراکیهایی که سر سفره هستند را با تفکر و تدبر اقدام به خوردن کند. همینطوری؛ مثل افراد غافل مرتب غذا نخورد که نفهمد چه خورده است.
سر سفره غذا اولین کار، توجه کردن به غذا است که از کجا آمده و چطور تولید شده است؟ قرآن میفرماید: {فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِه}؛[2] انسان باید به غذای خویش بنگرد. در ملاقات بهلول و جنید بغدادی این قضیه بیان شده است:
شیخ جنید بغدادی به عزم سِیر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او میرفتند شیخ از احوال بهلول پرسید. مریدان گفتند او مرد دیوانهای است. شیخ گفت: او را طلب کنید و بیاورید که مرا با او کار است. تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند و شیخ را پیش بهلول بردند. چون شیخ پیش او رفت دید که خشتی زیر سر نهاده و در مقام حیرت مانده، شیخ سلام نمود بهلول جواب او را داد و پرسید کیست؟ گفت: من جنید بغدادیام.
بهلول گفت تو ای ابوالقاسم که مردم را ارشاد میکنی آیا آداب غذا خوردن خود را می دانی؟ گفت: بسم الله می گویم و از جلوی خود میخورم. لقمه کوچک برمیدارم. به طرف راست می گذارم آهسته می جوم و به لقمه دیگران نظر نمیکنم. در موقع خوردن از یاد حق غافل نمیشوم. هر لقمه که میخورم الحمد لله می گویم و در اول و آخر دست میشویم. بهلول برخواست و گفت : تو می خواهی مرشد خلق باشی در صورتی که هنوز آداب غذا خوردن خود را نمی دانی و بهراه خود رفت.
پس مریدان شیخ گفتند یا شیخ این مرد دیوانه است. جنید گفت: دیوانهای است که بهکار خویشتن هشیار است و سخن راست را از او باید شنید و از عقب بهلول روان شد و گفت مرا با او کار است. چون بهلول به خرابهای رسید باز نشست. بهلول باز از او سوال نمود تو که آداب طعام خوردن خود رانمیدانی آیا آداب سخن گفتن خود را میدانی؟
گفت: سخن بهقدر اندازه میگویم و بیموقع و بیحساب نمیگویم و بهقدر فهم مستمعان می گویم و خلق خدا را به خدا و رسولش دعوت مینمایم. چندان سخن نمیگویم که مردم از من ملول شوند و دقایق علوم ظاهر و باطن را رعایت میکنم؛ پس هرچه تعلق به آداب کلام داشت بیان نمود. بهلول گفت: چه جای طعام خوردن که سخن گفتن نیز نمیدانی؛ پس برخواست و بهراه خود برفت.
مریدان شیخ گفتند: این مرد دیوانه است تو از دیوانه چه توقع داری. جنید گفت: مرا با او کار است شما نمیدانید. باز به دنبال او رفت تا به بهلول رسید. بهلول گفت: تو از من چه میخواهی تو که آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمیدانی! آیا آداب خوابیدن خود را میدانی؟ گفت آری میدانم. چون از نماز عشا فارغ می شوم داخل جامه خواب میگردم؛ پس آنچه آداب خوابیدن بود که از بزرگان دین رسیده بیان نمود .
بهلول گفت: فهمیدم که آداب خوابیدن هم نمیدانی خواست برخیزد جنید دامنش را گرفت و گفت: ای بهلول من نمیدانم تو قربة الی الله مرا بیاموز. گفت: تو ادعای دانایی میکردی؟ شیخ گفت: اکنون به نادانی خود معترف شدم. بهلول گفت: اینها که تو گفتی همه فرع است و اصل شام(غذا) خوردن آن است که لقمه حلال را باید و اگر حرام را صد از اینگونه آداب بهجای آوری فایده ندارد و سبب تاریکی دل میشود.
و در سخن گفتن باید اول دل پاک باشد و نیت درست باشد و آن سخن گفتن برای رضای خدا باشد و اگر براي غرضی یا برای امور دنیوی باشد یا بیهوده و هرزه باشد به هر عبارت که بگویی وبال تو باشد پس سکوت و خاموشی بهتر و نیکتر باشد و در آداب خوابیدن اینها که گفتی فرع است. اصل این است که در دل تو بغض و کینه و حسد مسلمانان نباشد. حب دنیا و مال در دل تو نباشد و در ذکر حق باشی تا به خواب روی.
جنید دست بهلول را بوسید و او را دعا کرد و مریدان که حال او را بدیدند که او را دیوانه میدانستند خود را و عمل خود را فراموش کردند و از سر گرفتند.[3]
ای سالک باید به تک تک غذاها نگاه کنی که از دست چه کسی میگیری، امروزه بعضی از غذاها شباهت به غذای اروپاییها، صهیونیسم و دشمنان اسلام دارد که لازم است از این نوع غذاها دوری کرد. بعضی از غذاها ممکن است حلال باشد؛ ولی طیب نباشد به این مطلب هم باید توجه کرد. خداوند در قرآن میفرماید: {يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا}؛[4] ای مردم! از آنچه در زمین است، حلال و پاکیزه بخورید.
- سر سفره به چهره دیگران نگاه نکند، حواسش جای دیگر نباشد، نگاهش به غذای خودش باشد.
- مدام دستش را این طرف و آن طرف دراز نکند.
- برای معدهاش خوب نیست؛ بلکه باید با تأنی بخورد تا غذا هضم شود مخصوصاً هنگامی که با گروهی غذا میخورد باید به آرامی غذا بخورد تا سایر افراد از غذا محروم نمانند. امام باقر(علیه السلام)فرمود: «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) إِذَا أَكَلَ مَعَ الْقَوْمِ كَانَ أَوَّلَ مَنْ يَضَعُ يَدَهُ مَعَ الْقَوْمِ وَ آخِرَ مَنْ يَرْفَعُهَا لِأَنْ يَأْكُلَ الْقَوْم»؛[5] رسول خدا(ص) هر وقت با گروهی غذا میخوردند برای اینکه آنها غذا بخورند اولین فردی بود که شروع به غذا خوردن میکرد و آخرین فردی بود که از غذا دست میکشید.
- لقمه را به اندازۀ دهانش بردارد تا اینکه بتواند خوب بجود.
«خوب است مَهما اَمکن او را به نان خالی عادت دهند»؛[6] شیخ محمد بهاری (ره) میفرماید: غذای بچه تا مدتی با نان باشد مخصوصاً اوّل کودکی که هنوز کاملاً دندان در نیاورده است و نمیتواند غذا را هضم کند؛ البته جنبه تقویت بدن را هم دارد، میگویند: نان، بند جان است.
روایات زیادی درباره اهمیت نان که از گندم و جو درست میشود از اهلبیت(علیهم السلام) بهدست ما رسیده است. پیامبر اکرم(ص) میفرماید: «أَكْرِمُوا الْخُبْزَ فَإِنَّهُ قَدْ عَمِلَ فِيهِ مَا بَيْنَ الْعَرْشِ إِلَى الْأَرْضِ وَ مَا فِيهَا مِنْ كَثِيرٍ مِنْ خَلْقِهِ»؛[7] نان را گرامی بدارید؛ زیرا برای بهدست آمدن آن، آنچه بین آسمان و زمین است مؤّثر بوده و بسیاری از آفریدگان خداوند در روند تولید آن نقش داشتهاند.
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
تا تو نانی به کف آریّ و به غفلت نخوری
همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار
شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری
سالک نباید به نان بی احترامی کند. نان حرمت دارد. از پیامبر(ص) روایت داریم: «أَكْرِمُوا الْخُبْزَ وَ عَظِّمُوهُ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَنْزَلَ لَهُ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَ أَخْرَجَ بَرَكَاتِ الْأَرْضِ مِنْ كَرَامَتِهِ أَنْ لَا يُقْطَعَ وَ لَا يُوطَأَ»؛[8] نان را بزرگ دارید و آن را محترم شمارید که خدای متعال برای آن، برکاتی از آسمان فرو فرستاده و برکات زمین را بیرون آورده است؛ از جمله احترام گزاری به نان، آن است که آن را نبرند و زیر پا نیندازند.
در روایات آمده است افرادی به نان بیاحترامی کردند و خداوند آنها را مجازات کرد. از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است: «إِنِّي لَأَلْحَسُ أَصَابِعِي مِنَ الْأُدْمِ حَتَّى أَخَافَ أَنْ يَرَانِي خَادِمِي فَيَرَى أَنَّ ذَلِكَ مِنَ التَّجَشُّعِ وَ لَيْسَ ذَلِكَ كَذَلِكَ إِنَّ قَوْماً أُفْرِغَتْ عَلَيْهِمُ النِّعْمَةُ
وَ هُمْ أَهْلُ الثَّرْثَارِ فَعَمَدُوا إِلَى مُخِّ الْحِنْطَةِ فَجَعَلُوهَا خُبْزاً هَجَاءً وَ جَعَلُوا يُنَجُّونَ بِهِ صِبْيَانَهُمْ حَتَّى اجْتَمَعَ مِنْ ذَلِكَ جَبَلٌ عَظِيمٌ قَالَ فَمَرَّ بِهِمْ رَجُلٌ صَالِحٌ وَ إِذَا امْرَأَةٌ وَ هِيَ تَفْعَلُ ذَلِكَ بِصَبِيٍّ لَهَا فَقَالَ لَهُمْ وَيْحَكُمْ اتَّقُوا اللَّهَ(عز و جل) وَ لَا تُغَيِّرُوا مَا بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَقَالَتْ لَهُ كَأَنَّكَ تُخَوِّفُنَا بِالْجُوعِ أَمَّا مَادَامَ ثَرْثَارُنَا تَجْرِي فَإِنَّا لَا نَخَافُ الْجُوعَ قَالَ فَأَسِفَ اللَّهُ(عز و جل)
فَأَضْعَفَ لَهُمُ الثَّرْثَارَ وَ حَبَسَ عَنْهُمْ قَطْرَ السَّمَاءِ وَ نَبَاتَ الْأَرْضِ قَالَ فَاحْتَاجُوا إِلَى ذَلِكَ الْجَبَلِ وَ أَنَّهُ كَانَ يُقْسَمُ بَيْنَهُمْ بِالْمِيزَانِ»؛[9]
من انگشتهاى خود را بعد از طعام مىليسم به مرتبهاى كه مى ترسم خادم من گمان كند كه اين از حرص من است، چنين نيست؛ بلكه براى احترام به نعمت الهى است. گروهى بودند كه حق تعالى نعمت فراوان به ايشان كرامت فرموده بود و ايشان نهرى داشتند كه آن را ثرثار مىگفتند. پس از وفور نعمت، به نانهاى خوب كه از مغز خالص گندم پخته بودند اطفال خود را استنجا (پاک کردن مدفوع) مىكردند تا آنكه كوهى از نانهاى نجس جمع شد،
روزى مرد صالحى گذشت بر زنى كه طفل خود را به اين نان استنجا مىكرد؛ پس گفت: از خدا بترسيد و به نعمت الهى مغرور نشويد و كفران نعمت خدا نكنيد. آن زن گفت: گويا ما را به گرسنگى مى ترسانى! تا اين نهر ثرثار ما جارى است، ما از گرسنگى نمىترسيم.
پس حق تعالى بر ايشان غضب فرمود و آن ثرثار را از ايشان قطع كرد و باران آسمان و گياه زمين را بر ايشان حبس كرد؛ پس محتاج شدند به آنچه در خانههاى خود داشتند، چون آنها تمام شد محتاج شدند به آن كوهى كه از نانهاى استنجا جمع كرده بودند كه در ميان خود به ترازو قسمت مىكردند.
اینکه شیخ بهاری(ره) تأکید روی نان دارد؛ چون روایت داریم: «خَيرُ طَعامِكُم الخُبزُ»؛[10] بهترين غذاى شما نان است .البته نانهای امروزه فاقد مواد مغذی لازم هستند و باید از نانهای سبوسدار و یا از جایگزین اینها استفاده کرد.
اینکه شیخ بهاری(ره) میگوید: خوب است مَهما اَمکن او را به نان خالی عادت دهند برای این است که اگر بچه را از اوّل اینطور عادت دادیم دیگر در مسائل زندگی، زیاد خودش را به رنج و زحمت نمیاندازد. اگر کمبودهایی در زندگی پیدا شد، میتواند صبر کند؛ ولی اگر از اوّل انسان فرزندش را به انواع و اقسام اطعمه عادت داد دیگر نمیتواند آنچنان صبور باشد؛ البته اقتضای زمان و مکان را در نظر داشته باشید.
غذای شب بیشتر باشد تا قوّت جسمی را در شب تحصیل کند. اگر در روز غذای زیاد بخورد کسل میشود و در اثر پرخوری علاوه بر اینکه به خواب زیاد محتاج میشود و از کارهای لازم عقب میماند، بَلِیدُ الْفَهم هم میشود؛ یعنی ذهنش در اثر پرخوری و پرخوابی کُند میشود. بخارهای معده به مغزش میخورد و حافظه را ضعیف میسازد.
مستحبات غذا خوردن
- پیش از غذا دستها را بشوید و آنها را خشک نکند.
- بعد از غذا نیز دستها را بشوید و با دستمال خشک کند.
- اگر جمعی بر سر سفره نشستهاند، بهتر است ظرف آبی دور داده شده و همه دستشان را بشویند؛ بدین صورت که پیش از غذا، اوّل میزبان (صاحب غذا) دست خود را بشوید، بعد کسى که طرف راست او نشسته و همین طور تا برسد به کسى که طرف چپ او نشسته است و بعد از غذا، اوّل کسى که طرف چپ میزبان نشسته دست خود را بشوید و همینطور تا به میزبان برسد.
- روی زمین، متواضعانه بنشیند و غذا بخورد.
5.میزبان پیش از مهمانان شروع به غذا خوردن کند و بعد از همه دست بکشد.
- اوّل غذا «بِسْمِ اللّه» یا «بِسْمِ اللّهِ الرّحمٰنِ الرّحیٖم» بگوید و اگر سر یک سفره چند نوع غذا باشد، هنگام خوردن هر کدام از آنها نام خداوند متعال را ببرد و کسی که نام خداوند متعال را هنگام شروع به غذا خوردن فراموش کرده، هر موقع یادش آمد، بگوید: «بِسْمِ اللّهِ عَلىٰ أوّله وآخِره».
- بعد از غذا و همچنین قبل از شروع به غذا خوردن و بین آن، خداوند متعال را حمد کند.
- با دست راست غذا بخورد.
- با سه انگشت یا بیشتر غذا بخورد.
- اگر چند نفر سر یک سفره نشستهاند، هر کسى از غذاى جلوى خودش بخورد.
- لقمه را کوچک بردارد.
- غذا را خوب بجود.
- سر سفره زیاد بنشیند و غذا خوردن را طول بدهد.
- 14.سعی نماید بهجهت احترام غذا و قدرشناسی نسبت به نعمتهای الهی، چیزی از غذا – هرچند اندک – بلا استفاده باقی نماند و این مطلب به اموری محقّق میشود:
الف. باقیماندۀ غذا در دهان – غیر از آنچه با خِلال کردن از لای دندانها خارج میشود – را بخورد.
ب. انگشتها را بمکد یا بلیسد.
ج. داخل ظرف غذا را با لیسیدن و غیر آن پاک کند.
د. مقداری از غذا یا خردههای نان که داخل یا بیرون سفره میریزد را جمع کرده و بخورد؛ ولى در بیابان، جنگل و مانند آن بهتر است آنچه میریزد، براى پرندگان و حیوانات بگذارد.
- فرد بعد از غذا خِلال[11] نماید، البتّه خلال نمودن با چوب ریحان (هر گیاه خوشبو) و شاخۀ انار و نى و برگ درخت خرما مکروه شمرده شده است.
- بعد از خوردن غذا، به پشت دراز بکشد و پاى راست را روى پای چپ بیندازد.
- در اوّل غذا و آخر آن، اندکی نمک بخورد، یا اوّل غذا و آخر آن کمی سرکه بیاشامد یا اوّل غذا کمی نمک و آخر آن کمی سرکه بخورد.
- میوهها و سبزیجات را پیش از خوردن، تمیز بشوید.
- در خوردن میانهروی نماید و قبل از سیر شدن دست از غذا خوردن بکشد.
از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که فرمود: هنگامى که یکى از شما غذا میخورد، یک سوّم شکم را به غذا اختصاص دهد، یک سوّم را برای آشامیدن و یک سوّم دیگر را برای سهولت نَفَس کشیدن خالی نگه دارد.
مكروهات غذا خوردن
- غذا خوردن در حال سیری.
- پرخوری.
- غذا خوردن در حال جنابت، مگر آنکه وضو بگیرد یا صورت و دستها را بشوید و مضمضه کند و اگر تنها دستها را بشوید کراهت کمتر میشود.
- خوردن غذای داغ.
- نگاه کردن بهصورت دیگران در هنگام غذا خوردن.
- فوت کردن و دمیدن در غذا.
- با دست چپ غذا خوردن، البتّه خوردن انگور و انار با دو دست مذموم نیست.
- غذا خوردن با دو انگشت.
- تمیز کردن گوشتى که به استخوان چسبیده، طورى که اصلاً چیزى در آن نماند.
- پوست کندن میوههایى که با پوست خورده میشود.[14]
- دور انداختن میوه پیش از آنکه فرد کاملاً آن را بخورد، البتّه اگر مقدار قابل توجّهى از میوه باقى مانده باشد، تضییع آن اسراف و حرام است.[15]
مستحبات آشاميدن آب
- آب را بهطور مکیدن بیاشامد.
- در روز، ایستاده آب را بیاشامد.
- با سه نفس آب را بیاشامد.
- از روی میل آب را بیاشامد.
- پیش از آشامیدن آب «بِسْمِ اللّه» یا «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیٖم» بگوید.
- بعد از آشامیدن آب، حضرت ابى عبداللّه الحسین و اهلبیت ایشان(علیهم السلام) را یاد کند و قاتلان آن حضرت و قاتلان اصحاب آن بزرگوار – لعائن اللّه علیهم أجمعین – را لعنت نماید.
- بین آشامیدن آب و بعد از آن، حمد خداوند متعال نماید. [16]
مكروهات آشاميدن آب
- زیاد آشامیدن آب.
- آشامیدن آب بعد از غذاى چرب.
- آشامیدن آب در شب بهطور ایستاده.
- آشامیدن با دست چپ.
- آشامیدن از جاى شکستۀ کوزه یا ظرف و طرفی که دستۀ آن است.
- فوت کردن و دمیدن در آشامیدنی.
- آشامیدن در حال جنابت، مگر آنکه وضو بگیرد یا صورت و دستها را بشوید و مضمضه کند و اگر تنها دستها را بشوید کراهت کمتر میشود.[17]
برگرفته از کتاب سبک زندگی سلوکی شرح «تذکرة المتقین آیت الله حاج شیخ محمد بهاری همدانی (ره)»
تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی (دام ظلّه)
علاقه مندان جهت خرید و مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

[1]. شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ج 2، ص 849.
[2] . عبس(80)، 24.
[3] . مجتهدی، هاشم، حکایات عاقل مجنوننما، ص 93.
[4] . بقره(2)، آیه 168.
[5]. برقى، احمد بن محمد، المحاسن، ج 2، ص 449.
[6] . بهاری همدانی، تذکرة المتقین، ص 74.
[7] . شیخ کلینی، کافی، ج6، ص 302.
[8] . برقی، محاسن، ج 2، ص 585.
[9] . شیخ کلینی، کافی، ج 12، ص 395.
[10] . علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 59، ص 292.
[11] . غذاهای باقیمانده در لابلای دندانها را با مسواک و چوب خلال و مانند آن تمیز نماید.
[12] . البتّه حکم مذکور کلّیّت ندارد و گاهی عواملی مانند ضعف بدن، مریضی و ضرر، نوع فعالیّت بدنی، طولانی بودن مدّت روز، کیفیّت غذا و غیر آن موجب افزایش وعدههای غذایی فرد میشود.
[13] . توضیح المسائل جامع آیت الله سیستانی ج 2، مسأله 1425.
[14] . البتّه اگر پوست میوه در هنگام مصرف، آلوده به مواد شیمیایی و سموم دفع آفات و مواد مضرّ دیگر باشد، حکم مذکور شامل آن نمیشود.
[15] . توضیح المسائل جامع آیت الله سیستانی ج 2، مسأله 1426.
[16] . همان، مسأله 1427.
[17] . توضیح المسائل جامع آیت الله سیستانی ج 2، مسأله 1428.




